Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771111-43796S2

Date of Document: 1999-01-31

نقش روان شناسان در درمان اعتياد متاسفانه مصرف مواد مخدر روان گردان پيوسته رو به افزايش است. مطابق آمار موجود در طول بيست سال گذشته اعتياد به داروهاي قانوني و غيرقانوني بسيارفراگير شده و اكنون حاكي از يك مشكل جدي در بهداشت و سلامت عمومي است. در توجيه شيوع اعتياد در جوامع، انديشمندان مختلف نظرات گوناگون را عنوان نموده اند اما بنظر مي رسد آنها را مي توان در چند دسته كلي خلاصه نمود: الف - بحرانهاي اقتصادي جوامع كه امنيت شغلي و رواني شهروندان خود را به مخاطره مي اندازد. ب - ترديد نسبت به ارزشهاي سنتي و پذيرش ضدارزشها. ج - وسعت نابرابري اقتصادي و اجتماعي در جوامع كنوني. د - مصرف آرامبخش ها (بخصوص تجويز شخصي داروهاي اعصاب و روان ). هـ -دادن داروهاي خوابآور توسط والدين به بچه هاي پرسروصدا كه بد مي خوابند. مطابق بعضي تحقيقات مشخص گرديده آزمودنيهايي كه بعدا به مواد مخدر و داروها معتاد مي شوند غالبا از خانواده هايي هستند كه در آنها مصرف داروهاي روان گردان با تجويز پزشك يا بدون آن بيش از حد معمول رايج مي باشد. همچنين مشخص گرديده كه نوع داروي مصرفي پدر يا مادر اغلب همانهايي است كه پسرها و دختران آنها به آن معتاد مي شوند. و - كنجكاوي در خصوص تاثير مواد و آشنايي با آن. ز - فشار گروهها و همنوايي با گروه همسالان و دوستان. با توجه به علل و عوامل مورد نظر بطور كلي اعتياد به مواد مخدر علامتي است از ناسازگاري شخصيتي بدين معني كه مشكلات همانندسازي و اختلال در شرايط زندگي را مي توان زمينه ساز ناسازگاريهايي دانست كه عميقا در روان فرد تاثير عميقي برجاي گذارده و او را به سمت اعتياد سوق مي دهد. در واقع به عقيده بسياري از متخصصين اعتياد را مي توان نوعي اعتراف به شكست دانست. اين بدين معناست كه فرد در اثر ناتواني و عدم دسترسي به راه هاي منطقي براي مواجه شدن با مسائل به آن روي نقش مي آورد مشاور و روانشناس، در روان درماني افرادي كه اعتياد دارند تجلي مي كند. روان درماني همانطور كه دكتر شفيع آبادي تصريح نموده اند فرآيند پويايي است كه درمانگر به آن وسيله به مراجعه كننده (مددجو - معتاد ) كمك مي كند تا به تعديل كژرفتاري ها، درمان ريشه اي اختلالات رواني و ايجاد دگرگوني درسازمان شخصيت خود بپردازد. درمانجو با مراجعه به روانشناس و مشاور شيوه درست زيستن با خود و ديگران را مي آموزد. در اين خصوص مهمترين نقش اين افراد بعنوان درمانگر اعتياد، تقويت انگيزه افراد معتاد براي پذيرفتن درمان (چه دارودرماني و چه روان درماني ) مي باشد و با رفع نگراني و تشويش، معتادين را به ترك اعتياد مصمم سازند. اين مسئله از اين نظر اهميت دارد كه ميل و تصميم براي قبول درمان يكي از اساسي ترين گام هاي موجود در فرايند درمان مي باشد. اگر معتاد بطور جدي تصميم براي ترك و درمان اعتياد نداشته نباشد، نتيجه مطلوبي از روان درماني بدست نخواهد از آمد اين رو، محيط درمان بايد حاكي از پذيرش معتاد بوده بطوري كه مراجعه كننده اي كه براي درمان اعتياد گام مي گذارد بداند كه مي تواند به درمانگر اعتماد نمايد. اين اطمينان و اعتماد نتيجه پذيرش بي قيد و شرط فرد معتاد است. درمانگر با ايجاد جو صميمانه وپذيرش بي قيد و شرط مي بايست به عوامل شخصي و اجتماعي اعتياد مراجعه كننده پي برد و حالات عاطفي رنج آوري را كه باعث گرايش وي به سمت اعتياد گشته اند مورد شناسايي قرار داده و به رفع آنها بپردازد. بنابر اين با شروع درمان دارويي و حذف وابستگي هاي جسمي در فرد معتاد فرايند حذف وابستگي هاي رواني توسط روان درماني آغاز مي شود كه در اين مرحله شخصيت معتاد بازسازي و بازپروري مي شود تا فرد آمادگي لازم را براي پيوستن به اجتماع پيدا نمايد. بنابر اين اساسي ترين گام در روان درماني جهت كمك به معتادين ارتباط صميمي است كه بايد بين درمانگر و مددجو ايجاد شود تا با درگيريهاي عاطفي مطلوب بتوان هويتي موفق در معتاد بوجود آورد تا بدين طريق آماده پذيرش مسئوليت گردد. همانگونه كه دكتر شفيع آبادي اذعان نموده اند بدون ايجاد چنين رابطه اي، پيشرفت چنداني حاصل نخواهد شد.