Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771111-43796S1

Date of Document: 1999-01-31

استراتژي ما در برخورد با مساله اعتياد؟ چيست نگرشي نو به مساله مواد مخدر پنج ماه قبل پرخواننده ترين مجله جهان ( تايم ) تمام صفحه اول خود را به عكس سوزاندن مجسمه بزرگ شيطان و 51 هزار كيلوترياك، هروئين و حشيش توسط ستاد مبارزه با مواد مخدر اختصاص داد. در بالاي اين صفحه نوشته بود ايران حق شيطان را كف دستش گذاشت. در اين مراسم كه در تهران با حضور رياست جمهوري و محمد فلاح دبير ستاد مبارزه با مواد مخدر برگزار شد، آقاي پينو آرلاكي رئيس اداره كنترل مواد مخدر سازمان ملل كه به عنوان ناظر حضور داشت صريحا گفت: مقدار مواد مخدري كه ايران تنها در اين يك روز مي سوزاند برابر مصرف يكساله قاره اروپا مي باشد. امروز دنيا پذيرفته است كه در جمهوري اسلامي ايران فعاليتهائي استثنائي به منظور مبارزه گسترده با قاچاق مواد مخدر انجام مي گيرد. حتي اگر فقط از جنبه تبليغاتي هم به اين فعاليتها نگاه كنيم، مي توان گفت كمتر اقدامي تا بدين حد تحسين و قدرداني جامعه جهاني را نسبت به ايران برانگيخته است. با توجه به جانفشاني ها و نيز نيروي عظيمي كه در راه اين مبارزات صرف شده و با ديدن طوفان خانمان برانداز اعتياد در خانواده، محله و بايد شهرمان، ببينيم كه در كنار پيشرفت در زمينه مبارزه با مواد مخدر، آيادر رابطه با معتاد و هم اعتياد پيشرفتي حاصل؟ كرده ايم! فكر مي كنم زمان آن رسيده است كه تعارف را كنار بگذاريم و صادقانه بيماري اعتياد را به عنوان فاجعه ملي به يكديگر اعلام كنيم. تا ده سال قبل اعتياد فقط خود معتاد را مي كشت اما اكنون زنان و جواناني كه هرگز در عمرشان حتي با يك معتاد همنشيني نداشته اند بطور غيرمستقيم به دليل شيوع اعتياد در خطر آلودگي به (عامل ايدز ) قرار دارند. در ايران عامل اصلي انتقال HIV تزريق هروئين، شيره و ترياك توسط يك سرنگ مشترك مي باشد. در مرحله اول، معتاد به دليل نايابي و گران بودن مواد مخدر ناچار به صرفه جوئي از طريق تزريق مي گردد، سپس در درازمدت احتمال دارد معتاد در موقعيتي گرفتار شود كه سرنگ خصوصي نداشته باشد و مجبور گردد از سرنگي تزريق كند كه شخص ديگري نيز از آن استفاده كرده و بطور بهداشتي استرليزه نشده اينجانب است طي مصاحبه، از معتادي شنيدم كه در يكي از زندانهاي كشور دور از چشم مامورين يك قوري كه در آن ترياك جوشانده شده بود به عنوان چاي دست به دست مي گشت و تمام محتويات آن توسط يك سرنگ مشترك تزريق مي شد. متاسفانه گزارشگر جوان فوت شد. در چنين شرايطي و با توجه به اينكه تزريق مشترك به دفعات صورت مي گيرد احتمال انتقال ويروس، حتي از يك زنداني ناقل به ديگران بسيار زياد مي باشد و حتي آمار 20 درصد آلودگي زندانيان كه از طرف مسئول كميسيون كشوري مقابله با ايدز ذكر شده محافظه كارانه بنظر مي رسد. عامل ديگر شناخته شده انتقال اچ آي وي آميزش جنسي مي باشد. اين يك حقيقت است كه درصد طلاق در خانواده هاي معتادان بسيار بالاست. در صورت ازدواج مجدد هر يك از زوجين، براي ايمني همسر آنان چه تدبيري؟ انديشيده ايم برخي ممالك با گفتن حقايق و آموزش شهروندانشان به مرز كنترل رسيده اند اما ممالكي ديگر هم داريم كه با وجود آلودگي حدود 40 درصداز مردمشان هنوز سكوت اختيار مي كنند. بخاطر فرزندانمان و نيز ديگر جوانان مملكت ما چاره اي نداريم مگر آنكه در مقابله با آفت اعتياد راه حل هاي ديگري بجوئيم. بخش مبارزه ما چون از تجربه هاي نظامي و جنگي مان الهام گرفته، به نهايت قاطعانه و موءثر عمل كرده است اما در بخش پيشگيري و درمان نه تنهاپيشرفت نداشته ايم بلكه عقب مسلما گرد كرده ايم. حقيقت آنست كه در سيستم بهداشت ما پزشك يا درمانگر واقعي اعتياد وجود ندارد. جامعه درماني ما هنوز هم در مرحله اي است كه ترياك و هروئين را قطع مي كند، بجاي آن ماده مخدر ديگري به معتاد بدهد و پس از دو يا سه هفته او را به خانه اش روانه كند. اين اقدام نه تنها نتيجه نمي دهد بلكه در بسياري از موارد مشكل معتاد را پيچيده تر مي كند. بيمار هروئيني اميدوار به مطب دكتر مي رود و هروئيني، قرصي نااميد برمي گردد! چرا نظام پزشكي ما اجازه مي دهد يك طبيب كپسول دست پيچي را كه هويت شيميايي آن براي بيمار معلوم نيست با قيمت گران به خورد او بدهد. آيا بيمار حق ندارد بداند چه ماده اي وارد بدنش؟ مي شود سال 64 قبل دكتر ويليام سيلك ورت (W.WORTH SILK) رئيس بيمارستان درمان اعتياد نيويورك طي نامه معروفي كه هنوز در محافل درمان واقعي اعتياد به عنوان دستورالعمل بازخواني مي شود به درمانگران اعلام كرد كه مشكل معتاد در مغز اوست نه در بدن او دنياي، مترقي از چندين دهه قبل رسما پذيرفته كه معتاد يك بيمار است. راه حل اين بيماري با اينكه ساده مي باشد ولي خارج از تجربه و آموخته هاي پزشكان و روانپزشكان ماست. بهترين شاهد اينجانب بر اين ادعا آن است كه در گردهمائي هاي پيشگيري و درمان اعتياد سالهاي اخير، پزشكان و سازمانهاي دست اندركار اين بيماري حتي نتوانستند يك مورد بهبود يافتگي را به نمايش بگذارند و تنها فردي كه پس از كوشش زياد از شهرستان دوردستي به عنوان نمونه بهبود يافته به آخرين كنفرانس آورده شده بود ظاهرا در اثر اضطراب دچار نشئگي خفيف شده بود!! ناچار از نمونه بهبود يافتگان انجمني ( كاملا خارج از هرگونه نظام پزشكي ) استفاده گرديد. با توجه به اينكه اثرات ويروس ايدز مي تواند تا حدود دهسال در بدن افراد ناقل مخفي بماند، در وضعيت فعلي اعتياد، براي كشور ما فقط چند استراتژي قابل اجرا باقي مي ماند كه اهم آن بدين شرح مي باشد: - 1 فاجعه اي را كه در حال تكوين مي باشد ناديده نگيريم. - 2 همانند ديگر ممالك پيشرفته اعتياد را رسما به عنوان يك بيماري بپذيريم. - 3 همانند بعضي ديگر از ممالك پيشرفته ناتواني فعلي خود را در پيشگيري و درمان بپذيريم و حداقل به منظور حفاظت از آحاد مردم، تحت ضوابطي معين از طريق دولت به بيماراني كه در مراحل پيشرفته هستند مواد جايگزين برسانيم. - 4 بدون سختگيري به بيماران معتاد سرنگ رايگان بدهيم. - 5 در اسرع وقت به توليد انبوه قرص مخدر در 3 رنگ و قدرت (DOSE) مختلف بپردازيم. براي هر زنداني معتاد يك جيره كامل ترك 45 روزه بطور تقليلي تجويز گردد و در شهرها به هر معتادي كه تمايل به ترك نشان مي دهد يك دوره از اين قرصها با ضوابط معين فروخته بشود. - 6 بدون كوچكترين تبعيضي اشد مجازات را در مورد كساني كه مواد مخدر يا لوازم جنبي آنرا به زندانها مي برند، قائل شويم. - 7 با رعايت شئونات اسلامي مردم را بطور صادقانه از موارد ايمني و مسائل مربوط به بيماري ايدز در سطح گسترده خصوصا از طريق رسانه ها بطور فعالانه آگاه كنيم. رعايت موارد 2 تا 7 فوق به ما فرصتي خواهد داد تا به تقويت و سازماندهي روش هاي موفق و كاملا رايگان درماني بپردازيم كه اخيرا توسط معتادان سابق كه سالها از بهبوديشان مي گذرد، به ايران آورده شده است. هوتن گل سرخي