Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771110-43785S1

Date of Document: 1999-01-30

دهم بهمن ماه و آيين هاي ويژه جشن سده * به نوشته ابوريحان بيروني، جشن سده از دوره اردشير بابكان در شمار اعياد رسمي و ملي ايرانيان درآمده است * جشن سده دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد و به اعتقاد اكثر روستائيان با به سر رسيدن اين چله، زمين دزدانه نفس مي كشد يكي از جشنهاي خاص اقوام آريايي كه ارتباطي با هيچ دين و آئيني ندارد، جشن سده است كه ايرانيان در آبان روز از ماه بهمن (دهم بهمن ) برگزار مي كردند. در مورد انگيزه افروختن آتش در جشن سده، هر يك از محققان و نويسندگان ايراني روايتي دارند. فردوسي، پيدايش جشن سده را به هوشنگ پيشدادي نسبت داده است، او مي گويد: هوشنگ پيشدادي در شكارگاه به ماري سياه و بزرگ سنگي برخورد به سوي مار پرتاب كرد، آن سنگ به سنگي ديگر برخورد كرد و جرقه اي از آن برخاست، جرقه در خس و خاشاك اطراف سنگ، آتش پديد آورد، مار گريخت، هوشنگ پيشدادي براي پيدايش آتش با اطرافيان خود به جشن و سرور پرداختند: شب آمد برافروخت آتش چوكوه همان شاه در گرد او با گروه يكي جشن كرد آن شبو باده خورد سده نام آن جشن فرخنده كرد زهوشنگ ماند اين سده يادگار بسي باد چون او دگر شهريار وجه اشتقاق اصلي سده آن است كه ايرانيان باستان سال را به تابستان هفت ماهه و زمستان پنج ماهه تقسيم مي كردند و دهم بهمن ماه كه مصادف با صدمين روز زمستان بوده، جشن مي گرفتند و آتش مي افروختند. جشن سده در روزگار ساسانيان چندان مورد توجه شاهان ساساني نبود و تنها عامه مردم اين جشن را برگزار مي كردند. در اوستا و نوشته هاي پهلوي، از جشن سده ذكري نشده و در دين زرتشت رسميتي نداشته است. به نوشته ابوريحان بيروني، اين جشن از دوره اردشير بابكان يعني سده سوم ميلادي در شمار اعياد رسمي و ملي درآمده است. در دوره اسلامي جشن سده تا سده هفتم هجري در ايران برگزار مي شد، از شهرياران ايران زمين مرداويچ زياري بيش از ديگران به برپائي جشن سده علاقه نشان مي داده است. مرداويچ زياري در سال 323 ه -. ق. يكي از بزرگترين و باشكوه ترين جشن هاي سده را برگزار كرده است. ابوالفضل بيهقي نيز از برپائي اين جشن در دربار اميرمسعود توصيفي به اين شرح آورده است: .. سده نزديك بود. اشتران سلطاني را و از آن همه، لشگر به صحرا بردند و گز كشيدن گرفتند تا سده كرده آيد... وگزمي آوردند و در صحرايي كه جوي آب بزرگ بود.. مي افكندند تا به بالاي قلقي برآمد و چهار طاقها بساختند از چوب سخت بلند و آن را بياگندند و گز ديگر جمع كردند كه سخت بسيار بود به بالاي كوهي برآمد بزرگ واله بسيار و كبوتر و آنچه رسم است از دارات اين شب به دست كردند.. و سده فراز آمد نخست شب امير بر آن لب جوي آب كه شراعي زده بودند بنشست و نديمان... بيامدند و آتش به هيزم زدند، و پس از آن شنيدم كه قريب ده فرسنگ فروغ آتش پديده بودند. جشن سده با سپري شدن چهل روز از زمستان برگزار مي شود، اين جشن دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد و به اعتقاد اكثر روستائيان با به سر رسيدن اين چله، زمين دزدانه نفس مي كشد. در جشن سده، سپر و شمشير چوبين مي فروختند و صورتك ها بر چهره مي زدند و چنگ و چغانه برمي گرفتند و به شب در شهر چراغ ها مي كردند. هم اينك در بيشتر روستاهاي خراسان، جشن سده را با سرور و شادي خاص به مدت سه شب، در شبهاي يازدهم، دوازدهم و سيزدهم بهمن ماه برپا مي دارند و ترانه هائي كه از ادوار كهن، سينه به سينه نقل شده است، روستائيان حفظ كرده و مي خوانند. روستائيان چند روز پيش از فرا رسيدن روز جشن سده، به كوه و صحرا مي روند و بوته هاي خشك را جمع كرده و به روستا مي آورند، اين بوته ها در هر يك از روستاها به نامي خوانده مي شود، در روستاي ديوانگاه به بوته هاي قهوه اي رنگ كه خارهاي فراوان دارد، گلوگ در، روستاي سرايان شووزك، و در روستاي جوين گل، قر مي گويند. در روستاهاي سبزوار نيز به بوته هاي صحرايي چگنه مي گويند. پيش از جشن سده مقدار زيادي چگنه به روستا مي آورند و به كساني كه نتوانسته اند بوته فراهم كنند، سهمي مي دهند. شامگاهان پس از غروب آفتاب و تاريك شدن هوا، بزرگ خانواده بوته ها را آتش مي زند. با برخاستن شعله هاي آتش به دور آن مي چرخند و ترانه هائي به گويش محلي مي خوانند كه بخشي از آن چنين است: آي سده، سده، سده صد به غله، پنجه به نوروز آي سده، سده، سده صد به غله، پنجه به نوروز زنون بي شو، چله بدر شد زنون شودار، به غم گرفتار صد به غله، پنجه به نوروز دخترن دخنه، دفكر جئمه، نوروز بي يمه در بيشتر روستاها، جوانان چند بوته را با ريسمان به هم بسته و پس از آتش زدن بوته ها به سوي صحرا مي روند و بوته هاي فروزان را به دور سر خود مي چرخانند و ترانه هايي مي خوانند. برخي از جوانان گوي هايي از پنبه و يا پارچه درست مي كنند، پس از خاموش شدن بوته ها اين گوي ها را كه به نفت آغشته كرده اند، به آسمان پرتاب مي كنند و چون گوي بر زمين فرود آمد، مجددا آن را به فضا پرتاب مي نمايند. سالخوردگان مراسم آتش افروختن و جست و خيز جوانان را از فاصله دور تماشا مي كنند، و معتقدند كه تماشاي شعله هاي آتش سده، سبب سلامت و بهروزي است. هر شب، پس از پايان آتش افروزي، خاكستري كه از آتش سده باقي مانده است را در پشت بام خانه خود جا مي گذارند و بدون آن كه به آن دست بزنند، به خانه بازمي گردند. در بيشتر روستاهاي خراسان، معتقدند كه اگر در شبهاي سده باران ببارد و آب باران، خاكستر آتش سده را بشويد و با خود ببرد، سال نيكويي خواهند داشت، ولي اگر باران نبارد، آن را به فال بد مي گيرند. در روستاهاي اراك نيز به مناسبت پايان چله بزرگ، جشني همانند روستاهاي خراسان برپا مي كنند و اعتقاد دارند آتشي كه در سده افروخته مي شود، بر زمستان اثر گذارده و سرما را از بين مي برد و زمين نفس مي كشد. * آندرانيك هويان