Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771111-43797S4

Date of Document: 1999-01-31

ديدگاه چرخه بي حاصل تغيير مقامات در آموزش و پرورش طي هفته هاي گذشته، معلمان كشور، با بي تفاوتي خبر جابه جايي تعدادي از مقامات رده، اول آموزش و پرورش را به صورت افقي شنيدند. اين، گونه تغييرات براي معلمان شده عادي است، و به اين رفت وآمدها و جابه جا شدنهاي مقامات، عادت كرده اند و بازهم به روال معمول هيچ مقام و سخنگويي حاضر نشد، درباره معني و مفهوم واقعي اين تغييرات توضيحي ارائه دهد. روابط عمومي وزارتخانه كه به شيوه معمول بسياري از روابط عمومي ها، گاه به خاطر دستمالي قيصريه اي، را آتش مي زنند. تنها به ذكر فهرست جابه جايي ها بسنده كرد و ديگر سكوت! روابط عمومي، توضيح نداد، كه به چه دليل آقاي زرهاني، معاون وزير در امور مشاركتهاي مردمي (مدارس، غيرانتفاعي ) ناگهان به سمت معاون اداري - مالي وزارتخانه منصوب؟ شد و آقاي صادقلو معاون اداري مالي، چرا جايگزين معاون حقوقي وزارتخانه؟ شد و اصولا اين چرخه بي معناي مقامات به چه دليل رخ؟ داد آقاي مهندس علاقمندان با آن همه تجارب غني در زمينه اجراي طرح تغيير نظام آموزش متوسطه! به چه دليل معاون وزير و رئيس سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي؟ شد و جالبتر از همه اينكه آقاي دكتر فاني، چهارمين ابلاغ خود را در طول 18 ماه گذشته از دست وزير گرفت و ركورد جابجايي را در سطح مديران ارشد كشور شكست: در دوره كوتاه وزارت آقاي مظفر، علاوه بر جابه جايي مقامات ارشد، پاره اي از معاونتها و سازمانها درهم ادغام و به فاصله كوتاهي مجددا از هم جدا شده اند، و طرفه اينكه، بيشتر اين تغييرات سازماني، در معاونت هاي تحت مديريت آقاي فاني صورت گرفته است، به همين دليل، عده اي از كاركنان اداري، آقاي فاني را مرد محوري و قدرتمند وزارتخانه معرفي او مي كنند ابتدا به مدت دو هفته قائم مقام وزير بود. سپس به مدت حدود 5 ماه در سمت معاون برنامه ريزي و نيروي انساني كاركرد. آنگاه، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي در معاونت برنامه ريزي و نيروي انساني ادغام و معاونت جديدي به نام معاونت برنامه ريزي نيروي انساني و آموزش عمومي به مديريت ايشان تاسيس شد و در آخرين موج تغييرات، بارديگر معاونت برنامه ريزي و نيروي انساني از سازمان پژوهش و برنامه ريزي جدا شد و سه معاونت جديد متولد شدند... و اين رشته، سر دراز دارد. هرگونه تغيير و جابجائي مقامات قاعدتا حامل، معنا و مفهومي است. به عبارت ديگر پيامي دارد. گاه اين پيام سياسي است. يعني وزير افرادي را به دلايل سياسي بركنار و افراد هم فكر خود را جايگزين مي كند. گاه پيام اداري است و گوياي نوعي نوسازي و در جهت كارآمد كردن سيستم اداري صورت مي گيرد، در اين صورت، افرادي بركنار بعضي مي شوند، تنزل مقام مي يابند، و افراد توانا و شايسته جايگزين مديران ضعيف مي شوند. به نظر مي رسد جابجايي هاي اخير مقامات و تغييرات سازماني از نظر اصول مديريت، فاقد معناي سياسي و اداري است و فقط مي توان آن را در چارچوب سلايق و تمايلات آقاي وزير معنايابي كرد. اما يك پيام، به وضوح احساس مي شود و آن ناديده گرفتن ضعف بعضي از مديران در حوزه كاري و دادن پاداش به ايشان از طريق سپردن هاي پست جديد به آنهاست و اين امر نشانه فقدان سيستم هاي نظارتي و ارزشيابي، در سطوح بالاي وزارتخانه است. آقاي مظفر، همان راه وزراي سلف خودرا ادامه مي دهد. آن هم در شرايطي كه مشكلات روي هم انباشته شده و انتظار معلمان و دانش آموزان، نوسازي روابط، قانونمند شدن امور، رعايت اصل شايسته سالاري در مديريتها و مشاركت عمومي و واقعي براي حل مشكلات است. ما در شرايط بعد از دوم خرداد به سر مي بريم، نمي توان توقع داشت كه تعدادي از نخبگان در اتاقهاي در بسته براي يك ميليون فرهنگي و بيست ميليون دانش آموز تصميم بگيرند و نخبگان به جاي مردم فكر كنند و فرهنگيان تنها مجري بخشنامه ها و دستورالعمل هاي اداري و اكثرا متناقض باشند. آقاي مظفر كه تا هشت سال پيش از وزارت، معلم بوده اند، مي دانند با جابجايي مديران ارشد به مياني وزارتخانه، مشكلات حل نمي شود. راه درست، ايجاد فضايي شاداب براي مشاركت همه فرهنگيان است. آقاي مظفر بايد موانعي را كه بر سرراه مشاركت معلمان وجود دارد، از ميان بردارد. اين موانع اكثرا توسط ديوانسالاري اداري و مديران نالايق ايجاد شده اند، و قبل از آن نيز بازشدن باب گفتگو در آموزش و پرورش و از بين بردن فضاي بي اعتمادي و ترس و احساس ناامني شغلي در ميان همكاران است. بنده بازهم تكرار مي كنم: آقاي مظفر! با معلمان سخن بگوئيد، معلمان غريبه نيستند.