Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771117-43852S2

Date of Document: 1999-02-06

فيلمي درباره زندگي گفتگوبافريال بهزاد، كارگردان فيلم شور زندگي * با توجه به عنوان شور زندگي قاعدتا مي بايست فيلمي باشد كه در آن زندگي جريان دارد... - درست حدس زديد. در واقع شور زندگي بيشتر درباره زندگي است و موضوع اصلي آن بر محور اهداي اعضاي بدن مي گردد. تلاش كرده ام با ديدي مثبت به اين موضوع بپردازم زيرا معتقدم اين كار در عين زيبايي، زندگي بخش است. وقتي زندگي براي آدمي تمام مي شود براي يك آدم ديگر شروع تولدي ديگر است و زندگي ادامه پيدا مهم مي كند اين است كه ما در مقابل زندگي و مرگ ديگران بي تفاوت نباشيم و تلاش كنيم بخشي از مشكلاتي را كه آدم ها در جامعه با آن درگير هستند برطرف كنيم. هدف از ساخت فيلم و عنوان آن، يادآوري اين مشكلات به مخاطبان است و پيام كلي فيلم اين است كه وقتي چراغ زندگي آدمي خاموش مي شود مي تواند براي آدم ديگري شروع يك زندگي و ادامه آن باشد. * فيلمنامه چه زماني به دست شما؟ رسيد - حدود يك سال پيش فيلمنامه را كه نويسنده اش خانم فرزانه شمياني است خواندم و به نظرم رسيد موضوع بسيار جالبي دارد. در آن زمان هنوز فيلمي در اين رابطه ساخته نشده بود; هر چند به عقيده من موضوع اهداي اعضاء آن قدر جذاب است كه هر چقدر فيلم در اين باره ساخته شود باز هم جاي كار دارد، به ويژه آن كه پيام چنين موضوع هايي نوعي يادآوري و تشويق به نوعدوستي در ميان آدمهاست. * آيا فيلمنامه تا زمان ساخت فيلم دچار تغيير؟ شد - تغييرات بيشتر در زمينه ديالوگ ها بود و در اين مورد از خود فيلمنامه نويس دعوت به همكاري كردم و با تغييرات ايجاد شده فكر مي كنم فيلمنامه منسجم تر شده به است هر حال اين فيلم، يك فيلم ملودرام است يعني گونه اي كه ديالوگ در آن نقش اساسي دارد. در نسخه اوليه فيلمنامه ديالوگ ها دركل چندان متناسب با فيلمنامه نبودند و نوعي ناهماهنگي بين ديالوگ ها و قصه فيلم وجود داشت. * حال كه صحبت از ديالوگ كرديد نكته اي به نظرم رسيد، ديالوگ بخش مهمي از فيلمنامه را تشكيل مي دهد كه متاسفانه در ايران ضعف فيلمنامه بيشتر به ديالوگ ها برمي گردد. - به عقيده من هر گونه سينمايي بايد ديالوگ خاص خود را داشته باشد، مثلا در يك فيلم جنايي ديالوگ ها بايد به نحوي در خدمت ژانر فيلم باشد و البته با ديالوگ هاي يك فيلم فانتزي و يا ملودرام و غيره هم بايد تفاوت داشته باشد. * بازيگران را چگونه انتخاب؟ كرديد - راستش را بخواهيد در يك زمان محدود بازيگران را انتخاب كردم و خوشبختانه همگي هم به خوبي از عهده نقششان برآمدند. ضمن اين كه خودشان هم كمك كردند تا در قالب شخصيت ها به خوبي جا بازيگر بيفتند را نمي توان فقط يك ابزار ناميد و بايد خودش هم كمك كند تا نقش را ارتقاء دهد. در فيلم شور زندگي اين اتفاق افتاد. شما نمي توانيد چيزي را به بازيگر القا كنيد مگر آن كه بازيگر آن را در ذهنش جا داده باشد. براي اين فيلم، تلاش مي كردم تا به ذهنيت بازيگران در مورد شخصيت هاي فيلم نزديك شوم و سپس با يكديگر براي رسيدن به يك نقطه مشترك بحث مي كرديم. * در مورد فيلمسازان زن، اغلب يك نوع تقسيم بندي رايج است كه البته من خودم شخصا با آن موافق اين نيستم كه هر فيلمي را كه فيلمساز زن بسازد مي گويند فيلمي زنانه است و... - بدون شك، زن ها از دريچه ديگري، دنيا را نگاه مي كنند، و ارزشي كه جامعه به زن مي دهد و تجاربي كه در جامعه به دست مي آورد به هر حال با مرد تفاوت دارد; كه در جوامع ديگر شايد به اين شدت نباشد. مي توان گفت شايد زاويه ديد ما زن ها متفاوت است وگرنه من هم به جدا بودن فيلمساز زن و مرد اعتقادي ندارم. خيلي از فيلم هايي را كه فيلمسازان مرد درباره زن ها ساخته اند فيلمي زنانه بوده اند تا فيلمي از يك فيلمساز زن كه گاهي برخلاف طبع لطيف زن ها، خشونت هم در آن مشاهده مي شود و يا اين كه اصلا درباره مردان است. خودم در فيلم هايم به لحاظ جنسيت هيچ گاه طرف خاصي را نگرفته ام. گاهي بايد به شخصيت مردان بيش از زنان پرداخت بنابر اين هيچ تعصبي نسبت به همجنسان خود ندارم و ديدگاه فمينيستي را هم اصلا قبول ندارم. * در اين فيلم شخصيت اصلي زن است يا؟ مرد - شخصيت اصلي هم زن و هم مرد است و ماجراي اصلي قصه بر محور اين زوج برمي گردد. * در اين مدت فيلم هايي كه درباره اهداي اعضاي بدن ساخته شده ديديد، مثلا بودن يا نبودن؟ را - بودن يا نبودن را ديده ام. البته موضوع فيلم آقاي عياري هم مثل فيلم من درباره اهداي اعضاست اما نگاه عياري يك نگاه مستند، داستاني است در حالي كه شور زندگي يك فيلم ملودرام است و از اين نظر با فيلم عياري متفاوت است. بودن يا نبودن تلاش مي كند تا فيلمي واقع گرا باشد و بنابر اين پيچ و خم هاي يك فيلم ملودرام را ندارد. در شور زندگي اتفاقاتي كه براي شخصيت ها مي افتد خيلي رو نيست، اما در بودن يا نبودن از همان سكانس اول تماشاگر به ماجرا پي مي برد. * خانم بهزاد شما يكي از فيلمسازاني بوديد كه با سينماي كودك آغاز كرديد، اما مدتي است كه اين نوع سينما را رها كرده ايد. علت خاصي؟ دارد - براي يك فيلمساز، كشف كردن و يافتن به اصطلاح سرزمين هاي ديگر و تجربه كردن در زمينه هاي گوناگون بايد يك اصل تلقي شود. من خودم از كساني هستم كه معتقدم بايد به اين سرزمين هاي ناشناخته سفر كرد. پس از چند تجربه در سينماي كودك، سال پيش يك فيلم كمدي ساختم و امسال يك فيلم ملودرام و فردا ممكن است به تجربه متفاوتي دست بزنم. نبايد فيلمساز را در يك نوع بخصوص بلوكه كرد و دائم به او گفت بايد فقط در اين نوع فيلم بسازي. شايد، به همين دليل علاقه مند شدم ژانرهاي ديگر را نيز تجربه كنم و بعد هم طي اين سه سال واقعا شرايط براي فيلمسازي براي كودكان فراهم نبود و البته در حال حاضر دارد اين شرايط بهتر مي توانم مي شود صددرصد به شما بگويم كه فيلم آينده من باز هم در زمينه سينماي كودك است. به هر حال درست تر آن است كه فيلمسازي كه سال ها در زمينه سينماي كودك كار كرده، زماني كه مشاهده كرد احيانا تجربه هاي ديگرش موفق نبوده بتواند مجددا به سينماي كودك باز گردد. * به عنوان آخرين پرسش، برنامه هاي آينده تان؟ چيست - در حال نوشتن فيلمنامه اي نيمه تخيلي براي كودكان و نوجوانان هستم كه اميدوارم سال آينده فيلم را بسازم.