Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771030-43687S1

Date of Document: 1999-01-20

نيروي انساني آگاه، مهم ترين بازوي مديريت به انگيزه مطرح شدن بحث مديريت مشاركت جو در نظام اداري كشور * مديريت مشاركتي موجب نزديكي ديدگاههاي مديران و كاركنان يك سازمان مي شود و عملكرد جمعي را بهبود مي بخشد اشاره: كارشناسان و صاحبنظران براين باورند كه سرچشمه بسياري از مشكلات، ناهماهنگي ها و تنگناها در تحقق برنامه هاي گوناگون اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور، ضعف مديريت در برخي سازمانهاست نه كمبودهاي ارزي و ريالي. يكي از مهم ترين موءلفه هاي اين ضعف، عدم استفاده اصولي از نيروهاي كارآمد و متخصص است كه در نوع ارتباط سازماني مديران با اين نيروهاي خلاق، كارساز دلسوز، و متعهد نمود مي يابد. سازمان اداري و استخدامي كشور در ماههاي اخير طرح مديريت مشاركتي در نظام اداري كشور را در جهت تاكيد بر ضرورت نقش مشاركت كاركنان در بالا بردن كارآيي دستگاههاي دولتي و نهادينه كردن مشاركتهاي مردمي عنوان كرد كه نظام پذيرش و بررسي پيشنهادها به عنوان نخستين مرحله در اين طرح جديد محسوب مي شود. تجربه ثابت كرده است كه كاركنان يك سازمان به ويژه در بدنه آن زماني با تمام توان و استعدادهاي خود در راه به ثمر رساندن يك طرح تازه، وارد ميدان عمل مي شوند كه نسبت به آن طرح آگاهي هاي لازم را بدست آورده باشند. بنابراين در مرحله كنوني، كه پذيرش و بررسي پيشنهادها براي عملي ساختن مشاركت كاركنان در مديريت ها در جريان مي باشد، جا دارد كه ويژگي ها و ثمرات اين نوع مشاركت از راههاي ممكن تشريح و بازگو شود و اين پندار قوت نگيرد كه چنين طرحي همچون شماري از طرح هاي پيشين طلوع و غروب زودرسي دارد. اينكه چگونه مي توان نظام مديريت سنتي در ايران را كه بسيار ريشه دار است متحول نمود و در نهايت آن را در حد مديريت مشاركتي ارتقا داد و چند و چون اين نوع مديريت، موضوعي است كه در اين گزارش به آن پرداخته ايم. مقوله مديريت در كشور ما همواره به عنوان يك معضل اساسي مطرح بوده و پيرامون آن بحث هاي زيادي صورت گرفته است. از يك سو كارشناسان مي گويند مديريت كلاسيك يعني روش مديريتي كه سلسله مراتب اداري از بالا به پايين در آن اعمال مي شود، به هيچ وجه پاسخگوي نيازهاي پيچيده امروز نيست و بايد با شناخت ويژگي هاي منفي و بازدارنده آن، يك تحول اساسي در اين شيوه ايجاد شود. از سوي ديگر گروهي از كارشناسان مديريت با توجه به ماجراهايي كه پيرامون مديريت شهرداري تهران پيش آمد، بحث دفاع از مديران را تقويت بخشيده و براين باورند كه مديران جامعه بايد از حقوق، اختيارات و حرمت خاصي برخوردار باشند تا بتوانند وظايف خود را بخوبي انجام دهند. اما اينكه اين حقوق و اختيارات بايد چه حد و مرزي داشته باشد و وقتي از ضرورت و اهميت مشاركت همه كاركنان صحبت مي كنيم در چه مراحل و مقاطعي مي تواند اتفاق بيفتد و آيا اين مشاركت تنها حالت صوري و شكلي دارد يا در تصميم گيريها و سياستگذاريها و دفاع از حقوق مشاركت جويان، نمود مي يابد و بهرحال راهكارها در اين زمينه ها چيست.. بحث هايي است كه هميشه در هاله اي از ابهام قرار گرفته و شايد هم در عمل به همان شيوه مديريت كلاسيك سلسله مراتبي خشك جزمي انجاميده است. آيا به راستي تنها مديران ارشد سازمانها در برابر جامعه عهده دار وظايفي هستند و بايد از اختيارات جامع و خاص برخوردار باشند يا هميشه اين رده هاي مياني و پاييني و بويژه كارشناسان در هر سازمان و دستگاه اداري هستند كه در عمل وظايف مديران را به انجام مي رسانند و اهداف آنها را تحقق؟ مي بخشند يك كارشناس مديريت و مدرس دانشگاه مي گويد: بدون آنكه هوشمندي، درايت، تدبير، زحمات و كارآيي برخي مديران لايق و با تدبير را ناديده انگاريم، هنگام بحث برسر اصول و قواعد مديريت بايد چارچوبهايي را مشخص نمود. به عنوان مثال سپردن وظيفه مديريت چند پست به يك فرد با دانش و توانايي مشخص، بدون افت كيفيت كار و نارضايتي كاركنان ميسر نمي باشد. اين سوءال مطرح است كه به واقع آيا ما در عرصه هاي گوناگون جامعه با كمبود نيروهاي متخصص و كارآمد روبرو هستيم كه به ناچار بايد، به توزيع پست هاي مديريتي بدون بازدهي مفيد و مثبت تن؟ دردهيم وقتي بحث مشاركت پيش مي آيد، تنگناهاي فرهنگي - ديدگاهي گوناگوني مطرح مي شود و پرسش ها در اين زمينه بسيارند. مهناز صابونچي، كارمند بخش دولتي در اين باره مي گويد: وجود فرد غير متخصص در مقام مديريت يك سازمان، مهمترين مانع براي بروز هر نوع خلاقيت و كارآيي مثبت كاركنان به شمار زيرا مي رود چنين فردي قدرت تميز خلاقيت و كارآيي از كم كاري و ناكارآمدي را در آن زمينه تخصصي ندارد. بنابراين در اين سازمانها نه تنها ضابطه گرايي، رشد كيفيت و افزايش بهره وري جايگاهي پيدا نمي كند بلكه سودجويي و گذران باري به هر جهت، رابطه گرايي و ركود نمود مي يابد. يك كارشناس امور اقتصادي در مورد عناصر موءثر در مديريت بنگاههاي اقتصادي مي گويد: كساني كه با علوم مديريتي جديد آشنايي دارند، مي دانند كه در هر فرايند توليد اعم از توليد كالا يا خدمات، تركيب چهار عنصر مواد اوليه، ابزار و ماشين آلات، نيروي انساني و تكنولوژي يا دانش فني موءثر اگر است اين تركيب و دسترسي به چهار عنصر فوق، به گونه اي مطلوب صورت گيرد، محصول مورد نظر نيز با كيفيت لازم بدست مي آيد. وي مي افزايد: تجهيز نيروي انساني به دانش روز مهمترين بازوي مديريت براي كسب موفقيت است گرچه به نظر مي رسد بدون وجود منابع مالي كافي نمي توان كار توليدي را پيش برد اما واقعيت اين است كه در صورت داشتن برنامه ريزي درست و بهره گيري مناسب از امكانات و موقعيت هاي بازار مي توان با دست خالي نيز واحدهاي توليدي موفقي را ايجاد كرد. اما مهمترين عامل براي دستيابي به اين موفقيت ها، وجود مديري توانا، با مهارتهاي علمي تجربي كافي و مورد احترام كاركنان است. كارشناس ديگري بر اين باور است كه حتي در بخش اقتصاد نيز بعضي از مديران، بيشتر نگاه سياسي دارند تا نگاه علمي - تخصصي و تجربي. بدين ترتيب مدير از اهرم هاي اصلي براي پيشبرد كار برخوردار نيست. وي بر اين نكته تاكيد مي ورزد روش هايي كه در اعمال مديريت به كار مي رود بايد مبناي علمي و منطقي داشته باشد و از اعمال روش هاي سنتي و ملاحظات سياسي به شدت پرهيز شود. تجربه نشان داده است سياسي شدن محيط سازمانهاي اقتصادي، در انتخاب مدير و ارزيابي عملكرد مديريت تاثير مي گذارد. اين تاثير در واقع اثرات منفي داشته و باعث ايجاد نگرش ها، ارزش ها و شاخص هاي غيرصنعتي و اقتصادي براي مدير مي شود. اين عوامل در نهايت منجر به كاهش قابل توجه كارآيي و راندمان سازمان ياد شده و حتي شكست آن مي گردد. نبود جايگاه علمي صاحبنظران و برخي از مديران موفق بخش اجرايي، بر اين موضوع تاكيد دارند كه ضرورت مديريت علمي در سازمانهاي گوناگون صنعتي و اجتماعي - فرهنگي چه خصوصي و چه عمومي هنوز به صورت يك فرهنگ شكل نگرفته و يا اساسا در مراحل اوليه نيز به طور قطعي مورد توجه قرار نگرفته است. كارشناسان معتقدند فردي كه مالك سازمان يا موءسسه اي مي باشد، به ضرورت نبايد مدير آن نيز قرار گيرد. بويژه در بخش دولتي نبايد شايستگي سياسي، مهمترين معيار انتخاب مديران باشد. مطالعات انجام شده نشان مي دهد كه انجام طرح مالك - مدير سرانجام مطلوبي را براي هيچ سازماني رقم نمي زند زيرا از اساس بر منطق صحيحي استوار نيست. بنابر اين سازمانهاي دولتي قبل از هرگونه جهت گيري سياسي، بايد احساس مالك بودن را كنار بگذارند و با تكيه به منافع ملي، مديران متعهد، كارا و متخصص را به كار گيرند تا بتوانند سازمانهاي دولتي كه به شدت در معرض خمودگي و كم كاري هستند از اين وضعيت رهايي بخشيده و از امكانات موجود با توجه به كمبود بودجه، حداكثر استفاده بشود. يك مديرتوانمند بخش صنعت كه موفق شده تعداد كارخانه هايش را با همه كمبودها و مشكلات بازار، توسعه دهد و جايگاه ويژه اي در توليد و صادرات محصول خود داشته باشد، درباره ضرورت توجه جدي تر در عرصه فرهنگ و آموزش عالي به مقوله مديريت مي گويد: مقوله مديريت علمي متاسفانه، نه در آموزش عالي ما جاي دارد و نه در عرصه فرهنگ، كار جدي و قابل توجهي براي شناساندن اهميت آن صورت گرفته است. اگر دقت كنيد در ميان رشته هاي دانشگاهي، رشته هاي مربوط به مديريت مثل مديريت بازرگاني، مديريت مالي و اداري جايگاه چنداني ندارند و اين رشته ها در واقع نسبت به رشته هاي تحصيلي ديگر در رده هاي پايين قرار مي گيرند و به لحاظ فرهنگي نيز سعي نشده اهميت اين رشته ها و تاثيرگذاري آنها بر روند حركت جامعه مورد ارزيابي قرار گيرد و مردم با اين مسائل بيشتر آشنا شوند. صدا و سيما در اين زمينه مي تواند نقش قابل توجهي ايفا كند. البته در ماههاي اخير نمايشگاه كتابي در مورد مديريت برگزار شده بود كه خيلي خوب بود و بهتر است اين نوع اطلاع رساني ها در سطح جدي تر و فراگيرتر انجام شود. كارشناسي نيز در مورد آثار اجراي مديريت علمي در سازمانها، مي افزايد: نگرش مدير كه تا چه حد پخته علمي، و با مطالعه يا برعكس، خام، غيرعلمي با برخوردهاي هياتي و بدون برنامه باشد، تاثير بسيار تعيين كننده و اساسي بر روند پيشبرد يا ركود كار خواهد داشت. اين موضوع را نه تنها مطالعات و تحقيقات انجام شده به خوبي نشان مي دهد بلكه جمع بندي علل ركود و زياندهي هاي ممتد برخي سازمانها نيز آن را تاييد نكته مي كند ديگر اين است كه در يك نگرش علمي، مديران همه حلقه هاي چرخه كار از خريد مواد اوليه تا توليد و توزيع، به يكسان مورد توجه قرار مي گيرند و از امتيازات مشابهي ولي برخوردارند متاسفانه مشاهده مي كنيم كه در بسياري از سازمانهاي كشور براي مثال مدير توليد نسبت به مديران ساير بخش ها از امتيازات و احترام خاصي برخوردار است در حالي كه مديران بخش هاي اداري و مالي نيز مسئوليت هاي بسيار مهمي را در بستر چرخه كار به عهده دارند كه در صورت انجام نادرست آنها سازمانهاي فوق دچار تنگناها و دشواريهاي جدي خواهند شد. بنابر اين بدون تجهيز مديران به اصول و دانش علمي روز، و ارزش گذاري يكسان براي همه مديران، نمي توان موفقيت هيچ سازماني را تضمين كرد. معيار كارآيي بسياري بر آنند كه كسب سود بيشتر آن هم به هر عنوان حتي با تضييع حقوق كاركنان و رشد نارضايتي در آنها و عدم توجه به ويژگي هاي بازار در درازمدت، مهمترين معيار براي تعيين كارآيي و بازدهي يك سازمان توليدي - خدماتي به شمار مي آيد. و سودآوري شركت در واقع به توانايي و لياقتهاي مديريت آن برمي گردد. در حالي كه صاحبنظران مي گويند مدير موفق فردي است كه بتواند با ايجاد خلاقيت و نوآوري از راه جلب رضايت كاركنان و تامين منافع و حقوق آنان، كالا يا خدمات را با كيفيت بهتر و با قيمتي پايين تر به بازار عرضه كند. مديريت كيفيت فراگير بحثي بسيار مهم و نسبتا جديد است كه كشور ژاپن با به كارگيري آن در سازمانهاي توليدي - خدماتي، گام هاي اساسي در رشد و تثبيت آنها برداشته است. اين مقوله، اصل كيفيت را در هر مرحله توليد مورد توجه قرار مي دهد و در نهايت كسب رضايت كاركنان و مشتري دنبال مي كند. ادامه دارد