Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771104-43723S1

Date of Document: 1999-01-24

تلاش سهراب براي رهايي از پليدي و پلشتي گفت وگو با پري صابري كارگردان نمايش رستم و سهراب * سعي مي كنم به جنبش تئاتر مدرن دنيا نزديك شوم. در كارها از گفتار فاصله مي گيرم و به تصوير نزديك تر مي شوم پري صابري نويسنده، مترجم وكارگردان تئاتر بار ديگر يكي از داستان هاي متون ادبي و كلاسيك ايراني - رستم و سهراب شاهنامه فردوسي - را دست مايه كار قرار داد. نمايش هاي پيشين او به ترتيب من به باغ عرفان (زمستان - 1367 تالار وحدت ) هفت شهر عشق (تابستان - 1374 كاخ سعدآباد - ايوان عطار ) بيژن ومنيژه ( تابستان 1376 ايوان عطار ) بوده اند. نمايشنامه اي كه صابري تصميم دارد آن را در آينده به اجرا بگذارد. شمس پرنده نام دارد كه نگاهي است به ديدار شمس تبريزي و مولوي. رستم و سهراب پري صابري از آذر ماه گذشته در تالار وحدت به روي صحنه آمد و نمايش آن تا جمعه - دوم بهمن ماه - ادامه داشت. در هفته پاياني دي ماه با قرار قبلي به ديدار كارگردان نمايش رفتيم اما گذشت از هفت خوان تالار وحدت چنان طولاني بود كه خانم صابري پي كاري ديگر رفته بود. اما در انتظار بازگشتش فرصتي دست داد تا با محمد حاتمي بازيگر نقش سهراب به گفت وگو بنشينيم و نظرش را درباره نمايش و اينكه چرا از دمام - ساز جنوبي - و مراسم زار در داستان فردوسي استفاده شده است جويا شويم.، حاتمي مي گويد: شاهنامه متعلق به تمام ايرانيان است با هر كيش و آييني كه دارند، تئاتر ومتعلقات آن و هر آن چه در آن به كار گرفته مي شود مثل سازها - مثلا دمام - نور، حركت، مراسم - مثلا زار - يا موسيقي يا.. همه و همه تنها بهانه هايي هستند براي خانم صابري تا نيت و قصد فردوسي و شاهنامه و داستان را بگويد. وي اضافه كرد هر چند مراسم زار آييني است كه از آفريقا به جنوب ايران آمده و در ايران آن دوره ناشناخته بوده و وجود نداشته، اما چون تلفيقي است از دعا و درمان براي درد و رنج بيمار، دراين نمايش نيز قصد بر آن بوده كه تلاش رستم و سهراب براي رهانيدن خود از پليدي و پلشتي نشان داده شود. مراسم زار بهانه اي است براي نمايش دادن سعي و تلاش رستم و سهراب. آقاي حاتمي گفت: عصر حاضر دوره تلفيق فرهنگ هاست. بنابراين نبايد از تئاتر امروز انتظار داشت كه براي بازگويي و به روي صحنه آوردن داستان ها و متون قديمي به امكانات كليشه اي در تئاتر بسنده كند. گفت وگو با كارگردان خانم صابري از خودتان بگوييد و اين كه چگونه وارد عرصه تئاتر؟ شديد من 35 سال است كه سابقه كار دارم يعني حدودا از سال شروع 1342 به كار كارگرداني كردم سينما را در پاريس از آموختم شاگردان خانم تانيا بالاشوا، يكي از بزرگان صحنه تئاتر فرانسه، در بودم آن جا فقط مي آموختم و كارآموزي مي كردم. سال 1342 كه به ايران برگشتم شروع به ترجمه نمايش هاي متعدد از نويسندگان گوناگون كردم و بعد هم بيشتر آن ها را به روي صحنه بردم. كدام نمايش ها و از چه؟ نويسندگاني مثلا آنتيگون از آنوي دربسته، از ژان پل سارتر، باغ آلبالو از چخوف كرگدن، از يونسكو و... اولين كارتان كدام؟ بود نمايش يرما از لوركا بود كه اتفاقا اولين تئاتري بود كه آن زمان در تالار رودكي به صحنه رفت. رستم و سهرابي كه روي صحنه رفت دقيقا همان چيزي بود كه انتظارش را؟ داشتيد ببينيد من سبكي را شروع كرده ام و مبناي اين سبك متون ادبي است. براي شروع در يك سبك بايد خيلي تلاش كرد. در كارهايم سعي مي كنم موسيقي، آواز، نور، حركت و... با هم تلفيق شوند وهر چه بيش تر به تئاتر مدرن دنيا نزديك شوم. سعي مي كنم از گفتار فاصله بگيرم و به تصوير نزديك تر شوم و چون از سينما شروع كردم فضاسازي، تصويرسازي، ميزانسن و نور و حركت خيلي برايم مهم هستند. موسيقي را در چه مرحله اي ازكار آماده؟ مي كنيد موسيقي يكي از ملزومات و از اركان اصلي كار من است، چون داستان هايي كه انتخاب مي كنم برگرفته شده از متون ادبي هستند و شعر شكل دهنده اصلي اين متون است و موسيقي به شعر نزديك است، بنابر اين من از اين وابستگي استفاده مي كنم. موسيقي و آهنگ و نوا و آواز به هنگام كار شكل مي گيرند، يعني من هيچ وقت از قبل موسيقي را آماده نمي كنم، بلكه موسيقي همگام با شكل گيري نمايش خلق مي شود. رستم و سهراب شما چه فرق هايي با رستم و سهراب فردوسي ؟ دارد تلاشم اين بوده كه از ساختار اصلي شاهنامه دور نشوم، اما تمام گفتاري را كه نقال روايت مي كند كار خودم بوده و خيلي زحمت كشيدم تا از نظر بافت و شكل با كل كار همگون باشد، ولي مجبور بودم ابيات و صحنه هايي را نيز حذف كنم تا بتوانم در مدت زمان دو ساعت نمايش را اجرا كنم. چرا به دنبال متون ادبي مي رويد و اين ها را دست مايه كار قرار؟ مي دهيد چون نسبت به اين آب و خاك احساس تعهد مي كنم و چون مي خواهم خودم را بهتر بشناسم، پس ناگزيرم ريشه يابي كنم، بنابراين كشانده مي شوم به متون كلاسيك. اين كار دو حسن دارد: هم براي شناخت خودم مهم است و هم شناساندن فرهنگ وادبيات اين مملكت است به نسل جوان. براي به صحنه آوردن نمايش هاي پيشنهادي تان آيا مشكلاتي هم؟ داشتيد با توجه به امكانات تئاتر درايران خيلي از سختي ها را پشت سر گذاشتم. اما خب هيچ كاري بي زحمت نيست. لقمه را كه براي آدم آماده نمي كنند. كار احتياج به پيگيري و تلاش دارد. ولي براي اين كه نمايش را به روي صحنه ببرم با هيچ نوع ممنوعيت اجرايي مواجه نشدم، يك كلمه پس و پيش هم نشده، حتي لحظه بازبيني. غربي ها تا چه اندازه با داستان ها و فرهنگ ما آشنا ؟ هستند تقريبا هيچ. وظيفه ماست كه فرهنگ وادبيات كشورمان را به آن ها معرفي كنيم، نبايد انتظار داشته باشيم كه آن ها بيايند و فرهنگ ما را بياموزند. آيا شما قصد داريد رستم و سهراب را به آن ها نشان؟ بدهيد & اگر بشود بله، خيلي مايلم اين كار را بكنم. خيلي مايلم كه در جشنواره تئاتر آوينيون فرانسه كه خرداد سال آينده برگزار مي شود شركت كنم. به عنوان آخرين سئوال آيا شما غير از ترجمه وكارگرداني تئاتر در عرصه ديگري نيز فعاليت؟ داريد بله، من تا به حال چند رمان نوشته ام به نام هاي در اندرون من خسته مرغ، سحر و.. چند كار ديگر هم دارم ولي هنوز فرصت نكرده ام آن ها را منتشر كنم. م. مهدوي