Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771030-43695S2

Date of Document: 1999-01-20

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم در اخيرا جريان بررسي لايحه تسري قانون اصلاح ماده ( ) 2 اجازه پرداخت حق محروميت از مطب به اعضاي هيات علمي و شاغلان دانشكده دامپزشكي، در مجلس شوراي اسلامي، يكي از نمايندگان درمخالفت با لايحه مورد نظر مطالبي عنوان كردند كه از چند جانب قابل تامل است. نمايندگي حرفه ظريفي است بخصوص در اين مقطع خاص زماني كه شعار مردم سالاري، جامعه مدني و اجراي درست قانون بر سر زبانها است، نماينده مردم بودن، وكيل مردم بودن، به جاي مردم تصميم گرفتن وازحقوق آنها دفاع كردن حساس ترين حرفه اي است كه يك انسان مي تواند وظيفه، نسبت و مسئوليت خود را با مردم مشخص كند. امين مردم بودن راه رفتن روي لبه تيغ است، گذشتن از دره اي عميق ميان دو قله است از روي طنابي باريكتر از مو، زنهار از لغزيدن حالا گو به هر سوي - چپ يا راست - سقوط هلاك خود تنها نيست كه اگر اين بود زهي انصاف و همين را سزاست كسي كه پايش بر صراط عدالت بلغزد، اما سقوط نماينده مردم، وكيل مردم، وصي مردم، يعني سقوط همه همان مردم وسقوط همه اختيارات تفويض شده شان به همان شخص خاص. البته كه انتقاد و پيشنهاد و اظهار نظر حقي است كه قانون اساسي به نماينده هاي مجلس داده است و اين بحث ها لازمه اجتنابناپذير مجلس است، اما وارد شدن در مقوله هاي تخصصي بدون آگاهي كافي پته آدم را روي آب مي اندازد كه البته اين تهور ناسنجيده ناگزير واجد اين حسن است كه به مصداق اين بيت حافظ: خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد مردم به راحتي متوجه سواد، علم، آگاهي، اخلاق، حسن نيت، لياقت ودرايت نماينده خودكه قرار است به جاي آنان تصميم بگيرد و قانون وضع كند، مي شوند وآنان را به اشتباه انتخابشان يا انتخاب اشتباهشان رهنمون مي كندوطبيعتا درانتخابات بعدي آن را مورد توجه خود قرار مي دهند و همين جا لازم است اشارتي رود بر لزوم شناخت عميق مردم از نامزدها درانتخاباتي چنين حساس. در جلسه علني روز سه شنبه مهر 21 ماه در جريان بحث بر سر اجازه پرداخت حق محروميت به دامپزشكان شاغل در دانشگاهها، يكي از برادران نماينده مشهور به مخالفم در مخالفت با آن فرمودند كه: مطب مال آدم هاست گاو و خر كه مطب نمي خواهند! دامپزشك بايد برود در آغل و طويله دام را معاينه ومعالجه كند. نخست آن كه با فرض بر درستي فرمايشات ايشان باز هم تناقضي در طرح مسئله مورد نظر پيش نمي آيد چون دامپزشكان شاغل در موءسسات آموزش عالي از آنجا كه بواسطه كار تمام وقت در محيط علمي و اداري از انجام كار در مطب خصوصي يا به قول اين نماينده محترم در طويله و آغل واحيانا آخور محروم مي شوند; اراده واختيار از آنها سلب مي شود كه بايد به نحوي جبران شود، همان طوري كه جهت اجاره بهاي مسكن دولت بايد ماهي دويست هزار تومان از جيب بيت المال و خلق الناس به ايشان و بقيه مجلسيان بپردازد اما دامپزشك بداقبال بايد هفتاد هزار تومان حقوقش را يك جا ودو دستي در دست هاي نازنين موجرش بگذارد كه مبادا عصباني شود! دوم اينكه همين گاوان و خراني كه حضرت ايشان با چنان لحن تحقيرآميزي از آنان نام مي برد موجودات آفريده خدا هستند و بر روي اين زمين حق حيات دارند و از نظر سعدي: گاوان و خران باربردار به ز آدميان مردم آزار براين اساس و از ديدگاه قانون، شرع و علم همان وظايفي كه پزشك در مقابل انسان دارد، دامپزشك در مقابل دام دارد با يك تفاوت بزرگ و آن هم اينكه به واسطه وفور بيماريهاي زئونوز (مشترك بين انسان و دام ) يعني حدود 150 بيماري معاينه، معالجه و پيشگيري از بيماري دامها در واقع غايت مهمتري دارد به نام انسان، پيشگيري از انتشار بيماري در دامها، پيشگيري از انتشار بيماري است درانسان. من شك ندارم كه اگر در تمام وعده ها كه در بيشتر وعده هاي غذايي گوشت حرف اول را مي زند ولذا وظيفه پرورش، سلامت و بهداشت دام ها بر عهده دامپزشكان است تا خداي ناخواسته مصرف كنندگان به يكي از اين بيماريهاي مشترك مبتلا نشوند. وحرف آخر اينكه در همان زماني كه اين برادر نماينده درگير مسائل جناحي و مباحث خطي بودند ورگ گردنشان از بيان حرفهايي كه درمخالفت با راي اعتماد به دولت منتخب مردم به اندازه بند انگشت شده بود من و بسياري از همكاران من در دورافتاده ترين نقطه اين مملكت عزيز و پهناور مشغول خدمت به محرومترين قشر اجتماع يعني دامداران و واكسيناسيون دامهايي بوديم كه قرار بود فردا غذاي اصلي سفره ايشان باشند، پس بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم. دكتر بهروز ياسمي - كارشناس سازمان دامپزشكي كشور