Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771103-43718S5

Date of Document: 1999-01-23

شهرهاي بلور و ابريشم، نه آهن و دود... ويژگي شهرهاي قرن پنجم هجري به روايت ناصرخسرو ناصرخسرو از ميان شهرهايي كه مي بيند، بسيار دلبسته اصفهان مي شود. او مي نويسد: ... و من درهمه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر وجامع تر و آبادان تر از اصفهان نديدم. اشاره: يكي از معتبرترين منابع براي بررسي تاريخ و چگونگي تطور شهرهاي اسلامي سفرنامه ناصرخسرو است. ناصر خسرو با نگاهي تيزبين و بسيار دقيق آنچنان به شرح جزئيات معماري، خدمات ومديريت شهري و بافت اجتماعي شهرهايي كه به آنها سفر كرده است، مي پردازد، كه گويي سفرنامه اش را شهرسازي كه به طور تخصصي در پي بررسي ويژگي شهرهاي آن عهد بوده، نوشته است. در نوشتاري كه در پي مي خوانيد يك شهرساز ويژگي شهرهاي قرن پنجم هجري را به روايت ناصر خسرو بررسي كرده است. ناصر خسرو در سال 394 هجري قمري (اوايل قرن يازدهم ميلادي ) در قباديان بلخ متولد شد و در سال 481 در يمگان بدخشان درگذشت. در جواني به دربار سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوي راه يافت و به مراتب عالي رسيد. در سن 43 سالگي پس از ترك دربار و كارهاي ديواني عازم سفري هفت ساله شد. او در اين مدت چهار بار به زيارت خانه خدا رفت و سه سال در مصر اقامت كرد. در مصر به خدمت المستنصر بالله هشتمين خليفه فاطمي رسيد. سرانجام در مذهب اسماعيلي مرتبه حجت يافت و در بازگشت به ايران به تبليغ اين مذهب پرداخت. ناصر خسرو در طي سفر از شهرهاي بسيار عبور كرد و با نگاهي ظريف، گاه شاعرانه و گاه انديشمندانه، به ثبت مشاهدات خود پرداخت. امروزه خلاصه اي از آن مشاهدات با عنوان سفرنامه ناصرخسرو به يادگار باقي مانده است. حكيم ناصرخسرو در سفر خود بيشتر دغدغه هاي فكري و فلسفي داشته است اما دقت نظر او در وصف ويژگي كالبدي شهرها يقينا جالب توجه شهرسازان و ديگر متخصصان شهري خواهد بود. آثار و انديشه هاي ناصر خسرو و از جمله سفرنامه او از زواياي گوناگون ادبي و تاريخي مورد بررسي قرار گرفته است، اما نگاه كردن به سفر نامه از دريچه شهرسازي خالي از لطف نيست. در اين نوشته از ميان شهرهاي بسياري كه ناصرخسرو در سفرنامه به توصيف آنها پرداخته است چهار شهر نيشابور، اصفهان، بصره و قاهره معرفي مي شود. * نيشابور نيشابور سومين شهر در مسير سفر ناصرخسرو است. او با آن كه بيست روز (از يازدهم شوال تا دوم ذي القعده ) در اين شهر اقامت مي كند حدود بيست كلمه درباره آن سخن مي گويد. جالب نظر آن كه در اين سخنان كوتاه هم مي توان به رونق و حيات نيشابور پي و برد حاكم زمان طغرل بيگ محمد بود، برادر جغري بيگ و بناي مدرسه اي فرموده بود به نزديك بازار سراجان، و آن را عمارت مي كردند. جداي از احداث مدرسه، از اين گفته برمي آيد اگر بازار سراجان وجود داشته است لابد در كنار آن بازارهاي ديگري هم يافت مي شود. * اصفهان اصفهان در مسير بازگشت ناصرخسرو قرار دارد و اتفاقا در اين شهر نيز بيست روز (از هشتم تا بيست و هشتم صفر ) اقامت مي كند. از نوشته هاي كوتاه ناصرخسرو مي توان دريافت كه اصفهان شهري فعال و سرزنده با محله ها و بازارهاي فراوان بوده و است كوچه اي بود، كه آن را كوطراز مي گفتند، و در آن كوچه پنجاه كاروانسراي نيكو، و در هر يك بياعان و حجره داران بسيار نشسته. ناصرخسرو همچنين از باروي طويل و دروازه هاي متعدد، ساختمان هاي مرتفع و مسجد جامع بزرگ شهر سخن مي گويد. با اين همه عناصر شهري چشمگير، طبيعي است كه ناصرخسرو بگويد: و من در همه زمين پارسي گويان شهري نيكوتر و جامع تر و آبادان تر از اصفهان نديدم. * بصره ناصر خسرو در مسير بازگشت به وطن حدود 2 ماه (از بيستم شعبان تا نيمه شوال ) در بصره اقامت مي كند. اين شهر در هنگام اقامت ناصرخسرو با وجود جمعيت زياد، ويران بوده است. در آن وقت كه آن جا رسيديم شهر اغلب خراب بود، و آباداني ها عظيم پراكنده، كه از محله اي تا محله اي مقدار نيم فرسنگ خرابي بود. اما در و ديوار محكم و معمور بود، و خلق انبوه. اما در عوض ويراني ها، استقرار بصره در حاشيه رودخانه و باغ ها و نخلستان هاي حومه شهر نظر ناصرخسرو را جلب كرده است. * قاهره ناصر خسرو در ماه صفر 439 وارد قاهره مي شود و تا ذي حجه نزديك 441 به سه سال در اين شهر زندگي مي كند تاثير اقامت ناصرخسرو در مركز خلافت فاطميان بر احوال و شخصيت او به حدي است كه بعدها در قصيده اي در شرح حال خود مي گويد: روزي برسيدم به در شهري كان را اجرام فلك بنده بد، افلاك مسخر شهري كه من آن جا برسيدم خردم گفت اينجا بطلب حاجت و زين منزل مگذر رفتم به دربانش و بگفتم سخن خود گفتا مبر اندوه كه شد كانت به گوهر شهري كه ناصر خسرو در اين شعر از آن ياد مي كند اشاره اي است به مركز حكومت فاطميان و تمثيلي از شهر علم و حقيقت. ناصر خسرو درسفرنامه از قاهره و شهري چسبيده به آن به نام مصر سخن مي گويد. و از مصر به قاهره كم از يك ميل باشد. و مصر جنوبي است و قاهره شمالي. و نيل از مصر بگذرد و به قاهره رسد، و سباتين وعمارات هر دو شهر به هم پيوسته است. قاهره در هنگام اقامت ناصرخسرو شهري بزرگ، خرم و امن و آباد بوده است. و تقدير كردم كه در اين شهر قاهره از بيست هزار دكان كم نباشد، همه ملك سلطان.. و كاروانسراي و گرمابه و ديگر عقارات چندان است كه آن را حد و قياس نيست، تمامت ملك سلطان. ناصر خسرو درباره واحدهاي مسكوني قاهره و مصر نقل مي كند: و شنيدم كه در قاهره و مصر هشت هزار سرا باشد، از آن سلطان، كه آن رابه اجارت دهند و هر ماه كرايه ستانند.... و بيشتر عمارات پنج اشكوب و شش اشكوب باشد. ارتفاع و تراكم ساختمان ها در مصر حتي از اين هم بيشتر است. وچون از دور شهر مصر را نگاه كنند پندارند كوهي است، و جاي هست كه خانه ها چهارده طبقه از بالاي يكديگر است، و جاي خانه هاي هفت طبقه. قاهره با وجود كثرت بناها و تراكم بالاي ساختماني، شهري است دلگشا و به زبان امروزي مي توان آن را باغ شهر ناميد. و تمامت سراي هاي قاهره جدا جدا نهاده است، چنان كه درخت و عمارت هيچ آفريده بر ديوار غيري نباشد،... واندر شهر، در ميان سراها، باغچه ها و اشجار باشد... و بر سر بام ها هم درخت نشانده باشند وتفرجگاه ها ساخته. توصيف ناصر خسرو از اين شهر و عناصر كالبدي آن چنان زنده و با ظرافت است كه مي توان تصويري روشن از سيماي شهر در ذهن مجسم به ويژه كرد هنگامي كه از قصر سلطان سخن مي گويد آن را همچون نشانه اصلي شهر معرفي مي كند. و قصر سلطان ميان شهر قاهره است، و همه حوالي آن گشاده كه هيچ عمارت بدان نپيوسته است.. و چون از بيرون شهر بنگرند قصر سلطان چون كوهي نمايد از بسياري عمارات و ارتفاع آن، اما از شهر هيچ نتوان ديد كه باروي آن عالي است. * درباره اين شهرها و سفرنامه ناصرخسرو چند نكته زير گفتني است: * ناصرخسرو هر چه از زادگاه خود (بلخ ) دورتر مي شود مطلب بيشتري درباره 4 شهر مورد نظر ثبت مي كند. به اين ترتيب كه درباره اصفهان بيش از نيشابور، درباره بصره بيش از دو شهر قبلي و درباره قاهره بيش از همه مي نويسد. شايد به اين دليل كه با شهرهاي مهم آن دوران هر قدر آشنايي كمتر داشته است كنجكاوي بيشتر به خرج داده است. * در زمان ناصرخسرو شهر بغداد جزو شهرهاي مهم منطقه و هم رديف استانبول و قاهره بوده است اما او به دليل اختلافات فكري و عقيده اي با حاكمان وقت، از آن شهر نمي گذرد و طبعا در سفرنامه اش يادي از آن نمي كند. * نوشته هاي ناصر خسرو درباره قاهره با شيفتگي بسيار توام است اين شيفتگي جداي از رونق و اهميت شهر، قطعا از ارادت عقيده اي او به فاطميان مايه مي گيرد. * سفرنامه ناصرخسرو حاوي نكات بسيار دقيق از سيما و عناصر شهري در قرن پنجم هجري است. اگر فرهنگ مادي هر تمدن، شامل ساختمان ها و شهرهارا جلوه اي از ميزان پيشرفت آن تمدن بدانيم سفرنامه ناصرخسرو اطلاعات ارزشمندي در زمينه تاريخ تمدن به دست مي دهد. * سفرنامه ناصرخسرو منبع گران قدري در زمينه هاي پژوهش ادبي و تاريخي محسوب مي شود، در عين حال در زمينه ادبيات معماري و شهرسازي نيز حرف هايي براي گفتن دارد. ناصر برك پور