Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771105-43738S3

Date of Document: 1999-01-25

بنديان درگز، مرده ريگي به جاي مانده از روزگاران كهن... * منطقه ياريم تپه در حاشيه رودخانه درونگر، داراي آثار ارزشمندي از هزاره پنجم پيش از ميلاد تا دوره ساساني است و با گستردگي قابل توجه از خود، نظر شناخت فرهنگ و تمدن منطقه شمال شرقي ايران نقش مهمي را بر عهده دارد اشاره; دشت درگز در شمال استان خراسان به لحاظ وجود آثار باستاني و محوطه هاي تاريخي، يكي از مناطق بسيار غني ايران به شمار مي رود. اين دشت، به خاطر موقعيت خاص جغرافيايي كه در نزديكي كشور تركمنستان قرار دارد، در واقع حد فاصل و نقطه تلاقي دو فرهنگ ايران و آسياي ميانه است. جاذبه هاي فرهنگي و فراواني محوطه هاي باستاني در اين دشت، از سالها پيش مورد توجه بسياري از پژوهشگران بوده و نخستين بررسي علمي باستانشناسي نيز توسط هنري فرانكفورت به سال 1330 در اين دشت انجام شده است. فرانكفورت، در آن بررسي با تاكيد بر غناي فرهنگي منطقه، سفالهاي جمع آوري شده از محوطه هاي باستاني به خصوص ياريم تپه درگز را با سفالهاي كشف شده از تپه آنو درنزديكي عشق آباد تركمنستان، مقايسه كرده است. پس از وي نيز هياتهاي خارجي و ايراني، دشت درگز را مورد بررسي باستانشناسي قرار دادند و همگي بر اهميت و غناي بسيار زيادآثار باستاني دشت درگز تاكيدكرده اند. تاكنون بيش از 50 تپه و محوطه باستاني در دشت درگز شناسايي شده است كه بيشتر آنها، متعلق به دوران پيش از اسلام از هزاره پنجم قبل از ميلاد تا دوره ساسانيان مي باشد. بنديان درگز، آخرين مورد از كاوشهاي باستان شناسي در اين دشت است كه اطلاعات بسيار ارزشمندي از آن منطقه نيز در اختيار پژوهشگران، مورخان و باستانشناسان كشورمان قرار داده است. منطقه بنديان درگز كه از نام آن به عنوان يك آبادي در جغرافياي ايران ياد شده است، هم اينك به صورت زمينهاي زراعي در 3 كيلومتري شمال غربي شهر درگز و دركناره رودخانه دايمي و پر آب آرتيان (شاخه اي از رود درونگر در شمال شرقي ايران ) قرار دارد. دشت درگز كه اطراف آن را رشته كوههاي بلندي، همچون هزار مسجد و الله اكبر احاطه كرده، از دوران كهن مورد توجه اقوام مختلف ايراني و غيرايراني بوده و از اين رهگذر محوطه ها و تپه هاي باستاني بسياري در اين دشت بر جاي مانده است. هر چند در كاوشهاي دكتر عزت الله نگهبان، استاد دانشگاه تهران در سال 1345 تعدادي تپه و محوطه هاي باستاني در اين منطقه شناسايي شده و به ثبت رسيد، اما در كاوشهاي وي، بيشتر محوطه ها و تپه هاي قابل دسترس بررسي شده است و به همين دليل، بخش اعظم اين دشت شناسايي نشد. مهدي رهبر، باستانشناس سازمان ميراث فرهنگي كشور و رئيس هيات كاوشهاي باستانشناسي بنديان درگز مي گويد: بسياري از اتفاقات تاريخ باستان كه در دشت درگز روي داده، سرنوشت ساز بوده است كه بايد به دقت بازشناسي و مورد توجه قرار گيرد. در منطقه درگز، تپه ها و محوطه هاي زيادي به چشم مي خورد كه مطمئنا يكي از مهمترين آنها ياريم تپه است. ياريم تپه در حاشيه رودخانه درونگر با بيش از 30 متر ارتفاع داراي آثار ارزشمندي از هزاره پنجم پيش از ميلاد تا دوره ساساني است و با گستردگي قابل توجه خود، از نظر شناخت فرهنگ و تمدن منطقه شمال شرقي ايران نقش مهمي را بر عهده دارد. رهبر در همين ارتباط مي گويد: شمال خراسان بر اساس كتيبه بيستون (پرثوه ) و از ايالات مهم حكومت هخامنشي به شمار مي رفته است، به همين دليل ساتراپ ( استاندار، حاكم و يا والي ) اين ايالت هميشه از خويشاوندان نزديك دربار انتخاب مي گرديد نيسا، پايتخت اوليه اشكانيان كه اكنون در جمهوري تركمنستان و در فاصله يكصدكيلومتري شمال شرقي درگز قرار دارد، به وسيله اشك اول بنيان نهاده شده است. در جغرافياي تاريخي، شهر نيسا را با درگز يكي دانسته و قزويني، نيسا را شهر فيروز ناميده و بعيد نمي داند كه شهر نيسا با محمدآباد در دوره قاجار كه بزرگترين آبادي دشت درگز بوده است، يكي باشد. برخي مورخان عقيده دارند كه مردم ايران در دوران تسلط يونانيان، به جهت تعصبات ملي و ميهني، نام داريوش آخرين پادشاه هخامنشي را بر اين شهر نهاده و آن را دارا گرد ناميده اند. اين منطقه در دوره ساسانيان به دليل همسايگي با قبايل بدوي و پادشاهي هاي كوشاني، هپتالي، هون و تركان از اهميت به سزايي برخوردار بوده است. همچنين از گذشته هاي دور، مزاحمتها و حملاتي كه اغلب منشا اقتصادي داشت، به وسيله اقوام چادرنشين و صحراگرد به اين منطقه صورت مي گرفت كه براي نمونه مي توان به كشته شدن كوروش در جنگ با قبايل ماساژت در همين منطقه اشاره كرد. در دوران اشكانيان نيزاين حملات و هجومها ادامه داشت و ديوار معروف به سد سكندر كه از شمال شرقي دشت گرگان تا دشت درگز امتداد داشت به منظور جلوگيري از هجوم اين اقوام به داخل خاك ايران بنا شده بود. در سال 1369 به دنبال خاكبرداري و تسطيح زمينهاي زراعي بنديان درگز كه توسط يكي از كشاورزان منطقه و بالودر انجام شد، به طور اتفاقي به قطعات گچي برخورد شد كه بر روي آنها نقوشي حك شده بود، با مراجعه به درگز و مشاهده آن قطعات حدس زده شد كه بايد از ديواره يا پيكره بنايي باستاني و مهم مربوط به دوران اشكاني يا ساساني جدا شده باشد و ضمن ممانعت از ادامه خاكبرداري، مقدمات كاوش منطقه فراهم و بررسي علمي باستانشناسي بنديان درگز عملا از سال 1373 آغاز شد. لباف، كارشناس ميراث فرهنگي خراسان مي گويد: نخستين يافته ها كه انگاره ديوارهاي گلي با اندود گچ بودند خبر از وجود مجموعه اي از فضاهاي معماري مي داد و هر روز كه كار هيات پيش مي رفت، نشانه ها و علايم كشف شده، اميدواري هيات را براي دستيابي به يك اثر مهم تاريخي بيشتر مي كرد. يافته ها حكايت از اين داشت كه حداقل يك تالار مركزي وسيع با ديوارهاي پوشيده از نقش و نگار كه با گچبري شكل گرفته اند وجود دارد، اما مشكل بزرگي هم بر سر راه هيات خودنمايي مي كرد و آن حفظ گچبريها در جاي اصلي خود بود. زيرا اندود گچي كه قرنها در زير خاكهاي نمناك دشت درگز باقي مانده بود، به شدت فرسوده و با كوچكترين ضربه و فشار فرو مي ريخت. بنابر اين، كار استحكام بخشي گچبريها نيز به موازات كاوش آغاز شد و بهروز عمواوغلي (مرمت كار برجسته آثار هنري ) و تعدادي از همكاران وي به محل اعزام و اقدام به تثبيت نقشها به روش علمي كردند. در نخستين فصل كاوش تالاري به /825/10 60xابعاد متر خاكبرداري شد كه به احتمال زياد داراي سقفي چوبي و مسطح بوده و بر فراز 4 ستون قرار داشته است. اين تالار به شكل ايواني است كه جلوي آن باز و احتمالا با پرده اي بسته مي شده است. رهبر مي گويد: شاهكارهاي فرهنگي و هنري عصر ساساني را مي شود بر روي ديوارهاي اين تالار، مشاهده كرد، چنين پيداست كه وقايع و رويدادهاي سرنوشت ساز و مهم آن دوران، به وسيله هنرمندان زبردست با گچبري برديوار نقش بسته و جاودان شده اند. نقشها موضوعات متعددي را بازگو مي كنند از جمله شكار، جنگ، صحنه هاي مذهبي و تفويض قدرت كه در همه آنها، روح اعتقادي و ايراني متجلي است. به گفته لباف: در صحنه هاي شكار، حركت موزون اسب شكارچي و گوزني كه تير خورده، بسيار زيبا نشان داده شده است و در صحنه جنگ با نشان دادن يك سوار كه ايراني و دو سوار مقابل او كه احتمالا هپتالي بوده اند، به بهترين شكل توان و قدرت ايرانيان به تصوير كشيده شده است. سرهاي افكنده در زير سم اسبان كه با چشمهاي بادامي و ريش و سبيل كم پشت، نژاد زرد را مجسم مي كند، پيروزي ايرانيان را بر اقوام مهاجم نشان مي دهد. در صحنه هاي مذهبي، شخصيتهاي عالي مقام در كنار موبد و در پيشگاه سكوي آتش ايستاده اند و ارادت و اخلاص به آتش كه مورد تكريم ايرانيان باستان بوده است را مي توان مشاهده كرد. همچنين در صحنه هايي كه مي شود آنها را تفويض قدرت يا تاجگذاري تعبير كرد، شخصي كه احتمالا پادشاه مي باشد در مقابل موبد ايستاده و به رسم دوران ساساني از دست موبد، منصب خود را دريافت مي كند. لباف مي افزايد: متاسفانه از اين نقشها بيش از يك متر ارتفاع باقي نمانده است و قسمت بالا تنه شخصيتها و قهرمانان به مروراز بين رفته و نمي توان به خوبي در ارتباط با جنسيت اشخاص و چهره آنها اظهار نظر كرد. اما همان مقدار كمي كه باقي مانده، حكايت از اين دارد كه نقشها با درايت، تيزهوشي و علم به زمان بر ديوار نشسته اند و هنرمند ايران باستان به خوبي توانسته است نحوه پوشش و حتي نقش و نگار پوشاك، ابزار جنگي، زين و يراق اسبها و در مجموع صحنه وقايع را تجسم كند. طي پنج فصل كاوش باستانشناسي بنديان درگز، از فضاهاي مربوط به تالار مركزي مجموعه معماري بنديان خاكبرداري شده است. كشف يك فضاي محراب گونه در گوشه تالار و كتيبه هايي با خط پهلوي ساساني بر ديوارهاي آن محراب، اين فرضيه را بوجود مي آورد كه احتمالا اين مكان نه يك بناي صرفا سلطنتي، كه يك آتشكده است. لباف مي گويد: در چهارمين فصل كاوش كه در سال گذشته انجام شد، آثاري بدست آمد كه معبد بودن اين مجموعه معماري را ثابت مي كند. از ميانه ديوار انتهايي تالار، درگاهي به فضاي معماري ديگري در انتهاي تالار باز مي شد كه با خاكبرداري اين جبهه كه در جنوب غربي تالار قرار داشت، فضاهايي كشف گرديد كه نشان از يك آتشكده و اتاقهايي مي داد كه در ارتباط با آن آتشكده، كاربري داشت. وي افزود: اين آتشكده عبارت از يك فضاي مربع شكل است كه در ميانه آن يك سكوي آتش قرار دارد. همچنين سكوي آتش كه از گچ برآورده شده، بسيار زيبا و موزون ساخته شده است، ساقه آن با شيارهاي گچي زينت يافته و بخش فوقاني آن مكعبي است كه ظرف آتش مي توانست برروي آن قرار داده شود. همچنين در اطراف آتشكده، سكوهايي وجود دارد كه احتمالا زايران از آنها براي نشستن يا گذاشتن اشيا و هدايا استفاده مي كرده اند. در مجاورت آتشكده نيز حداقل 2 اتاق وجود دارد كه جايگاه مهمي داشتند. يكي از آن اتاقها كه به تالار نيز راه داشته و اتاق هدايا ناميده مي شود، جهت سپردن هدايايي است كه از دور و نزديك به معبد مي رسيده است. در اين اتاق تعدادي اثر مهر از جنس گل پيدا شد كه نشان مي داد محموله هايي كه به معبد ارسال گشته، از طرف فرستنده مهر مي شده، كه همان حكم پلمب امروزي را داشته است. اتاق ديگر كه مستقيما به آتشكده راه مي يابد و به اتاق استودانها (استخوان دان ) معروف است، محل گذاردن استخوانهاي پاك شده مردگاني بوده است كه پس از پاك گشتن در دخمه ها، به معبد سپرده مي شدند. دور تادور اين اتاق، با استودانهاي گچي كه شبيه تابوتهاي دردار امروزي است، مي باشد. در بخش جنوبي معبد و به فاصله كمي از آن نيز يك فضاي مدور وجود دارد. بنا به اظهار رهبر احتمالا محل، تطهير زايران بوده است. لباف مي گويد: در حال حاضر، فضاي معبد و الحاقات معماري آن روشن شده است، اما هنوزكار در بنديان بسيار است و محدوده اين مجموعه معماري نفيس، كاملا مشخص نشده است. با ديدن آثار معماري برجاي مانده در بنديان درگز، اين پرسش مطرح مي شود كه چرا در اين مكان مهم اشياء قابل ملاحظه اي كشف نشده؟ است رهبر، سرپرست هيات كاوش در پاسخ مي گويد: اين معبد، عمدا در همان دوران ساساني تخريب گرديده و برروي خرابه هاي آن بناهاي ديگري ساخته شده است، بنابراين اگر اشيايي در آن بوده، پيش از تخريب معبد برداشته شده است. نظر وي را وجود ديوارهاي خشتي كه تقريبا در سراسر محوطه مي توان ديد و حتي فراز تالار را هم شامل مي شود، تاييد مي كند. همچنين خاكبرداريهاي بعدي كه در طول زمان و توسط كشاورزان ساكن در دشت درگز انجام شده است، بناهاي ساخته شده برفراز معبد بنديان را درهاله اي از ابهام پنهان كرده است. لباف مي گويد: ما شواهدي در دست داريم كه احتمالا معبد بنديان برروي خاك بكر بنا نشده است بلكه به احتمال زياد قبل از آن و در دوره اشكانيان نيز در آن محل بناهايي وجود داشته است كه كاوشهاي بعدي، ماهيت آنها را روشن خواهد كرد. يكي از نگراني ها و دغدغه هاي دائمي مسئولان و فرهنگ دوستان كشور، آسيبي است كه از سوي غارتگران و قاچاقچيان اشياء قديمي بر ميراث فرهنگي و بناهاي باستاني ايران وارد مي شود. لباف در رفع اين نگراني مي گويد: يكي از كارهاي مهم و اساسي هيات اعزامي، نحوه حفاظت و پوشش مجموعه بود كه به دنبال همان فصل اول كاوش در سال 1373 اين اقدام نيز توسط كارشناسان بخش فني اداره كل ميراث فرهنگي خراسان انجام شد و با توجه به اعتبار محدود، با استفاده ازلوله هاي آهني و ورقهاي آلومينيومي برفراز آثار گرانبهاي بنديان، حفاظي استوار ايجاد شد و هر سال نسبت به وسعت عمليات كاوش، اين حفاظ نيز گسترش يافت. همچنين تمهيداتي براي حفاظت نيز انديشيده شد و بديهي است كه محوطه اي با اين ويژگي و ارزش، نيازمند مراقبت بيشتري نيز مي باشد و بايد براي حفاظت اساسي تر آن، با اختصاص اعتباري شايسته فكر شود. بنديان درگز، در حقيقت برگي نفيس از كتاب تاريخ پرافتخار ايران است كه دشت درگز و شمال شرقي ايران، مي تواند يكي از فصلهاي مهم و خواندني آن به شمارآيد. برگ برگ اين كتاب، آينه اي است شفاف از ميراث فرهنگي ما كه در حفظ آن بايد كوشيد; مراقب باشيد كه اين آينه شكستني است. مشهد - سيد حسين ميربهرسي