Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771101-43697S1

Date of Document: 1999-01-21

آشفتگي هاي ذهني جايي براي موسيقي باقي نمي گذارد گفت وگو با ايرج بسطامي ايرج بسطامي يكي از خوانندگان برجسته موسيقي آوازي كشور ماست كه در سال 1339 در بم متولد شد و آواز خواندن را از كودكي به راهنمايي عمويش يدالله بسطامي آغاز كرد. بسطامي از سال 1369 با گروه عارف كنسرت هاي متعددي در داخل و خارج از كشور برگزار كرده افشاري است مركب - مژده بهار - افق مهر - وطن من (ساخته پرويز مشكاتيان ) - موسم گل (ساخته محمدرضا درويشي ) - بوي نوروز (ساخته حميد متبسم )- فسانه (ساخته كيوان ساكت ) آثاري است كه توسط او به اجرا درآمده است. بازخواني تصنيف هاي خوانندگان قديمي در مايه سه گاه شور و بيات ترك كاست ديگري از بسطامي است كه همين روزها به بازار مي آيد. به نظر شما چه مشكلاتي به زندگي يك موسيقي كار حرفه اي اضافه؟ مي شود * گذشته از جنبه هاي مالي و خانوادگي، مهمترين قسم آن همان احساس مسئوليت در برابر اين درياي بيكران موسيقي است كه سلسله وار از گذشتگان ما به عنوان بخشي از فرهنگ پوياي كشورمان برايمان به ارث رسيده است. اين مقصود حاصل نمي شود مگر آنكه يك موسيقي كار بايد داراي حسن تشخيص و شناخت انواع سبكهاي شعر باشد و پيوند خود را با شعر قديم و جديدمحكم كند و لااقل به يكي از آلات موسيقي آشنايي داشته باشد و بتواند تلفيق كاملي از شعر و موسيقي را به وجود آورد كه اين يكي از هنرهاي شاخص يك خواننده توانمند است در غير اين صورت حتي اگر داراي بهترين صدا هم باشد نمي تواند پيوندي روحي و عاطفي بين خود و شنونده برقرار كند، اين امر ميسر نمي گردد الا با كوشش و رياضت بيش از حد تصور. استاد صبا به علاقه مندان موسيقي توصيه كرده است كه چنانچه فردي بخواهد موسيقي را به صورت حرفه اي دنبال كند بايد از نظر مادي كاملا تامين باشد با توجه به وضعيت اقتصادي جامعه امروزي، نظر حضرتعالي در اين خصوص؟ چيست * هر چند مشكلات مالي دامنگير بخش بزرگي از قشر جامعه ماست، ولي اگر اين هنر بعنوان يك پديده علمي و فرهنگي در بطن اجتماع ما پذيرفته نگردد و توسط سازمانهاي دولتي حمايت نشود، متاسفانه اين مشكل به قوت خود باقي است. با توجه به نبود سيستم آموزشي ثابتي براي فراگيري موسيقي سنتي، تكليف يك علاقه مند به موسيقي در انتخاب استاد؟ چيست * انتخاب يك استاد يك شرط لازم است ولي اين امر به تنهايي كافي نيست، استاد آواز چيزي به شاگرد جز الفباي موسيقي و شناخت راهكارهاي علمي و عملي آموزش نمي دهد ولي هنرجو بايد با عشق و پشتكار رديف هاي آوازي را فراگيرد. وظيفه يك معلم آواز نيز بسيار سنگين است چون او بايد استعدادهاي شاگردان خود را درك كند و آنها را در مسير بروز استعدادهاي خدادادي ياري كند. نكته اي كه حائز اهميت است اينكه در اين راستا متاسفانه خيلي از هنرجويان دامنه آموزش خود را جهت مطرح شدن خود به اساتيد بزرگ وصل مي كنند در صورتي كه اين پديده زشت به هيچ عنوان نمي تواند گواه صلاحيت فرد باشد مگر آنكه از خود شيوه يا طريقي ارائه نمايد كه ديگران قبلا آنرا كشف نكرده اند. به نظر شما چرا در حال حاضر آهنگسازان ايراني مثل گذشته موسيقي جاودانه و ماندني ارائه؟ نمي كنند * جواب اين سوءال مشكل است. من فكر مي كنم يكي از علل آن شرايط اجتماعي ما است و عدم كارآيي رسانه هاي گروهي، چرا كه در اين بازار آشفته موسيقي آثار ارزنده اي هم يافت مي شود كه به علت اشباع بيش از حد نوارهاي مجوز گرفته اين آثار ارزنده گم مي شوند مثل اثر جاودانه استادتجويدي زمين مست، آسمان مست. ضمن اينكه ما در گذشته هنرمندان ارزشمندي داشتيم حال شايد به علت زندگي ماشيني و اوضاع زمانه و شرايط روحي و جسمي از اين گونه آثار كمتر به چشم مي خورد ما هنوز هم مديون اساتيدي چون تجويدي - ياحقي - شريف - پايور - ميرنقيبي و همچنين آقايان محمدرضا لطفي - عليزاده و مشكاتيان هستيم كه هربار آثارشان را مي شنويم نوعي احساس غرور - شخصيت و حس نوع دوستي و جوهره وجودي انسان را برمي انگيزد. جاي سوءال است كه هم اكنون موسيقي ما تكرار مكررات شده است و اين بزرگترين ضربه به پيكر غني ترين و پرمحتواترين و پراحساس ترين موسيقي سرزميني است كه عناوين ياد شده را به يدك؟ مي كشد از آشنايي خود با استاد شجريان و خاطراتي كه با ايشان داريد؟ بگوئيد * اوايل انقلاب بود از بم به تهران آمدم و در تهرانپارس كه منزل ايشان بود خدمت استاد رسيدم. پس از تعارفات معمول استاد فرمودند: با اين كوك مي تواني آواز بخواني من پس از شنيدن صداي ساز كه از دور به گوش مي رسيد عرض كردم بلي و اينگونه شروع به تحرير در دستگاه شور كردم: ما آن شقايقيم كه با داغ سينه سوز جامي گرفته ايم و به صحرا نشسته ايم استاد شجريان بلافاصله ضمن اظهار خوشحالي با عطوفت و مهرباني گفتند: بايد بگويم كه خواننده ديگري بزودي در تاريخ موسيقي آوازي ما ظهور خواهد كرد و من آن لحظه را هيچ وقت فراموش نمي كنم و با برادرم كه اكنون آن عزيزم در ميان ما نيست قدم زنان تا فلكه چهارم تهرانپارس رفتيم و به او گفتم: برادر اميدوارم روزي بتوانم به حرف استاد جامه عمل بپوشانم و بعد از آن، آن عزيز فقيد تمام مخارج زندگي مرا در تهران تقبل كرد تا از استاد درس بگيرم. هنوز هم با استاد در تماس؟ هستيد * بلي - خيلي هر گسترده تر ماه از بم به تهران مي آيم و خدمت ايشان مي رسم و اين ديدار باعث علاقه دو جانبه شده و اين دوران براي من دوران طلايي تلقي مي شود. در آينده چه برنامه اي؟ داريد * كارهاي بسياري در دست تهيه دارم مثلا يك كار كه در آينده اي نزديك به بازار موسيقي عرضه خواهد شد بازخواني تصنيفي خوانندگان قديم مي باشد كه اين تصانيف ساخته استاد گرانمايه محمد ميرنقيبي مي باشد كه آقاي كورش متين آنرا تنظيم كرده است البته اين تصانيف در مايه سه گاه و دشتي اجرا مي شود. همچنين تصميم دارم يك كاست نيز با همكاري اساتيد ارجمندي چون استاد علي تجويدي - مهندس همايون خرم - فرهنگ شريف و اشعار آقاي بيژن ترقي به دوستداران موسيقي سنتي عرضه كنم. در نظر دارم ان شاءالله با آقايان محمدرضا لطفي و حسين عليزاده نيز كنسرتي ترتيب دهم و در شهرستانها و تهران به اجراي آن بپردازم. آقاي بسطامي سوءالي كه هميشه مطرح است وضعيت موسيقي صداوسيما است. شما كه يكي از خوانندگان مطرح اين مملكت هستيد و هراز چندگاهي صداي شما را از اين رسانه مي شنويم نظرتان در اين خصوص؟ چيست * متاسفانه وضعيت موسيقي در صداوسيما نگران كننده است. هر شخصي كه نفوذي در اين سازمان دارد و هر مقلدي كه از گرد راه رسيده است در خصوص موسيقي غني سنتي اظهار فضل مي كند كه مردم ما بعد از گذشت 20 سال از انقلاب از موسيقي سنتي خسته شده اند بهتر است اين آقايان دنبال كار ديگري بروند و در همان مجالسي كه در خور شان خودشان است به هنرنمايي بپردازند و امرار معاش كنند. نه اينكه وارد اين سازمان شوند و تقليد صداي خوانندگان قديمي كه في الحال در لس آنجلس بسر مي برند كنند و 24 ساعته صدايشان از راديو و تلويزيون پخش گردد. من مخالف موسيقي هاي غير از سنتي نيستم. صداوسيما بايد موسيقي هاي ملل مختلف را پخش كند تا مردم با آنها هم آشنا شوند ولي جايگاه موسيقي سنتي در اين رسانه بايد در اولويت قرار بگيرد. از هفت اثري كه در دسترس دوستداران موسيقي قرار دارد شما از كدام كارهايتان رضايت بيشتري؟ داريد * شايد هيچ كدام و البته همه را. انسان با هر كاري ارتباطي خاص دارد و از هر اثر خاطراتي. ولي بايد بگويم از فسانه كه ساخته آقاي ساكت است رضايت بيشتري دارم چون فرم صداي خودم را بيشتر مي پسندم يعني صدا به همان سمت و سوي دلخواه بنده در حركت است و ان شاءالله در كارهاي بعدي به آن مرزدلخواه برسد. شايد دوستداران موسيقي اين نظر را قبول نداشته باشند و مثلا بپرسند چرا از موسم گل آن طور كه شايد و بايد راضي ؟ نيستيد * هميشه اين اختلاف نظرها وجود دارد. دوستان روشنفكر عالم موسيقي موسم گل را در خور تعريف يافتند و دوستاني ديگر افق مهر و مژده بهار را، من مي خواهم كارم به نحو احسن ارائه شود و معيارهاي دلخواه مرا داشته باشد كه متاسفانه اين قسمت دوم گفتارم هميشه دست نمي دهد. چه چيزي باعث مي شود كه نتوانيد كار دلخواهتان را انجام ؟ دهيد * در اين زمينه حرف و سخن فراوان است دنياي موسيقي به واسطه همان چيستي موسيقي و ذات موسيقي، دنياي تفكر، انديشه و عاطفه و آرامش است. شما در نظر بگيريد كه كساني با دخالتها و ايجاد استرس و نگراني برسر راه هنرمند همه هوش و حواس او را متوجه حاشيه مي كنند. اين نگرانيها و آشفتگيهاي ذهني ديگر جايي براي موسيقي نمي گذارند به صورت ديگر اين مسئله هم توجه كنيد كه گاهي خودي ها و آشنايان مسبب قضيه اند. يعني صاحبان پنجه هاي چالاك و استعدادهاي خارق العاده كه متاسفانه همه حواسشان معطوف همان پنجه و مضراب است و ديگر جايي براي توجه به آن نود و نه تاي ديگر كه استاد حسين تهراني معتقد بود و خيلي هاي ديگر نمي ماند. من واقعا مشكلات عديده اي در تهران داشتم كه نگفتنشان بهتر است و شايد هم وقتي ديگر.... از كي به كرمان؟ رفتيد * دو سال و نيم است كه به زادگاهم بم، بازگشته ام. البته روزهايي از هفته را هم در كرمان مشغول تدريس آواز هستم اما بيشتر ايام هفته را در بم مي گذرانم در محيطي دور از آلودگي ها و غرضها و كينه توزيهايي كه مجال گفتنشان نيست. دليلش هم اين است كه تهران محيط چندان مناسبي براي من نبود غرض ورزيها و... مجال كار را از من گرفته بودند از طرفي مديون شهر و ديارم بودم و مي خواستم به نوعي اداي دين كنم. و سخن؟ آخر * به غير از هنر كه تاج سرآفرينش است بنياد هيچ منزلتي جاودانه نيست آرزوي من اين است كه همه انسانها حقيقت، محبت و از خودگذشتگي را سرلوحه زندگي خودشان قرار دهند و از زورگويي، دروغ و بدي پرهيز كنند. گفت وگو: مهدي اسحاقي ابرقويي