Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771110-43784S2

Date of Document: 1999-01-30

چگونه خشم كودكان را كنترل ؟ كنيم * در بعضي مواقع خشم كودكان ممكن است خشم تقليدي باشد كه بر اثر مشاهده روابط نامطلوب بين والدين، خواهر و برادر و ساير همبازيهاي خود و همچنين ديدن فيلمهاي مهيج، رفتارهاي فوق را درون سازي كرده و تقليد نمايد چون كودك فكر مي كند كه شرط پذيرفته شدن در جمع ديگران انجام چنين اعمالي مي باشد. اشاره: همه ما در پيرامون خود كودكاني را مي بينيم كه در دنياي شگفت انگيز خود در حال انجام فعاليتهاي گوناگوني نظير يادگيري، راه حل مسايل و مشكلات، فراگيري اطلاعات، نقاشي كردن، بازي كردن و غيره برخي مي باشند از آنها رفتارهاي متفاوتي را در فراگيري و انجام فعاليتها از خود نشان مي دهند. مطالعه و تحقيق بر رفتار كودكان اين امكان را به ما مي دهد تا انگيزه هاي آنان را براي بروز رفتارهاي گوناگون بدانيم. به نظر روانشناسان 3 غريزه عشق ترس و خشم در كودكان وجود دارد كه اين غرايز تشكيل دهنده زيربناي رفتار كودك است و بعضي از اين رفتارها منطقي و يا غيرمنطقي مي باشد. در بين اين غرايز خشم عاملي است براي بروز رفتارهاي غيرمنطقي در كودكان كه مانع پيشرفت موقعيتهاي يادگيري مي شود كه براي رشد وتكامل آنها ضروري است اما هميشه خشم سبب رفتارهاي غيرمنطقي نمي گردد بلكه در بعضي از اوقات هم بسيار منطقي مي باشد. هدف تمام مربيان در امر تعليم و تربيت كودكان، تعديل رفتارهاي غيرمنطقي براي افزايش فرايند يادگيري در آنان مي باشد. در مبحث زير ضمن تحقيق، بررسي و مشاهده خشم كودكان عقبمانده ذهني در /3 5سنين /6 5تا سالگي و اينكه چه عواملي سبب رفتارهاي غيرمنطقي ناشي از خشم در اين كودكان مي باشد به مقايسه آنها با خشم كودكان عادي كودكستاني در همان سنين پرداخته و راههاي مقابله صحيح با خشم غيرمنطقي ارائه شده است. خشم؟ چيست جامعه شناسان و روانشناسان هر يك به گونه اي متفاوت خشم را تعريف كرده اند. جامعه شناسان انگيزه هاي ابراز خشم را در زندگي اجتماعي و فرهنگ يك ملت جستجو كرده و برخورد فرد يا افراد جهت مقابله با مشكلات اجتماعي، اقتصادي و.. را موجب آن مي دانند. روانشناسان نيز هر يك خشم را براساس مكاتب مختلف روانشناسي بگونه اي متفاوت تعريف مي كنند. فرويد معتقد است كه در ضمير ناخودآگاه هر فرد مسائلي است كه مي تواند انگيزه خشم باشد مثلا ممكن است در ضمير ناخودآگاه يك فرد خشم در مقابل خطر بوجود آيد. واتسون روانشناس رفتارگرا نيز معتقد است كه خشم جزو اميال فطري و اكتسابي افراد است. او در آزمايش خود كه بر روي كودك 4 ماهه اي انجام داد بر پهلوهاي كودك فشار آورد كودك دستهاي خود را باز كرده و شروع به جيغ زدن و تكان دادن دستها نمود، واتسون از اين آزمايش نتيجه گرفت كه خشم علاوه بر اكتسابي بودن جزواميال فطري نيز مي باشد. اما تعريفي كه مورد قبول اكثر روانشناسان مي باشد اين است كه خشم يك حالت هيجاني يا يك احساس عاطفي است كه خود را با بيان كلامي يا رفتاري نشان دهد و مي تواند فطري يا اكتسابي باشد. انگيزه هاي خشم در /3 5كودكان /6 5تا ساله: انگيزه خشم با در نظر گرفتن سن كودك و جنس او متفاوت است و با شناخت اين انگيزه و تفاوتها، مي توانيم با انتخاب راههاي صحيح به مقابله با خشم غيرمنطقي در كودكان بپردازيم. مهمترين و شايعترين علل و انگيزه هاي خشم در كودكان عبارتند از: خود مركزگرايي: خود مركزگرايي به عبارت ساده و روشن يعني من و بيان من در جمع. كودك خودمركزگرا همه افعال را به خود ختم مي كند. او علاقه وافري براي تصرف اشياء و محيط پيرامون خود دارد. آغاز مرحله خودمركزگرايي در كودكان عادي سن 3 سالگي مي باشد و در كودكان عقب مانده ذهني به دليل نقص ذهني و پايين بودن ميزان هوش نسبت به كودكان عادي اين سن بيشتر مي باشد. يعني اگر در كودكان عادي اين مرحله از 3 سالگي شروع و /5 5در سالگي به نحوي كاهش يابد در كودكان عقبمانده ذهني /4 5از سالگي شروع و /7 5تا سالگي ممكن است طول بكشد. رابطه خود مركزگرايي و خشم را مي توان با مثال زير توضيح داد: يك زمين بازي را پيش روي خود در نظر بگيريد كه چند كودك نيز مي خواهند يك بازي را با كمك مربي خود شروع كنند و در اين موقع يك كودك توپ بازي را برداشته و حاضر نشود توپ را به ديگران بدهد و حتي پافشاري مي كند كه اين توپ مال من است. مال من كه همان خودمركزگرايي است موجب برانگيخته شدن خشم ديگر كودكان همبازي او مي شود و اگر به نحوي توپ را از او ربوده و پس بگيرند اين كودك ممكن است با آنها به نزاع بپردازد و يا به گوشه اي پناه برده و گريه و فرياد را سر دهد كه توپ مال من است. بهترين واكنش در برابر اينگونه كودكان اين است كه به نحوي كودك را محور بازي و انتخابقرار دهيم. بدين ترتيب كه كودكان را بصورت يك دايره جمع كنيم و كودكي را كه مي گويد توپ مال من است در وسط و مركز دايره قرار دهيم و از او بخواهيم كه توپ را به سوي تك تك بچه ها بيندازد و سپس از آنها بگيرد تا به نفر آخر برسد آن وقت به او مي گوييم كه جايش را به ديگري بدهد و او جاي كودك بايستد و به اين ترتيب كودك را وارد بازي مي كنيم تا ضمن تعديل خودمركزگرايي اين نكته را بياموزد كه: اين فقط او نيست كه حق بازي كردن با توپ را دارد بلكه ديگر كودكان هم نيز چنين حقي را دارند و بايد دسته جمعي بازي كنند. اختلال گفتاري و خشم: پيش تر گفتيم كه كودك بوسيله زبان خواسته هاي خود را ابراز مي كند و مي گويد كه از چه چيزي خوشش مي آيد و از چه چيزي بدش مي آيد، چه را دوست دارد و چه او را ناراحت مي كند. كودك بوسيله زبان از محيط استفاده برده و انتقاد و پيشنهاد مي كند. حال اگر كودكي داشته باشيم كه نتواند چنين مفاهيمي را ابراز كند چگونه مي تواند به ما بفهماند كه چه مي خواهد، سر كلاس بگويد كه من خسته شده ام و نمي توانم نقاشي بكشم و يا اينكه بگويد رفيق پهلو دستي مرا اذيت مي كند. ديده شده است كه والدين و مربيان بدون آنكه منظور واقعي كودك را درك كنند به او پرخاش كرده و در يك تصميم عجولانه او را مقصر هر كاري مي دانند در صورتيكه اگر اين كودك زبان داشت واقعيت را به گونه اي ديگر تفسير مي كرد. به هر حال بعد از اين بي توجهي، او نسبت به ما ظنين شده و اعتمادش سلب مي شود و در نتيجه كودك ستيزه جو و خشمگين شده و در نهايت درون گرايي و گوشه گيري را انتخاب خواهد كرد. كودكاني كه دچار چنين اختلالاتي هستند غالبا در بازيها، كلاس درس و خانه تحقير شده و او را كمتر به بازي راه مي دهند. كودك در چنين مواقعي خشمگين شده و دست به كارهايي مانند پرتاب اشياء، خراب كردن بازي ديگر كودكان و حتي فحاشي مي زند. درمان كودكان عقب مانده ذهني كه داراي اختلال گفتاري هستند - اگر دستگاه گفتار كودك نياز به عمل جراحي دارد سريعا انجام و سپس او را به مربي گفتار درماني بسپاريد زيرا در ادامه درمان اين كودكان، گفتار درماني مي تواند اولين كمك را به كودك از نظر آموزش زبان و روان ارايه كند. - فراهم كردن محيطي امن و سالم در خانه و مدرسه و برقراري ارتباطهاي غير مستقيم از طرف والدين و مربي بين كودك و دوستان همسال او. - كودك پرخاشگر را وا داريد كه به مورد نقص خود زياد توجه نكند و اگر عيبي را در خود مي بيند - آن عيب را به روشهاي نامحسوس كم اهميت كنيد و از اين راه به كاهش خشم كودك كمك كنيد و هم باعث شكوفايي ديگر توانايي ها و استعدادهاي پنهان او شويد. - اگر داراي كودك عادي كودكستاني و با اختلال گفتاري هستيد بهتر است در روز يك ساعت را بصورت خصوصي با او به سرودخواني، داستان خواندن و گوش دادن به صحبتهاي وي و خوابهايي كه شب قبل ديده است اختصاص دهيد تا از لكنت او كاسته شود. اختلال حركتي و خشم: كودكان با انجام حركات خواستهايشان را انجام مي دهند بنابراين كودكي كه داراي اختلال حركتي باشد قادر نيست در جمع همسالان خود و مانند آنان به فعاليت بپردازد در بيشتر موارد ديده شده است كه اين كودك از سوي ديگران تحقير شده و دچار عقده مي شود اين تحقير و عدم توانايي كودك باعث خشم او شده و به اختلال در فعاليت هاي حركتي ديگر كودكان مي پردازد. واكنش خشم در اين كودكان بدليل عدم توانايي حركتي بيشتر بصورت غير مستقيم است و چون چنين كودكاني به مرور زمان در مي يابند كه نسبت به ديگر همسالان خود داراي ضعف و ناتواني مي باشند، خشم خويش را درون برده و دچار افسردگي مي شوند البته اين مشكل نزد كودكان عقب مانده ذهني بيشتر ديده شده است. درمان كودكان داراي اختلال حركتي: - روحيه دادن و توجه مخصوص به آنان - تعليم و آموزش كودكان سالم مبني بر اينكه از تحقير آنان خودداري كرده و دوست آنان باشند - انجام فعاليتهاي مناسب با توانايي آنان به كمك همسالان كودك در يك محيط جمعي - گفتگو و مشاوره با كودك و والدين آنها و دادن آگاهيهاي لازم - فعاليتهاي درماني براي كودكان عقب مانده ذهني داراي اختلال حركتي بايد خيلي ساده و با فهم آسان باشد. پازل، سوزن نخ كردن، بازي با دومينو از جمله اين فعاليتهاست - بازي درماني بهترين نوع درمان بوسيله مربي مجرب براي اين دسته كودكان است البته لزوم فراگيري انواع بازيهاي متنوع از سوي والدين و اجراي آن در محيط منزل پيشرفت را سريعتر و چشمگيرتر خواهد كرد. خشم تقليدي: كودك ممكن است براثر مشاهده روابط نامطلوب بين والدين، خواهر و برادر، همبازيهاي خود و همچنين ديدن فيلمهاي مهيج و پرهيجان رفتارهاي فوق را درون سازي كرده و تقليد نمايد زيرا كودك فكر مي كند كه شرط پذيرفته شدن در جمع ديگران انجام چنين اعمالي مي باشد. كودك از چنين همانندسازي لذت مي برد و بنابراين ابتدا خشمگين شدن براي او يك كنش لذت بخش مي باشد و فكر مي كند كه حربه اي قوي و موثر براي بيان خود و تسلط بر ديگران يافته است. بروز چنين رفتاري از كودك، والدين و مربيان را متوجه وي مي كند و بدون آنكه توجهي به عواملي كه سبب چنين رفتاري در كودك شده است بشود به سركوبي ناعادلانه كودك مي پردازند. در نتيجه مسلم است كه كودك عكس العمل شديدي در مقابل والدين و مربيان از خود نشان خواهد داد و ادامه اين رفتارهاي متقابل سبب مي شود كه كودك دچار محروميت عاطفي گردد. آستانه تحريك پذيري وي كاهش مي يابد و در مقابل كوچكترين ناراحتي و تنش دچار خشم مي شود كه در نهايت اثر سوئي بر شخصيت كودك باقي خواهد گذارد. درمان خشم تقليدي: - سعي شود كه از رفتارهاي ناصحيح والدين و خواهر و برادر و اطرافيان كاسته و حداقل در مقابل كودك خودداري شود. - بايد به كودك آموزش داد كه با محبت و دوستي هم مي تواند در جمع ديگر كودكان پذيرفته و مطرح شود - ارائه آموزش كافي و آگاهي دادن به مربيان و والدين درباره خصوصيات خشم تقليدي در كودكان و اتخاذ واكنشهاي منطقي از سوي آنان در مواجهه با چنين مشكلي. هوش و انگيزه هاي بروز خشم در كودكان: هوش ميزان توانايي فرد براي حل مسائلي است كه در محيط با وي بارور مي شود. هوش داراي اجزاي وابسته ديگري است مانند زبان، ادراك، منطق، حافظه، حركت و غيره در كودكان عقب مانده ذهني بدليل نقص ويژه ذهني، كودك فاقد هوش عمومي بوده و داراي ضايعه است البته اين بدين معنا نيست كه همه اجزاء هوش در وي آسيب ديده است بلكه ادراك و منطق و بطور كلي تفكر كودك براي حل مسايل آسيب ديده است. ما در بين كودكان عقب مانده ذهني كودكاني را مي بينيم كه اصطلاحا به آنان دانشمندان كودكان مي گويند يعني داراي حافظه اي قوي هستند اما همانطور كه گفته شد حافظه فقط يكي از اجزاء هوش است و كودك عقب مانده ذهني بدليل فقدان هوش عمومي در برخورد با مسايل دچار مشكل مي شود و در بيشتر موارد موجب بروز رفتارهاي خشم آميز و پرخاشگرانه در كودك مي گردد بنابراين خشم در كودكان عقب مانده بيشتر از كودكان عادي ديده مي شود. دانستن انگيزه هاي ابراز خشم در كودكان اين امكان را براي ما فراهم مي سازد كه در كاهش خشم آنها موءثر باشيم البته با شناخت و درك صحيح والدين در تفاوت بين خشم منطقي با خشم غير منطقي در كودكان و اتخاذ تدبير لازم براي هر كدام از انواع خشم. وقتي كودكي را كه مقصر نيست والدين يا مربي تنبيه كنند وي دچار خشم مي شود و اين يك خشم منطقي است كه كودك براي اعاده شخصيت خود كه بدون گناه از سوي ديگران تحقير و خدشه دار شده است ابراز مي دارد و ما بايد اجازه بروز چنين خشمهايي را به كودك بدهيم و از تنبيه مجدد او خودداري كنيم زيرا اين عمل - تنبيه مجدد - سبب مي شود كه كودك خشم خود را دروني كرده و دچار افسردگي گردد يا اينكه دچار پديده خشم بيش از حد گردد. همچنين تنها در مقابل تنبيه ناعادلانه نيست كه خشم منطقي در كودك شكل مي گيرد بلكه در مواقع احساس خطر يا احساس ترس نيز كودك براي اثبات ذات كودكي خود دچار خشم منطقي مي شود. خشم در پسران بدليل ترشح هورمون آندروژن بيشتر از دختران است و اصولا دختران ظريف تر و حساس تر از پسران هستند. روشهاي مقابله با خشم غير منطقي در كودكان: - بهبود عوامل محيطي كه موجب بروز خشم غير منطقي مي شود - بايد در نظر داشت كه ميزان توانايي كودك در برآوردن انتظارات و خواسته هاي ما محدود است و رعايت اين موضوع از سوي ما موجب كسب اعتماد به نفس در كودك و پيشگيري از خشم او است - تسليم نشدن در مقابل خواسته هاي غير منطقي كودكان - برقرار كردن محيط عاطفي و تامين امنيت كودك در چنين محيطي - رعايت دقيق پاداش و مجازات متناسب ولي ثابت جهت درك اين واقعيت از سوي كودك كه رفتار وي تحت كنترل است - ايجاد انضباط جهت كسب احترام جمعي از سوي كودك - استفاده از موسيقي، داستان و نقاشي سيدحسين مير بهرسي - شاهرخ رفوگران منابع و ماخذ: - 1 فيزيولوژي انسان اثر گريسهايمر و ويدمن - 2 رفتارهاي بهنجار و نابهنجار اثر دكتر شكوه نوابي نژاد - 3 كودك چگونه فكر؟ مي كند اثر دورتي جي. سنيگر