Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771113-43827S1

Date of Document: 1999-02-02

آخرين تلاش توصيه هاي رضا قطبي در مورد سامان دادن اوضاع وخيم رژيم شاه در آستانه انقلاب اسلامي عبدالرضا قطبي، كه بيش از دهسال رياست سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران را به عهده داشت از جمله بازيگران عصر پهلوي دوم است كه نقش او در تحولات سياسي و اجتماعي اين دوران كمتر شناخته شده است. وي از خانواده قطبي بود كه در كنار خانواده ديبا از خانواده هاي متنفذ دوران پهلوي به شمار مي آيند. قطبي تحصيلات خود را در فرانسه به اتمام رساند و به دليل قرابتي كه با فرح پهلوي داشت (پسردائي او بود ) به رياست سازمان راديو و تلويزيون منصوب گرديد. جالب است كه او پيش از ازدواج شاه با فرح از مخالفان سياست هاي شاه بشمار مي آمد و در نامه هاي خود به فرح اين اعتراض را بيان مي داشت. اما پس از ازدواج شاه و فرح و انتصاب او به رياست راديو و تلويزيون نقش او از يك منتقد نظام به يك تئوريسين حفظ نظام پادشاهي تغيير كرد. وي به همراه گروهي ديگر از اطرافيان فرح كه در واقع به باند فرح شهرت داشتند در اواخر حكومت پهلوي با اجراي برنامه ها و دادن راهكارهايي مختلف مي كوشيدند كه در قالبهاي گوناگوني چون تطميع مخالفان و روشنفكران جهت انتقادهاي آنان را از شخص اول كشور يعني شاه به هدف هاي ديگري برگردانند تا از اين رهگذر فعاليتهاي سياسي جريانات مخالف را بي ثمر سازند. در واقع همين گروه بود كه در اواخر سلطنت پهلوي زمينه را براي نخست وزيري بختيار آماده ساخت. بختيار در اصل پسرخاله قطبي بود و مادر قطبي (لوئيز قطبي ) دختر صمصام السلطنه و خاله شاپور بختيار بود. به زعم برخي از پژوهشگران رضا قطبي ازافرادبا نفوذ دوران شاه بود و قدرتش بيش از آن است كه شناخته شده است. او در حقيقت كوه يخي بود كه قسمتي از آن از آب بيرون آمده بود. او با فرح پيوند عاطفي و فاميلي داشت و در مقابل فرح نيز به او اعتقاد بسيارداشت. در اهميت نقش قطبي در واپسين روزهاي سلطنت پهلوي همين بس كه بدانيم نطق معروف شاه در 15 آبان 1357 كه در آن شاه گفته بود: من نيز پيام انقلاب شما ملت ايران را شنيدم به وسيله او تهيه و تنظيم شده بود. اين نطق كه در واقع به نوعي در تداوم تزها و استراتژي پيشنهادي او براي حفظ سلطنت ارائه شده بود در صدد بود تا نوك حمله مخالفان شاه را به جهت هاي ديگري هدايت كند. در واقع به شاه توصيه شده بود كه همراه با مردم معترض او نيز به وضع موجود انتقاد كند و بخشي از اعتراضات از زبان او شنيده شود. همچنين باند فرح به رهبري قطبي بر آن بود تا زمينه را براي نايبالسلطنه شدن فرح آماده سازد و به همين علت فرح قصد داشت در تهران بماند و از رفتن همراه شاه امتناع كند ولي در نهايت شاه با اين تز مخالفت كرد و همراه او به سفر بي بازگشت خويش رفت. اما قطبي در تهران ماند تا در روزهاي بحران نقش موءثري ايفا كند. فرح پس از انتشار نطق معروف شاه در نامه اي خصوصي مطالبي را به قطبي گوشزد مي كند كه نشان از ارتباط عميق عاطفي و تشكيلاتي ميان اين دو دارد، مي نويسد: رضا جون به هيچ وجه صلاح نيست كسي بفهمد يا حتي احتمال بدهد كه تو نطق را نوشته اي. كم كساني نيستند كه از شاه تنفر دارند و به هر قيمتي مايلند از بين برود و اشتباهات خود را تكرار كرده و منفور همه اگر شود بدانند تو اين كلمات را نوشته اي بخصوص از آنجا كه بسيار موءثر و دلنشين بوده، تصور خواهند كرد كه تو مغز متفكر ايشان هستي د رنتيجه [هدف ]target خواهي شد. صحيح نبود دستخط خود را Tبه. [تلويزيون ]V بدهي بالاخره خواهند فهميد.... آن گونه كه مشخص شده است شاه دستخط قطبي را در آن روز بدون هيچ تاملي و از روي استيصال در تلويزيون عينا قرائت كرده و نگراني فرح از آن رواست كه ممكن است اين دستخط در اختيار اشخاصي در تلويزيون بيافتد و تنظيم آن نطق به وسيله قطبي لو برود و در نهايت موجب دردسر گردد. رضا قطبي پس از واقعه 17 شهريور 1357 از رياست راديو و تلويزيون ملي ايران استعفا داد و از صحنه هويداي سياست به ظاهر كناره گيري كرد. اما سندي كه درپي خواهد آمد نشان مي دهد كه او در واپسين روزهاي رژيم شاهي همچنان به دنبال اجراي سياست ها و برنامه هاي خود بوده است. در اين سند كه در 13 آذر ماه 1357 طي جلسه اي براي تعيين استراتژي حفظ حاكميت و شاه طرح و تبيين شده است به خوبي نقش اودر اين زمينه روشن مي شود. ايجاد جنگ رواني در ميان مردم، رواج شايعات بي اساس، ترساندن مردم از عواقب كار، برگرداندن نفرت و دشمني مردم از شاه به سمت ديگري و... از جمله تاكتيك هايي است كه قطبي به منظور جلوگيري از فروپاشي پايه هاي نظام شاهي و ديكتاتوري پهلوي پيشنهاد مي كند اما تاريخ به گونه اي ديگر رقم خورد و حوادث مسير ديگري را پيمود كه فراست وهوشياري امام (ره ) در مقابله با چنين ترفندهايي نقش بسزايي داشت. سندي كه درپي خواهد آمد به مناسبت بيستمين سالگرد انقلاب اسلامي به وسيله موءسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران در اختيار علاقه مندان و پژوهشگران تاريخ انقلاب اسلامي قرارگرفته است. اين سند كه براي نخستين بارمنتشر مي شود به خوبي استيصال حاكمان پهلوي را در روزهاي اوج انقلاب نشان مي دهد. *** . گفتار 1 مجلس و تمام گفتارهاي ديگران هم صادقانه بود ولي عملها [مغشوش ]Confused است. مثال: واقعه مشهد، ندادن شهرت به كساني كه به دنبال آنها هستند، نگفتن نحوه فرار ياسيني و رضايي، ولااقل اينكه تعقيب مي شود. واصولا كمتر صحبت [تلويزيون ]TVاز باشد. تفاوت 2 حكومت نظامي ما و حكومت نظامي ديگر ] [كشورها. سختگيري به جاي خشونت. چگونه اول ساكت شدند و بعد دوباره شروع شد به شلوغي: نمونه برق، نمونه RTV راديو ] [تلويزيون چگونه، حقوق و مزايا پرداخت شد; تفاوت كارگر و معلم; چگونه حكومت نظامي شل شد; چگونه صد نفر كشته شدند و دو نفر تيرباران شدند. در 3 مقابل غول ترس ما در [برابر ] خميني چه مي خواهيم ؟ بگذاريم دل مردم را به دست آوردن از هيچ راهي ممكن نيست جز حكومت قانوني در زمان جنگ; مردم بايد از يك غول ديگري بترسند. اگر اين غول ارتش نباشد چه مي خواهد؟ باشد . تم 4 اصلي آنها فتحا [فتح ] قريب است چگونه بايد اين تم را عوض كرد: نااميدي . نفرت 5 از يك فرد: چگونه بايد نفرت را منعكس به جاي ديگري؟ كرد . دشمن 6 داخلي مشترك منفور دشمن خارجي مشترك منفور: ضدساواك، نه استعمار. احساس 7 گناه طبقه حاكم: مثال آقاي دادستان; مثال چون نصيري آدم كشت ما حكومت نظامي را محكم مي گيريم، در حالي كه بايد نصيري را محاكمه كرد. در 8 زمان قدرت: روزهاي اول مي شد به مردم ]..[ داد. امروز ديگر نمي شود ضعف نشان داد و يا چيزهايي گفت كه حمل بر ضعف بشود: قريب [فتح ] فتحا بلكه، بايد سختگيري كرد هم به مردم (طبق قوانين حكومت نظامي ) هم به خرابكاران و اعتصابيون و هم به عمال فساد (به خصوص سياسي ) .هر روز يك حركت لازم است. تعويض 9 برخي مديران به فوريت: (گمرك و بنادر گنجي نصيرزاده ) گاز، و پتروشيمي و نفت و مخابرات... اردلان )، ورزش . سختگيري 10 در چند سازمان مهم كه مربوط به زندگي (معاش و... ) مردم مي شود: نفت و گاز و بنزين و برق... يافتن مقداري 11 اسلحه هر روز (و نه ضبط صوت و پلي كپي!! ) . ترساندن 12 مردم از اينكه عاشورا و روزهاي اطراف آن مخالفان حداكثر قدرت خود را [ظاهر ] مي كنند (حتي بزرگتر از واقعيت ) . انحلال 13 چند سازمان (لااقل با صراحت گفتن اينكه خيال داريم ): فورا در مورد وزارت اطلاعات، اطاق اصناف و مشابه آن و فكر فوري درباره ساواك و اعلام نظر در انحلال ساواك اول دي و ايجاد سازمانهاي ديگري با اسامي ديگر براي كارهاي اطلاعاتي و امنيتي داخلي و خارجي و تشكيل CRS. بستن روزنامه هايي 14 مانند آتش و پخش يك روزنامه 8 صفحه اي خبر روز لااقل تا پايان محرم و احتمالا تا هر وقت كاملا اوضاع آرام نشده است. ايجاد 15 شوراي دولتي ( قبلا نظر عده اي در مورد تغيير قانون آن گرفته شود ) . براي 16 ايجاد تماس با گروههاي مخالف استفاده از آنها در كارهاي بررسي مطالعه براي آينده ( مثلا شركت نفت براي Opec جديد از جهانبگلو دعوت كند و يا براي قرارداد كنسرسيوم از چند نفر ديگر از دانشگاهيها ) . توجه 17 به اينكه طرف مقابل دارد با تهديد مردم را وادار به اعتصاب مي كند; مثال: يكشنبه و نبودن هيچ عامل نظم (مثالها ) ملاقات با دانشگاهيان (دكتر معين زاده ) * شماره 18 در متن موجود نبود. تصفيه سازمانهاي 19 دولتي و كم كردن تعداد كادر . كميته 20 جنگهاي رواني (جعفريان و... ) . وزرا 21 و مسئولان برنامه هاي خود را طرح كنند. كمي انتقاد از گذشته، تعريف از كارهايي كه خوب بود و ادامه مي يابد; بشارت آينده با ذكر اينكه بسيار مشكل خواهد بود. جدا 22 كردن مسئله موقتي بودن فساد سياسي از ادامه كارهاي اقتصادي و بنيادي ادامه دارد