Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771113-43828S7

Date of Document: 1999-02-02

روزي، روزگاري; دماوند... اين همه زباله در آن بلنداي؟ دوردست (واپسين بخش ) اشاره: شهر دماوند يكي از مشهورترين ييلاقات تهران است. شهري كه غنوده در دامان البرز بلند، نامش طراوت و پاكي را برمي تابد. اما همچنانكه در ديگر نقاط زمين نيز شاهد بوده ايم، هجوم آلودگي و تخريب محيط زيست، به اين عرصه كوهستاني و پاك نيز رحم نكرده و چشم انداز آن را گاه حتي دگرگون كرده است. در نوشتاري كه واپسين بخش آن را در پي مي خوانيد، مي خوانيم كه بر دماوند چه گذشته است. آب نهر در اين شهر كه نامش را از پاكي كوه دماوند گرفته است و دره ها و تپه هاي متعددي بين كوه و اين شهر فاصله افكنده است و حتي از بالاي بلنديهاي مشرف به شهر هم نمي توان نوك قله دماوند را ديد. در نقش حمال زباله هاي مغازه داران و صاحبان مشاغل مختلف وارد عمل مي شود. لاستيك فرسوده انواع اتومبيل ها علي الخصوص كاميون و تراكتور، جعبه هاي چوبي ميوه، آشغال از هر قبيل و اخيرا ظروف يا بطريهاي پلاستيكي به تعداد بسيار آكنده است. همان رودخانه اي كه بسياري شهرها در آرزوي داشتن آن هستند و در بعضي از شهرها، شهرداران و مسئولان آگاه و انديشمند با سد كردن و به اصطلاح پله پله كردن رودخانه و درست كردن آبنما و انداختن قايقهاي پدالي و موتوري منبع درآمد خوبي براي خود و سرگرمي سالم براي مردم تدارك در مي بينند اينجا نقش اتومبيلهاي حمل زباله مشخص مي شود! آب پاكيزه ارتفاعات دماوند به تدريج در داخل شهر دماوند چنان آلوده مي شود كه حتي به صحبت پيرمردهايي كه از گرفتن ماهي در اين رودخانه خاطره تعريف مي كنند شك ؟ مي كنيد نمي دانم كپسول گاز 11 كيلوئي را در شهرهاي ديگر به چه قيمتي پر مي كنند. شايد 250200 تومان ولي در دماوند آن هم در فصل خوب و مناسب 400 تومان براي غيربومي ها يا غريبه ها پر مي كنند. كافيست كه كاسبكار يقين كند كه از جاي ديگري آمده اي، به زعم آنها هركس از خارج به دماوند بيايد حتما ميليونر و يا حداقل پولدار است. خدا نكند اتومبيل نوئي داشته باشي يا قديمي و تميز باشد. وقتي تخم مرغ را 350 ريال مي فروشند و در مقابل اعتراض گردشگر مي گويند: شما ماشاءا... پولدار و ويلادار هستيد خوب دانه اي 105 تومان هم به ما چه بدهيد ما تخم مرغ را دانه اي 250 ريال مي خريم و از اين استدلالات... حتي آنهايي كه به قول اين كاسبكارها، ميليونر و پولدار هستند و در ييلاق دماوند داراي باغ و باغچه و ويلائي مي باشند به استناد اين گونه رفتارها كه از طرف كاسبان اعمال مي شود و برخوردي كه در ادارات با ارباب رجوع دارند ترجيح مي دهند خريدشان را از تهران و يا جاهاي ديگر بكنند و تا حدامكان گذر پوستشان به دباغي دماونديها نيفتد. نمونه اش ماليات نوسازي است كه به جاي آنكه در آخر سال گرفته شود بنا به خوش جنسي و نيز اذيت و آزار غريبه ها در فروردين و ماه آغازين سال اخذ مي شود تا مثلا تاييديه براي يك كار ديگر به شخص متقاضي داده شود. راستي بعضي از شعرها و ضربالمثل هاي ما را فقط براي شهرها و روستاهايي از اين قبيل ساخته اند، خودتان قضاوت كنيد: صد بار بدي كردي و ديدي ثمرش را خوبي چه بدي داشت كه يكبار نكردي فاصله تهران تا دماوند حدود 57 كيلومتر است كه پس از گذر از جاجرود، بومهن، به جاده فيروزكوه و شهرك ميان راهي گيلاوند منتهي مي شود و تابلوئي در سمت چپ، شهر دماوند را مشخص مي سازد كه در فاصله تقريبي 3 كيلومتري اين تقاطع در ميان تپه ها جا خوش كرده است. چند تابلو بزرگ در مسير اين جاده به گردشگرها خيرمقدم مي گويد و تصويري از سه محصول چشمگير دماوند سيب، گردو و عسل را دربردارد. دماوند علاوه بر اينها گندم، قيسي سردرختي، پياز و سيبزميني اختصاصي خود را نيز كشت مي كند. خوب اگر كاسبهاي دماوندي بخواهند براي اين اجناس مشتري پيدا كنند - بگذريم از اينكه برخي محصولات به اصطلاح مشتري بالاي سرشان ايستاده است - لازم است كه علاوه بر بهينه سازي نحوه ارائه محصولات يادشده، قدمي هم در راستاي بهينه سازي اخلاق و رفتار مردمي خود به عمل آورند! وقتي از دور از ارتفاعات مسلط بر شهر دماوند به آن نگاه كنيد، اگر گلدسته زمردين مسجد جامع و گنبد مخروطي امامزاده عبدالله و عبيدالله و باز هم گنبد آجري مخروطي عارف شهر، شيخ شبلي را ناديده بگيريم; فرم خانه ها و رنگارنگي سقف ويلاهائي كه به قول دماونديها، تهرانيهاي پولدار و ميليونر ساخته اند، در ميان درختان عمدتا گردو، سيب، گيلاس و آلبالوي باغهاي داخل و خارج شهر كه منزل را چون نگيني در برگرفته اند ما را به ياد يكي از شهرك ها و روستاهاي اروپائي و مثلا سوئيسي مي اندازد. اما وقتي از روي جاده سفر مي كنيد و وارد شهر مي شويد جابجا، بي نظمي در شكل ظاهري ساختمانها، نحوه قرار گرفتن مغازه ها، ريخت و پاش اطراف، بي نظمي درختان و انباشته شدن آشغال، دل و ديده را آزار مي دهد. بعيدنيست بعضي از اهالي، آشفتگي هاي تابستان را به گردشگرها و اقامت كنندگان مقطعي نسبت دهند ولي اين درست نيست، من چندين نفررا مي شناسم كه حتي آشغالهاي خود را در بازگشت به تهران مي آورند و اين خصيصه را بايد با آموزش و تعميم دادن، تا حدامكان گسترش داد. شهرداري و ارگانهاي ذينفع نيز بايد با آموزش و در اختيار گذاشتن سرويس مرتب و ساعتي به مردم هشياري لازم را بدهند كه آلوده شدن آب و هوا، محيط زيست، آلودگي صوتي و انواع ديگر آلودگيها چيست و زباله هاي زوال پذير آنها كدامند. شهرستان دماوند در شمال شرق استان مركزي واقع شده و از شمال رشته البرز آن را از استان مازندران جدا مي كند. از شرق به استان سمنان و از جنوب به شهرستانهاي گرمسار و ايوانكي و از غرب به لواسانات محدود رودي مي شود كه از داخل شهر مي گذرد از ريزابه هاي حبله رود اين است منطقه از نواحي ييلاقي تهران محسوب مي شود و چشمه اعلاء از تفرجگاههاي آن مي باشد. دماوند و اطراف آن را روستاها و بخش هايي مانند روح افزار، چشمه اعلاء، جيلارد، مرانك، آبسرد تاسكيني دربرگرفته اند. در سفرنامه هايي كه ازايرانگردان و خارجيها چاپ شده است نيز درباره دماوند آثاري بر جاي مانده از آن جمله در كتاب سفري به دربار سلطان صاحبقران نوشته هاينريش بروگش (م ) 1861 كه ماجراي صعود به قله دماوند و بازديد از شهر را در آن گنجانده اما است قبل از او در آغاز مشروطيت جهانگرد و نويسنده ديگري از فرانسه به نام ژان شوپفر هم درباره شهر دماوند مي نويسد: يكي از بزرگترين مراحل تاريخ بشري در اينجا واقعيت يافته است. بنيانگذاري دماوند در حقيقت يادگار مرحله انتقال انسان از دوره بيابانگردي به عصري است كه در سرزميني پاگرفته و شهر را پديد آورده است. در كتاب سفري به دربار سلطان صاحبقران دكتر بروگش شرق شناس بزرگ نوشته است: چيزي كه در نظراول هنگام ورود به دماوند نظر را به خود جلب مي كردباغهاي وسيع و پر از درخت ميوه و آب فراوان و زلالي بود كه در نهرهاي كوچه و خيابانهاي دماوند جاري و موجب آباداني اين منطقه شده بود. خانه هاي دماوند تعدادي از خشت و گل و تعدادي با سنگ ساخته و شده اند اي كاش اهالي فعلي آن نيز آبها و ظاهر شهر خود را نيز به همان خوبي سابق حفظ كرده بودند و آلودگي محيط زيست در دماوند وارد نشده بود و مردمانش نيز همان فطرت و طرز فكر سابق خود را نسبت به غريبه ها نشان مي دادند. بروگش در جاي ديگر مي افزايد: در مزارع نزديك دماوند روستائيان مشغول درو كردن محصول خودبودند و به عادت و رسم معمول مقداري خوشه هاي گندم را جلو آوردند و پيشكش كردند! اگرچه آب و هواي دماوند بي نظير مي باشد و لذتي ناگهاني پس از خروج از خلوت بيابانها و حاشيه كوير و به هنگام ورود به آن به انسان دست مي دهد اما زمستانهاي سخت دارد، مصداق شعر: نتوان مرد بزاري كه من اينجا زارم خود دانيد اگر عازم اين منطقه هستيد احمد وخشوري منبع: ماهنامه جهانگردان