Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771117-43860S6

Date of Document: 1999-02-06

اليگودرزي كه مي شناختم... و اكنون نيست غمنامه يك اليگودرزي سابق، درباره وضعيت كنوني اين شهر افسوس كه امروز وقتي از پس دامنه هاي زاگرس به اليگودرز مي نگري ديگر هيچ نشاني نمي يابي از آن شهر پونه زار و باغستان ها... خاطره اليگودرز براي كساني كه از ساليان دور با اين شهر آرميده در دامنه زاگرس آشنايند يادآور باغهاي سبز و كشتزارهاي وسيع است كه اگر امروزش را نديده باشي بسيار خاطره دل انگيزي خواهد بود. به يادآوردن سالهاي نه چندان دور آن براي كساني چون من كه هنوز گرد سپيدي ايام بر رخسارشان ننشسته چندان مشكل نيست. جوي پرآب خيابان ده محمد رضا با درختان سربه فلك كشيده، كنار آن، رونق خيابان رودكي، سبزي خيابان پونه زار و گرمي بازار كهنه با آن ريش سفيدان درستكار قابل احترام و كسبه جوان خونگرم و صميمي كه در شادي و غم ياور هم بودند فراموش شدني نيست. ديوارهاي گلي خانه هاي شهر و آجرهاي گري ساختمانهاي آن همگي بوي سادگي و صميميت مي داد. اگر نمي شد اليگودرز را جزء شهرهاي پيشرفته بداني، كه حقيقت امر هم چنين است، مي توانستي آن را يك شهر متوسط محسوب كني كه رو به پيشرفت بود. افسوس كه امروز از پس مناظر زيباي بيرون شهر و دشتهاي سرسبز دامنه كوههايي كه اليگودرز را در آغوش گرفته اند وقتي به مدخل شهر مي رسي، جز ويراني چيزي نمي بيني. گسترش شهر در اطراف هسته مركزي آن بدون توجه به هيچ ضابطه شهرسازي و حتي رعايت ابتدايي ترين قوانين شهري با كوچه هاي پراز پستي و بلندي همراه خروارها خاك، اليگودرز را به روستايي بزرگ تبديل كرده كه اميدي به آباداني آن نيست. بافت جمعيتي شهر بطور كلي تغيير يافته و ديگر موقع قدم زدن در شهر كمتر چهره آشنايي مي بيني. رودخانه پرآب و زيباي ديروز شهر، امروز به لجن زاري از فضولات شهري تبديل شده، ديگر از باغهاي سرسبز شهر اثري نيست و بافتي آشفته و نابسامان جاي آن را گرفته است. از بيمارستان شهر با آن حياط پرگل و گياه جز ساختمانهاي فرسوده و روبه ويراني چيزي باقي نمانده، بيمارستان تازه ساز شهر وضعيتي به مراتب بدتر از آن دارد. حتي خانه هاي مسكوني كه ساليان قبل طراوت و شادابي در كالبدشان مشهود بود، امروز دلمرده اند. شايد ديگر براي كسي رغبت تعمير و نگهداري منزل خويش هم نمانده است. شهرهاي اطراف كه روزي در قياس با اليگودرز شهركي بيش نبودند امروز به لحاظ مسائل شهرسازي و شهرنشيني از اليگودرز پيشي گرفته اند. حكايت امروز كساني كه ريشه اي در گذشته اليگودرز دارند و تعلقي به حكايت آن، غم انگيز كساني است كه به خانه پدري خود عشق مي ورزند ولي در عين حال شاهد فرو ريختن سقفها و ديوارهاي آنند. پس از مشاهده اين چنين وضعيت رقت باري ناخودآگاه مي انديشي، شهري با اين همه امكانات بالقوه كه فرزندانش چه به لحاظ مراتب علمي و چه رده هاي اجرائي از جايگاه بلندي برخوردارند، شهري كه در نهايت فقر موسيقي، زادگانش در موسيقي فجر هفتاد و شش خوش مي درخشند و از همه مهمتر شهري كه با تقديم هفتصد شهيد سرافراز به آستان اسلام و ايران مراتب اسلام خواهي و وطن دوستي خود را اينگونه به اثبات رسانيده، آيا اين چنين مستحق بي مهري؟ است وقتي از قريه خرهه در امتداد جاده خمين سربر مي گرداني و به دورنماي زيباي شهر با پس زمينه كوههاي با صلابت زاگرس و قله اشترانكوه مي نگري، پيش خود مي انديشي آيا بار ديگر كه اليگودرز را ملاقات كني از اينكه هست ويرانترش خواهي؟ يافت بي ترديد اگر بناست چنين نشود، همت بلند همه مردمان اين سرزمين را مي طلبد كه آمال بلند همگان را برمنافع فردي خويش مقدم شمارند. اليگودرز نمونه اي از برخي شهرهاي كشورمان است كه امروزه با اين مسئله مواجه اند. مسئله گسترش بي ضابطه عارضه ايست كه گريبانگير پاره اي شهرهاي كشورمان شده، كه پيامد آن به هم ريختگي بافت شهرها، از بين رفتن فضاي سبز و باغات، كمبود امكانات شهري و نهايتا كم شدن آرامش و آسايش به ويژه در شهرهاي كوچك بوده است. در چنين شرايطي بدليل آشفتگي اجتماعي ناشي از ازدياد يكباره جمعيت، هجوم مهاجرين ناآشنا با سنتهاي محلي، تغيير سريع و محسوس بافت جمعيتي، زنجيره اتصال فرهنگي، اجتماعي افراد جامعه گسسته و چاره اي جز مهاجرت و ترك ديار براي نيروهاي فعال و پرتحرك به شهرهاي بزرگ كه از امكانات شهري مناسبتري برخوردار باشند باقي نمي گذارد. نگرشي دقيق و همه جانبه به وضعيت اكثر نيروهاي فعال، انديشمندان و فرهيختگان جامعه در زمينه هاي مختلف ( علمي، فرهنگي، سياسي و... ) در حال و گذشته اين حقيقت را آشكار مي سازد كه غالبا در چنين شهرهايي زاده شده، ريشه يافته اند و به بالندگي رسيده اند و اگر تحليل رفتن نيروهايي از اين دست را در شهرهاي كوچك شاهد باشيم، نگراني در خصوص تامين نيروهاي فرهيخته آينده كشور بي مورد نخواهد بود. طرح اين موضوع به هيچ عنوان به منزله پيشگيري از تغييرات شهري نيست چرا كه هر شهر نيازمند تغيير و تحول همگام با زمان مي باشد، بلكه طرح موضوع به منظور تاكيد بر هدفمند نمودن و ساماندهي اين تغييرات تحت مديريتي توانا و متخصص مي باشد، كه اولا از امكانات موجود شهر آگاهي كامل داشته و نسبت به سنتهاي منطقه آشنا باشد. ثانيا در بكارگيري اين امكانات با توجه به سنتها جهت توسعه آينده شهر از دانش و توانايي كافي برخوردار باشد. محمد جواد رشيدي