Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771101-43710S1

Date of Document: 1999-01-21

انتخابات شوراها را در مركز توجه قرار دهيم مسئله شوراها كه تكليف نهايي آن به انتخابات هفتم اسفند ماه واگذار شده، در واقع يكي از مهمترين رشته هاي آزادي و مشاركت سياسي و اجتماعي در كشور ماست. در آيين هاي شهروندي و به اصطلاح مدنيت معيار، اصلي و بنيادين همانا مشاركت بيشتر يا كمتر مردم است و هرچه اين نسبت بيشتر باشد، آن ارزشهاي مدني نيز جلوه بيشتري يافته و از ثبات و استحكام پايدارتري برخوردار خواهد بود. پس مي توان به راحتي دانست كه گاهي مشاركت مردم محصول عوامل مقطعي و هيجانات گذراي سياسي - ويا حتي بسيج تبليغاتي و سازمان يافته نظامهاي سياسي - است و گاهي برآمده از سنجيدارها و پايه هاي راستين مسئوليت اجتماعي و تلاش براي تحقق حقوق آحاد جامعه توسط خود آنها و سامان يافته به واسطه اراده خودشان. از اين رو نسبت شوراها به دموكراسي از نسبت ساير همه پرسيها و مداخلات و تشريك مساعي هاي مردمي در تعيين سرنوشت سياسي بيشتر و گسترده تر است. در روزهاي اخير عليرغم نزديكي به چنين رخداد و حادثه بزرگي، به دليل هيجانات سياسي ديگري - كه اتفاقا بسيار مهم نيز بود - بحث در اين عرصه فروكاسته و محدود گرديد. برخي نيز زمان را براي واگذاري چنين مسئوليت گسترده اي به توده مردم زود دانسته و اين انتخابات را موجب اتلاف هزينه و فرصت و تداخل امور قلمداد نمودند. معهذا اين ديدگاه متكي به اهميت و واقعيت اين پديده تاريخي نبوده و نتوانسته نقش حياتي آن را در تكوين آينده اين سرزمين به درستي ارزيابي نمايد. حتي جريانات هوادار شعارها و برنامه هاي رئيس جمهور و جبهه دوم خرداد نيز كمتر از حد ضرورت به اين امر مهم اهتمام كرده و گاهي علائق و انرژي خود را با حرارت بسيار در موضوعات و جبهه هاي ديگري مصروف نموده مجلس است نيز در برخورد با انتخابات شوراها، كمتر توانست بيانگر حساسيتهاي واقعي در اين زمينه باشد، همچنانكه رسانه فراگيري همچون صدا و سيما نيز با وجود تاثيرات ميان مدت و بلندمدت اين پديده، مسئوليت خطير خود را در برابرمخاطبان و صاحبان اين رسانه ملي آنطور كه بايد ايفا ننمود. موضوع اصلي در اين عرصه بايد به اين شكل مطرح شود كه اگر قرار است در نظام اسلامي ما ساختار سياسي و اجتماعي كشور در همه ابعاد متكي بر اراده و خواست عموم باشد، بايد تصور موجود از اين قضيه به انديشه اي متعالي تر كه تناسب بيشتري با واقعيتهاي دموكراسي نوپاي ايران اسلامي داشته باشد تحول يابد. به عبارت ديگر، اگر تا كنون تنها از مجاري همه پرسيها، تظاهراتها، جلسات وطومارها به انعكاس افكار عمومي پرداخته شده، اينك مي بايد شيوه هاي كاملتر و سازنده تر سامان يابي و هدايت اراده ملي متحقق گردد و آنچه در ميان مردم به مثابه حساسيتها و تمايلات ايشان وجود دارد، به عنوان برنامه هايي كه تهيه كنندگان، ناظران، مجريان و مسئولان آن خود مردم هستند واقعيت پيدا كند و نتايج آن در تجربه و آزموني گسترده عيان شود. براي فهم اهميت چنين رخداد عظيم و سرنوشت سازي كافيست بدانيم كه در تمام طول تاريخ ايران اين نخستين فرصت براي ملت ماست كه بخشهايي از مسئوليت و آرزوهاي خويش را بطور مستقيم در كف خود داشته باشند و اراده خود را مقرون به عمل خويش بينند. شوراها بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي، از جمله مهمترين اركان قانون اساسي، برترين و واقعي ترين مجراي مشاركت عمومي، و بالاخره تحقق كاملتر دومين ركن از اركان ثلاثه شعارهاي انقلاب مي باشد كه عبارتند: از استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي. آزادي و مشاركت عمومي هيچگاه چهره واقعي خود را نشان نخواهد داد مگر آنكه با تمهيداتي نظير شوراها بتوان ساز و كارهاي عمل آن را مشخص كرده و مردم را به گروهي سازمان يافته و صاحب بصيرت و صاحبحق و صاحب مسئوليت استعلا بخشيد.