Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771113-43821S1

Date of Document: 1999-02-02

توانائيهاي انسان بيكران است * مجذوب كننده ترين چيز در انسان، محدوديتهاي او نيست بلكه تواناييهاي بيكران و ممتازي است كه در اختيار دارد. اشاره: گاهي پيش آمده كه در طول زندگي خودمان سوءالاتي مثل من چه كسي؟ هستم چه توانائيهايي دارم و چگونه مي توانم آنها را به فعليت؟ درآورم در ذهنمان شكل مي گيرد . در اين مقاله نويسنده كوشش كرده كه جزئيات و رئوس رشد شخصيتي انسان را تجزيه و تحليل كند. تلاش نويسنده مقاله در اشاره به موضوعاتي از قبيل سائق ها و كشاننده هاي ذاتي ما براي رشد و نيروهاي بالقوه اي كه در اختيار داريم در كنار موانع و محدوديتها و مسائل و زحماتي كه در طول رشد بر ما تحميل مي شود و تعيين مسير رشد انسان، مي باشد. كودكي را تصور كنيد كه 6 ساله است و داراي مادري كر و لال، معلوم نيست پدر او چه كسي است، او بيشتر اوقات زندگي خود را همراه با مادرش در يك اتاق تاريك و جدا از اقوام و خانواده مادر سپري كرده، به نظر شما اين كودك چگونه شخصيتي خواهد بود و يا اينكه چه جور آدمي خواهد؟ شد ايزابل (نام مستعار ) دقيقا قسمت ابتداي زندگي خود را تحت چنين شرايطي كه شرح داده شد گذراند. وقتي او را در 6 سالگي پيدا كردند نيمي از وجودش يك طفل بود و نيمي ديگر يك حيوان وحشي. وقتي متخصصان او را مورد معاينه و بررسي قرار دادند. چنين نتيجه گرفتند كه او كندذهن و غيرقابل تعليم و تربيت مي باشد. خوشبختانه آنها تصميم گرفتند كه تمام تلاش خود را براي تربيت او بكاربندند. يك سال و نيم بعد ايزابل همانند يك دختر شاداب و پرانرژي طراوتي دوباره كسب كرد. طبق آخرين گزارشات در چهارده سالگي خيلي خوب رفتار مي كرد و كلاس ششم را پشت سر گذاشته بود. به نظر مي سد كه برانگيزاننده هاي قوي به منظور رشد در زندگي هر كسي وجود دارد، ما همگي مي خواهيم بيش از آنچه هستيم باشيم. هر كدام از ما ايده و تفكر مخصوص به خود را براي اينكه در آينده چگونه آدمي باشيم، داريم. شايد بخواهيم انساني مطلع تر، داناتر يا تواناتر و خلاقتر باشيم، شايد بخواهيم شادابتر و خوشحالتر و يا شايد بخواهيم در آرامش و صلح بيشتري زندگي كنيم. در مسير رشد، گاهي به زحمت و آهسته مي رويم، گاهي جهش و خيزشهاي بلند داريم. هنگامي كه پيشرفتي سريع داريم، برحسب موقعيت از يك جهش در مسير رشد برخوردار مي شويم، و از اينكه بهتر از آنچه بوديم، شده ايم احساس شادماني و نشاط مي كنيم. وقتي احساس مي كنيم همه چيز روبراه است و به آنچه تصور كرده ايم رسيده ايم، يك حس گسترش يافته و عظيم از خودمان پيدا مي كنيم. درست همانطور كه برانگيزاننده هاي قوي در مسير رشد وجود دارد، موانعي بزرگ نيز هست كه گاهي اوقات مانع و محدودكننده رشد و تحول ما مي شود، خيلي بندرت اين موانع همانند مشكلات زندگي ايزابل آشكار و واضح هستند. موانع و محدوديتهاي بغرنج وجود دارد كه احساس مي كنيم در قبال آنها ناكام و ناتوان هستيم. وقتي كه مجبور به پس رفت و تسليم در برابر اهداف مشكل مي شويم، به نظر مي رسد كه در فرايند رشد و پيشرفت ما توقف و حتي برگشت ايجاد شده. رشد و پيشرفت شخصيتي، آن چنانكه اينجا تعريف شد، براحتي در جهت اهداف ارزشمند و خواسته ها، تغيير مي كند. شخصيت اشاره به تواناييهايي كه ما براي رشد و پيشرفت به ارث مي بريم، دارد. چه امكاناتي براي ما وجود؟ دارد چه خواهيم؟ شد چگونه مي توانيم يك راه و مسير درست براي رشد خود پيدا؟ كنيم اينها سوءالاتي است كه سعي خواهيم كرد در اين مقاله به آنها بپردازيم. نيروهاي بالقوه براي رشد و تحول يك دانشمند روسي چنين ارزيابي كرده كه از كار كردن; با فقط نيمي از مغز خود قادر به زبان 40فراگيري بدون هيچ مشكلي هستيم. (ا وتو) 1927 از يك چنين ديدگاهي به نظر مي رسد كه ما خيلي كمتر از آنچه كه مي توانستيم باشيم هستيم. فرضيه نيروهاي بالقوه انساني به ما نشان مي دهد كه بيشتر انسانها تنها از بخش كوچكي از اين پتانسيل استفاده مي كنند. فرضي كه بعدا مطرح مي شود اين است كه بواسطه انجام روشهاي مشخص و معيني مي توان بسياري از اين پتانسيلها را شناخت. كمتر از يك قرن پيش ويليام جيمز، يكي از اولين روان شناسان امريكايي چنين ارزيابي كرده كه بطور متوسط انسان چيزي حدود 10 درصد توانايي خود را بكار بسته است. بعدها مردم شناس معروف مارگارت ميد اين درصد را 6 اعلام كرد و هربرت اوتو عقيده داشت كه انسان تنها از 4 درصد توانايي خود استفاده مي كند. او مي نويسد كه اين درصدها روبه كاهش است چرا كه ما مرتبا در حال كشف نيروهاي بيشتر و قوي تري در انسان هستيم. همچنانكه زمان مي گذرد قدرت، منابع و تواناييهاي بيشتري در انسان آشكار مي شود. سه نفر از روان شناسان به نامهاي كمب، آويلا و پوركي ( ) 1978 چنين عقيده دارند كه يكي از هيجان انگيزترين اكتشافات امروزه اين است كه بدانيم توانايي انسان بسيار عظيم تر از آن است كه حتي در فكر بگنجد. مجذوب كننده ترين چيز در انسان، محدوديتهاي او نيست بلكه تواناييهاي بيكران و ممتازي است كه در اختيار دارد. نورمن كازين كه با اداره و نظارت خودش بريك بيماري نسبتا وخيم كه حدس زده مي شد غير قابل علاج باشد، غلبه كرد مي گويد: من ياد گرفتم كه هرگز توانايي انسان را دست كم نگيرم. بهترين چيزي كه من ياد گرفتم اين است كه توانايي و قدرت انسان بيكران است. يادگرفتم كه منحصر به فرد بودن انسان به واسطه عدم همه گونه سقفي براي رشد و تحول هوشي و عقلي و اخلاقي او به نمايش درمي آيد. از اين منظر بزرگترين دست آورد بشر شكافتن اتم و يا غلبه بر نيروي جاذبه نيست بلكه بزرگترين دست آورد بشري وابسته به افزايش و توسعه دانش درباره مغز انسان مي باشد. ويل شوتز مي گويد محدوديتي كه ما تجربه مي كنيم در واقع محدوديتهاي باور ماست نه محدوديت در توانايي ارگانيزم بشر. با اين حال، علي رغم وجود اينگونه ادعاهاي شوق انگيز، خوش بيني درباره نيروهاي بالقوه انساني گسترده نيست. بلكه روان پزشكي كه در سال 1975 مشاهدات عميقي را درباره نظرات بدبينانه نسبت به تغيير شخصيت در انسان انجام داده، به چيزي اشاره مي كند كه او آنرا اسطوره تغيير ناپذيري مي نامد. اسطوره اي كه برخي افراد كه از بهداشت رواني بالايي برخوردار هستند، پيشرفتهاي بزرگي را مي بينند كه خيلي طولاني مدت اسطوره اي نيست كه به باور برخي والدين شخصيت فرزندان بزرگ خود همسان با شخصيت آنها در سنين هفت و هشت سالگي اسطوره اي مي باشد است كه هر كدام از ما مايل به پذيرفتن اين واقعيت هستيم كه ما خودمان را همه ساله دست به گريبان با مسائل اساسي يكساني مي بينيم. دو دليل براي پايداري اسطوره تغيير ناپذيري وجود دارد. يك دليل فرضيه پايدار در فرهنگ غربي است كه در آن هر شخص يك خميره و روح بنيادين دارد كه در مقابل مشاهده تغيير مقاومت مي كند. دليل دوم اين است كه تعدادي عوامل مستحكم كننده وجود دارد كه اگر انسانها مجال بروز آنها را دهند مي توانند اشخاص را به يكديگر شبيه سازند برخي از اين عوامل مستحكم كننده و متعادل كننده را بعدا شرح خواهيم داد. اما زيلبرگلد ( ) 1983 برخلاف بكر به نتايج ديگري دست پيدا مي كند. او مي نويسد كه انسانها خيلي به سختي تغيير پيدا مي كنند و محدوديتهايي وجود دارد كه مانع اين تغييرات به مي شود نظر او ما بايد از اين عقيده كه چه امكاناتي براي بشر وجود دارد، دست برداريم. بنظر زيلبرگلد ما احتياجي به تغيير پذيري نداريم چرا كه بنظر او اشخاص خلاق و موءثري همچون داروين، آبراهام لينكلن، گوته، ويليامزجيمز، ون گوگ، انشتين و غيره مملو از مسائل شخصي بودند و از حالت زمان و عادي بودن خيلي فاصله داشتند. او مي گويد بيشتر چيزهايي كه ما آنها را به عنوان مسئله و مشكل نام مي بريم و در پي راه حلي براي آنها هستيم، در واقع آنقدرها مسائل غير قابل خلاصي از دست آنها و خطرناك نمي باشد. انگيزش براي رشد و تحول نكته اي كه توسط طرفداران نيروي بالقوه در انسان برآن تاكيد مي شود اين است كه نه تنها ما نيروهاي بالقوه اي براي رشد داريم بلكه يك انگيزه قدرتمند نيز به منظور افزايش اين نيروهاي بالقوه را به همراه داريم. كارل راجرز ( ) 1975 مي نويسد كه هر ارگانيزم زنده به همراه يك گرايش ارثي براي گسترش تواناييهايش، متولد مي شود. آنگونه كه مازلو مي نويسد، يك موسيقيدان بايد آهنگ بسازد و يك هنرمند نقاش بايد نقاشي كند، يك شاعر بايد بسرايد، اگر او با خودش در نهايت صلح و آرامش باشد. اما آيا انگيزش براي رشد و تحول مايه رحمت است يا؟ زحمت مازلو ( ) 1972 به دانشجويان خود تذكر مي دهد: اگر شما به شكل كاملا اختياري بخواهيد كمتر از آنچه كه توانايي داريد باشيد، بايد بگويم آنگاه عميقا از زندگي خود ناراضي و ناخشنود خواهيد شد. برخي از دانشمندان عقيده دارند، اطلاع از كيفيت و كميت بالاي قدرت بالقوه در انسان، براي آنها كه از تواناييهاي خود استفاده نمي كنند، مايه غم و اندوه و نااميدي خواهد شد. باربارا كه ( ) 1986 در كتاب خود به نام دختران باهوش زنان نابغه مي گويد كه خود شكوفايي نه فقط يك حق بلكه يك مسئوليت است و همين مسئوليت است كه احساس گناه و تقصير را در برخي افراد افزايش مي دهد. بنابراين گفته مي شود كه فرآيند روان درماني بخاطر اينكه باعث ناخشنودي مردم از خودشان مي شود مورد انتقاد واقع مي شود. شوتز ( ) 1979 نظري مخالف با آنها كه نيروهاي بالقوه را مايه زحمت مي بينند، ارائه مي دهد. او كه فرض خود را با نام نامحدوديت انساني ارائه مي كند، عقيده دارد كه هيچ ضرورتي ندارد انسان به تمام آنچه كه بالقوه قادر است دست پيدا كند. موانع رشد محدوديتها و موانع رشد و شكوفايي تواناييهاي بالقوه انسان توسط روان شناسان و فيلسوفان به دفعات مورد مطالعه قرار گرفته و نظرات مختلفي در مورد آن ارائه شده كه به تعدادي از با اهميت ترين آنها اشاره مي شود: كمتر ارزيابي كردن خودمان: يكي از دلايلي كه ما نسبت به پيشرفت و توسعه تواناييهاي خود نمي پردازيم اين است كه تصوري ناقص از توانايي خود داريم. تا حدود زيادي، خيلي از مردم فكر مي كنند هماني هستند كه در حال حاضر هستند و نه بيشتر. گرچه تحقيقات نشان مي دهد كه انسانها خود را بيشتر از آنچه كه هستند ارزشيابي مي كنند اما به واقع مفهومي كه از خود دارند در بسياري از افراد كمتر از آنچه هست كه مي تواند باشد. يكي از روشهاي درماني روان شناسان افزايش خود پندار افراد مي باشد و پذيرش اين مطلب كه بيشتر از گذشته خود را دوست بدارند و بدانند كه تواناييهاي بيشتري دارند. تصور قالبي و غير قابل انعطاف از خود: يكي ديگر از دلايل اينكه رشد انسان به كندي حركت مي كند تصور ثابت و قالبي از تواناييها و خود مي باشد. برخي از مردم فكر مي كنند من هميشه همين جوري هستم و هميشه از يك روش معين پيروي مي كنم. براي تغيير و رشد، استقبال از لحظات و هيجانهاي لذت بخش و اميد، با علم به اينكه احتمال بروز لحظات اضطراب انگيز نيز وجود دارد لازم و ضروري است. نياز به امنيت: مانع ديگري كه براي رشد وجود دارد، نياز به حفظ موقعيت امنيت بخش مي باشد. مزلو ( ) 1968 چنين فرضيه پردازي مي كند كه هر شخص در طول زندگي با دو نيروي متقابل روبرو است: از يك طرف نيروي رشد و پيشرفت و از طرف ديگر نيروي حفظ امنيت. مازلو مي گويد: تعارض بين اين دو نيرو باعث توقف رشد مي باشد. از يك طرف نيرويي وجود دارد كه در آن انسان محكم به امنيت و حفظ آن مي چسبد و دائم در گذشته سير مي كند و از آينده مي ترسد و جدايي از وابستگي به مادر، استقلال و كسب آزادي براي او ترس آور است و از طرف ديگر نيرويي وجود دارد كه انسان را به طرف كل وجودي او و تواناييهاي بالقوه اش و يگانگي با خود و به سمت اعتماد به دنياي پيرامون و پذيرش عميق ترين و واقعي ترين نيروهاي ناهشيار سوق مي دهد. به نظر مازلو هر دو نيروي موجود براي فرد جاذبه و نيز دافعه دارد، ولي هنگامي انسان رشد مي كند كه امنيت را دفع و رشد و پيشرفت را جذب كند. والدين، آموزگاران و درمانگران گاهي اوقات قادر هستند كه مراحل پيمايش تغيير و كسب پيشرفت در رشد انساني را تسهيل كنند. مانع چهارم ترس از رشد است: براستي چرا بسياري از ما از اينكه رشد كنيم؟ مي ترسيم شايد يك دليل ترس از ناشناخته هاست و دليل ديگر آگاهي از اين مطلب كه رشد و پيشرفت با افزايش مسئوليت پذيري همراه است. يعني ترس از مسئوليت پذيري. منبع: آبي آركوف برگردان: بهمن ابراهيمي