Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771117-43854S3

Date of Document: 1999-02-06

چگونه با عملكرد تحصيلي كودكان برخورد؟ كنيم واكنش والدين و مربيان به عملكرد تحصيلي كودكان و تاثير آن در بهداشت رواني دانش آموزان به غير از خانواده، موءسسات و مراكز مختلفي از دوران طفوليت تا نوجواني در اجتماعي كردن كودكان، ميزان انگيزش و سلامت رواني، نقش عمده اي بازي مي كنند. يكي از اين مراكز مدرسه و محيط آموزشگاه است. مدرسه محيطي است براي رشد اجتماعي كودك و نيز جايي است كه كودك مهارتهاي تحصيلي را مي آموزد. مقصود از فرستادن كودكان به مدرسه نيز، در درجه اول آموزش مهارتهاي شناختي و اطلاعاتي به آنان است. اما مدرسه به مراتب بيشتر از اينها ايفاي نقش مي كند و در شكل گيري انگيزش و سلامت رواني آنان تاثير مي گذارد. در واقع ايام تحصيل در آموزشگاه علي الخصوص دوره ابتدايي، نه تنها دوران شخصيت ساز كودكان و نوجوانان است بلكه اين ايام دوره هاي انتقالي زندگي نيز هستند كه استرس شديدي را به همراه دارند. اكثر صفات شخصيتي نظير همكاري يا عدم همكاري، خودخواهي يا از خود گذشتگي، وابستگي يا اتكاء به نفس، بي اعتمادي يا اعتماد به نفس و سلامتي يا اختلالات رفتاري در اين دوران شكل مي گيرد. در طول دوران تحصيل نوع برخورد معلمان، اولياي مدرسه و نيز والدين با چگونگي عملكرد كودكان موجب شكل گيري ويژگيهاي رفتاري مختلفي مي شود كه آنها نيز ميزان انگيزش و نهايتا سلامتي و بهداشت رواني دانش آموزان را تحت تاثير قرار مي دهند. از جمله اين ويژگيها و خصوصيات شكل گيري عاطفه درسي ( ) 1 عاطفه آموزشگاهي ( ) 2 خود تحصيلي ( ) 3 و در نهايت خودپنداره ( ) 4 افراد است. هدف مقاله حاضر بررسي اين مفاهيم از طريق ارائه مثالهاي مناسب و نيز معرفي رفتارهايي در جهت تامين سلامتي و بهداشت رواني دانش آموزان است. همگي ما ممكن است به ياد داشته باشيم كه به بعضي از معلمان علاقه داشته ايم و به برخي ديگر بي علاقه بوده ايم، معلماني را به خاطر مي آوريم كه نوع برخورد و رفتار آنها انگيزه بسياري در ما ايجاد مي كرد و يا موجب دلسردي چنين مي شد واكنشهايي تا حدودي بستگي به خصوصيات شخصي معلمان دارد و اين خصوصيات بر فرد فرد دانش آموزان تاثير متفاوتي دارد. هنگام مصاحبه و گفتگو با دانش آموزاني كه دچار افت تحصيلي هستند يا ترك تحصيل كرده اند، معمولا با چنين مسايلي برخورد مي كنيم بسيار، شنيده يا ديده ايم كه افراد اولين تجربه خود از مدرسه و محيط آموزشگاه را عامل اصلي ادامه يا ترك تحصيل ذكر هر مي كنند چند اين مساله در مورد تمام افرادي كه ترك تحصيل كرده اند صادق نيست اما در موارد زيادي واقعيت دارد. اينها همان عواطف مربوط به درس، آموزشگاه و خود تحصيلي هستند. كودكان در اولين روز ورود به مدرسه و آغاز رسمي تحصيلات خويش آگاهي كافي از ويژگيها و خصوصيات محيط آموزشگاه ندارند و رفتار آنها همراه با نوعي ترس و ابهام است. اما تجارب اوليه در محيط آموزشگاه كل زندگي آنها را تحت تاثير قرار مي دهد و به عبارتي مسير آينده آنها را مشخص كودكي مي سازد كه وارد مدرسه مي شود اگر با معلمان مهربان و دلسوز برخورد نمايد كه با گرمي و صميميت باوي رفتار مي كنند به كارهاي درست او پاداش مي دهند و اشتباهات او را با خوشرويي گوشزد كرده و او را راهنمايي مي كنند، مدرسه و فعاليتهاي مربوط به آن و نيز بودن در مدرسه را شادي بخش مي داند و روزهاي بعد نيز به انجام فعاليتهاي مربوط به آن علاقه مندتر مي شود. بدون يادآوري و اصرار والدين تكاليف خود را انجام مي دهد و براي رفتن به مدرسه لحظه شماري مي كند. به عبارت ديگر به مدرسه و فعاليتهاي مربوط به آن علاقه مند مي شود و اين علاقه مندي به مدرسه گام بزرگي در جهت تامين اعتماد به نفس و ايجاد انگيزش و نيز سلامت رواني فرد است. از طرف ديگر اگر كودك در همان روزهاي نخست ورود به مدرسه با برخوردهاي تند و خشن معلم روبرو شود، در كودك احساس ترس و نوميدي بوجود مي آيد و اين احساس مانع تلاش او در جهت انجام وظايف و تكاليف مدرسه شده و منجر به خشم و تندخويي بيشتر معلمان مي شود و دور باطلي شكل مي گيرد كه در نتيجه آن، در كودك نسبت به مدرسه بي علاقگي و تنفر ايجاد مي شود. در اين صورت كودكان حتي با وجود اصرار والدين از انجام تكاليف خود طفره مي روند، تمارض به بيماري مي كنند و به هر كاري دست مي زنند تا خود را از شر مدرسه و فعاليتهاي آن راحت سازند. نتيجه اين خصوصيات نيز افت شديد انگيزش و علاقه به مدرسه و آسيب به سلامت رواني او خواهد بود. بنابراين تجارب موفق و ناموفق دانش آموزان در سالهاي اوليه تحصيل در مدرسه از ويژگيهاي شخصيتي معلمان و دروس خاص ناشي مي شود و در نتيجه اين تجارب اوليه، احساس و عواطف معيني نسبت به معلمان و دروس آنان در دانش آموزان شكل مي گيرد. بلوم ( ) 5 اين احساسها را عاطفه درسي يا عاطفه مربوط به موضوع درس ناميده است. عاطفه درسي به ميل مثبت يا منفي نسبت به يك درس يا دروس خاص اطلاق مي شود زماني كه درس خاصي به دانش آموز آموزش داده مي شود و تكاليف و وظايف خاصي از او خواسته مي شود فعاليتهاي دانش آموز از طرف معلم ارزشيابي كمي و كيفي مي شود مثلا به او نمره داده مي شود نتيجه عمل كودك از طرف والدين و اطرافيان نيز مورد ارزشيابي قرار مي گيرد و واكنشهاي متناسبي نسبت به فعاليتهاي او اعمال مي شود. به عبارت ديگر مورد تاييد يا تشويق يا مورد مذمت يا سرزنش قرار مي گيرد. اگر دانش آموز به شواهدي دست يابد كه او را مطمئن سازد يادگيري تكاليف وي خوب انجام گرفته احتمالا در يادگيري بعدي آن درس با اشتياق و اطمينان كوشش خواهد كرد، اما اگر برخورد و قضاوتهاي معلم و والدين احساس عدم موفقيت را در او القا كند با علاقه و اطمينان كمتري به يادگيري همان مطلب يا مطلب مشابه بعدي خواهد پرداخت (تقويت و تصميم ) بنابراين، در يادگيري هر مطلب نوعي قضاوت درباره تواناييها و شايستگيهاي خود از سوي معلم و والدين دريافت مي كند و خود نيز به نوعي قضاوت درباره خودش مي پردازد. در ادامه اين روند، بالاخره به نوعي قضاوت قطعي درباره توانايي خود در رابطه با آن موضوع درسي مي رسد كه آيا توانايي يادگيري آن مطلب درسي يا دروس مشابه را دارد يا نه. و اين همان عاطفه درسي است، اگر عاطفه مثبت شكل گيرد در خود تواناييهاي خاص را براي يادگيري آن مطلب احساس مي كند و اگر عاطفه منفي بوجود آيد خود را از يادگيري مطالب آن درس ناتوان احساس مي كند. پس از شكل گيري عاطفه درسي، نوبت به تكوين عاطفه آموزشگاهي مي رسد يعني يك حالت يا ميل عمومي مثبت يا منفي نسبت به آموزشگاه و يادگيري آموزشگاهي. عاطفه آموزشگاهي از عاطفه درسي كلي تر و گسترده تر است و پس از تجارب موفق يا ناموفق زياد دانش آموزان در مدرسه شكل مي گيرد، عاطفه درسي نگرش مثبت يا منفي يا علاقه و بي علاقگي دانش آموزان نسبت به يك رشته دروس مشابه مانند رياضيات و علوم نشان مي دهد در حالي كه عاطفه آموزشگاهي نگرش يا انگيزش دانش آموز را نسبت به كل مدرسه و يادگيري آموزشگاهي منعكس مي سازد. اگر دانش آموز در چند درس موفقيت بدست آورد به تدريج خود را در انجام ساير دروس نيز توانمند احساس مي كند و نسبت به كل مدرسه علاقه مندي خاصي پيدا مي كند. در غير اينصورت به توانايي و شايستگي خود دريادگيري دروس مختلف شك و ترديد مي كند و به تحصيل و آموزشگاه بي علاقه مي شود و در وي عاطفه منفي آموزشگاهي شكل مي گيرد. نتايج و پيامدهاي اين عواطف مثبت و منفي درسي و آموزشگاهي است كه عملكرد و رفتارهاي آتي كودكان را تعيين مي كند. به عبارت ديگر، ميزان انگيزش دانش آموزان در يادگيري، در سالهاي بعد بستگي به اين عواطف مثبت و منفي دارد. شكل گيري عاطفه درسي و آموزشگاهي به تكوين مفهوم خود تحصيلي كه همان نگرش فرد نسبت به تواناييهايش در انجام امور تحصيلي است مي انجامد. در واقع، موضوع عواطفي كه خارجي ( ) 6 بودند با شكل گيري خود تحصيلي به صورت دروني ( ) 7 درمي آيند. زيرا در عواطف درسي و آموزشگاهي موضوع عاطفه خارج از فرد است، اما در خود تحصيلي موضوع عاطفه در درون فرد قرار دارد. وقتي دانش آموزي در دروس مختلف و فعاليتهاي گوناگون آموزشي و در طول سالهاي مختلف موفقيت بدست مي آورد احساس توانمندي و شايستگي مي كند و از طرف ديگران نيز مورد ستايش قرار مي گير د، اين حالت حداقل در زمينه تحصيلات احساس توانمندي به وجود مي آورد كه همان خود تحصيلي مثبت ( ) 8 است. اما چنانچه دانش آموز در طول تحصيلات خود و در دروس و فعاليتهاي گوناگون با شكست مواجه شود و از طرف ديگران مورد مذمت و سرزنش قرار گيرد و فعاليتهاي وي منفي ارزشيابي شود نسبت به فعاليتهاي تحصيلي و آموزشگاهي در او احساس عدم توانايي و عدم شايستگي ايجاد شده و بدين ترتيب خود تحصيلي منفي ( ) 9 شكل مي گيرد. متاسفانه آثار و پيامدهاي خود تحصيلي منفي به حدي شديد و چشم گير است كه در اكثر موارد ساير زمينه هاي زندگي دانش آموز را نيز تحت الشعاع اثرات منفي خود قرار مي دهد و موجب شكل گيري خودپنداره ضعيف در دانش آموزان مي شود و آنها را به درماندگي آموخته شده ( ) 10 گرفتار مي سازد. هر چند كه برخي افراد عليرغم خود تحصيلي و خود پنداره ضعيف در ساير زمينه ها موفقيت بدست مي آورند، متاسفانه اكثر افراد در دام درماندگي آموخته شده گرفتار مي شوند. بروز چنين حالتي انگيزش دانش آموزان را به شدت پايين آورده و بر سلامت رواني آنها صدمات فراوان وارد مي كند. درماندگي آموخته شده كه اولين بار توسط سليگمن ( ) 11 ( ) 1975 مورد پژوهش قرار گرفت، معرف منفي ترين حالت مفهوم خود است. اين اصطلاح به افرادي اشاره دارد كه كوشش را با پيشرفت مرتبط نمي دانند، آنها افرادي هستند كه فكر مي كنند هر كاري بكنند موفقيت بدست نمي آورند. در اين حالت افراد تصور مي كنند رويدادها خارج از كنترل هستند. به عبارت ديگر، وقتي افراد به اعمال مختلفي دست مي زنند اما موفقيتي بدست نمي آورند به اين نتيجه مي رسند كه هر كاري انجام دهند بي نتيجه خواهد بود و هيچ كاري از دست آنها برنمي آيد. نتيجه چنين حالتي از دست دادن انگيزه و گرفتار شدن به اضطراب و افسردگي است. چيزي كه در افراد مبتلا به افت تحصيلي و يا ترك تحصيل كردگان مشاهده مي كنيم. حال كه پيشرفت تحصيلي، داشتن انگيزش و عواطف مثبت درسي، آموزشگاهي، خود تحصيلي، خود پنداره قوي و عدم ابتلا به درماندگي آموخته شده به عنوان شاخصهاي سلامت رواني در محيط مدرسه مطرح گرديد برخي از راههاي تامين اين حالات موءثر بر سلامت و بهداشت رواني را نيز معرفي مي نمايم. - 1 آگاه ساختن معلمان و والدين از تاثير نوع برخورد و واكنش آنها نسبت به عملكرد كودكان در تامين يا تخريب بهداشت رواني و نيز تاكيد برداشتن واكنشهاي مناسب و منطقي نسبت به عملكرد تحصيلي كودكان. - 2 تاكيد بر توانمنديهاي كودك و نيز تامين شرايطي در مدرسه كه دانش آموزان به حداكثر موفقيت دست يابند. اين عمل موجب افزايش اعتماد به نفس در دانش آموزان مي شود كه آنهم به نوبه خود سبب افزايش مثبت كار و كسب موفقيت مي شود. - 3 آگاه ساختن معلمان و اولياء مدرسه از تفاوتهاي جنسيتي. برخي محققان به تفاوتهاي جنسي ميان دختر و پسر تاكيد دارند و معتقدند پسرها به لحاظ خصوصيات جنسي، فعاليت بيشتري از دختران دارند و در سالهاي اوليه مدرسه با مشكلاتي روبرو مي شوند، زيرا محيط مدرسه ابتدايي، محيطي زنانه است. در حقيقت كودكان، بسياري از جنبه هاي مدرسه ابتدايي را زنانه مي دانند و اين گونه قالبهاي جنسيتي مي تواند در انگيزش و پيشرفت كودكان تاثير گذارد. - 4 اگر معلمان گرم و انعطاف پذير باشند و به آرامي دانش آموزان را منضبط كنند، دانش آموزان هم احساساتشان را بيشتر بيان مي كنند. به راحتي در بحثهاي كلاس شركت مي كنند و احساس استقلال مي كنند. - 5 تحقيقات مختلف نشان داده است كه انتظارات معلم تحت شرايط خاص، ممكن است در يادگيري موءثر باشد و در انگيزش دانش آموزان، انتظار موفقيت و عزت نفس آنها تاثير مي گذارد; لذا معلمان بايد از اين مساله آگاه باشند. - 6 پاداش و انتقاد بايد به شكل درست انجام گيرد. معلمان دانش آموزاني را كه از آنها انتظارات بيشتري دارند بيشتر تشويق اين مي كنند دسته از دانش آموزان در مدرسه عملكرد بهتري دارند و بيشتر پاداش مي گيرند. برخي از معلمان به دانش آموزاني كه از آنها انتظارات كمي دارند، كمتر پاداش مي دهند حتي وقتي كه پاسخ درست بدهند. علاوه براين، احتمالا از دانش آموزاني كه از او انتظار كمتري دارند بيشتر انتقاد مي كنند. اگر تشويق معلم براساس عملكرد خوب باشد احتمالا بالا رفتن سطح انتظار موفقيت در دانش آموز بيشتر مي شود. ناصر صبحي قراملكي كارشناس روانشناسي - دانشگاه اردبيل Affect Curriculum -1 Affect Scholastic -2 Self Academic -3 Concept Self -4 Bloom -5 External -6 Internal -7 Self Academic Positive -8 self Academic Negetive -9 helplessness Learned -10 Seligman -11