Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771030-43684S1

Date of Document: 1999-01-20

چرا فرزندان مطابق ميل والدين نيستند؟ والدين * بايد با مسائل روز آشنا باشند و مسائل را از ديدگاه امروز جامعه ببينند، نه ديروز. در * حقيقت داناترين والدين نيز نمي توانند از بروز برخي اختلافات اجتنابناپذير با فرزندان جلوگيري كنند. مادران و پدران هر نسلي از خود مي پرسند چرا با وجود تلاشهاي زياد فرزندان مطابق ميلشان نيستند. من در تربيت فرزندانم چه اشتباهي؟ كردم چرا جان خود خواه ؟ است ماري اغلب اذيت مي كند. چرا مايكل درس؟ نمي خواند به راستي چرا نمي توانيد فرزندانتان را آن طور كه دوست داريد تربيت؟ كنيد البته روانشناسان و روان درمانگران نظريات مختلفي دارند. اما همه آنان مي پذيرند والدين با فرزندانشان مشكل دارند. زيرا حتي بهترين مادر و پدر هرگز كامل نيستند و نمي توانند بدون عيب و نقص باشند. والدين مانند هر انساني نقاط ضعف دارند. در دوران جواني مادرم، سگي وحشيانه به او حمله كرده بود. از اين رو او هميشه از سگ مي ترسيد و نمي توانست بر ترس خود غلبه كند و فرزندانش نيز از سگ مي ترسيدند. برخي مشكلات حل نشده دوران كودكي و نوجواني والدين، بر رفتار آنان در تربيت فرزندان تاثير مي گذارد. گاهي والدين مشغله و مشكل زياد دارند و دچار فشار رواني هستند و نمي توانند هميشه بافرزندان همفكري يا به آنان كمك كنند. از طرفي گاهي فرزندان مشكل دارند و بي حوصله هستند و نمي توانند پذيراي صحبت هاي والدين باشند. روحيه و اخلاق فرزندان مانند والدين نيست. رفتار مادر و پدر بزرگ، عمه، عمو، خاله و دايي بر آنان تاثير مي گذارد. رفتارگرايان معتقد بودند كودكان مانند لوح سفيدي هستند كه مي توان بر روي آن هر چيزي اكنون نوشت روانشناسان و روان درمانگران عقيده دارند اخلاق و روحيه فرزندان ژنتيكي است. از زمان تولد نه تنها قد، وزن، رنگ چشم و مو و پوست فرزندان متفاوت مي باشند، بلكه واكنش آنان نيز فرق برخي دارد نوزادان پرجنب و جوش، بعضي آرام و گروهي مرتب گريه مي كنند. رفتار جان مانند مري نيست. رفتار مري با مايكل تفاوت دارد. شايد رفتار والدين با فرزندان متفاوت بوده است. براي مثال، والدين نسبت به فرزندان سخت گيري مي كردند و به او اجازه تصميم گيري نمي دادند. در نتيجه او منفعل و فاقد اعتماد به نفس است. وقتي والدين دريافتند رفتارشان اشتباه بوده است به فرزند دوم آزادي بيشتر و اجازه تصميم گيري دادند. بنابراين فرزند دوم مستقل و داراي اعتماد به نفس مي باشد. والدين بايد با مسائل روز آشنا باشند و مسائل را از ديدگاه امروز جامعه ببينند، نه ديروز. در مواردي والدين به سختي نظر و رفتار فرزندان را درك مي كنند. آنان شكايت مي كنند كه چرا رفتار فرزندان مانند جواني آنان شايد نيست ما در جواني مانند امروز فرزندان رفتار مي كرديم. اما با گذشت زمان فراموش كرده ايم. زندگي فرزندان فقط به دنياي كوچك والدين و خودشان محدود نمي شود. والدين جان دوست دارند او درسخوان باشد. اما وقتي جان زياد درس مي خواند و نمره خوب مي گيرد دوستانش مسخره اش مي كنند و او را خرخوان مي دانند. والدين جان مي خواهند او حرفشان را گوش كند. ولي اگر جان حرف شنو باشد دوستانش او را بي اراده مي دانند. فشار اجتماع بر فرزندان بي تاثير پدر نيست خشمگين مي گفت: بارها به پسرم گفته بودم تا 18 سالگي نمي تواند رانندگي كند. متاسفانه اولين باري كه به مسافرت رفتم او بدون اجازه سوئيچ را برداشت و بدون گواهينامه، رانندگي كرد و در تصادف خودش مجروح و ماشين هم داغون شد. پسرم مي گويد همكلاسي هايش با ماشين پدرشان بدون گواهينامه رانندگي مي كنند من هم نمي خواستم از دوستانم كمتر باشم و مرا بي عرضه بدانند. والدين نمي توانند فرزندي مطابق ميلشان تربيت كنند. زيرا فرزندان حق دارند بزرگ و مستقل شوند. در بسياري موارد والدين احساس مي كنند در تربيت فرزندان شكست خورده اند در حاليكه فرزندان خوبي دارند. مادري ناراحت بود كه نورا دخترش با پيشنهادهاي او براي برگزاري جشن تولد سيزده سالگي اش مخالفت كرده بود وي مي گفت: من نمي توانم فرزند خوبي تربيت كنم. نورا ديگر مثل سابق نيست، با عقايدم مخالفت مي كند. بسياري از فرزندان مانند نورا، وقتي بزرگ مي شوند رفتارشان عوض مي شود. روانشناسان و روان درمانگران تاكيد مي كنند در دوران نوجواني وابستگي فرزندان به والدين كمتر مي شود و برخي رفتارها جايگزين رفتارهاي كودكي مي شود. براي والدين مشكل است كه وابستگي و محبت فرزندان نسبت به آنان كم شود و آرزو و خواسته فرزندان با آنان فرق داشته باشد. برخي نوجوانان براي رسيدن به استقلال رفتار خشني را در پيش البته مي گيرند نوجوان بايد با روشهاي درست و سنجيده به استقلال برسد و والدين را متقاعد كند كه در بسياري موارد مي تواند تصميم گيري كند. اما نوجوان امروز كه تا ديروز كودك، خام و كم تجربه بوده است كمتر آن روشها را مي شناسد و با رفتارهاي نادرست باعث رنجش والدين مي شود. در حقيقت داناترين والدين نيز نمي توانند از بروز برخي اختلافات اجتنابناپذير با فرزندان جلوگيري كنند. اگر والدين بپذيرند كودك، از ابتدا هم در محيط خانواده و هم در اجتماع مسائل مختلفي را مي آموزد و بايد راه طولاني را بپيمايد، از برخي رفتارهاي او ناراحت نمي شوند و خود را سرزنش دكتر نمي كنند آرنولد گسل، متخصص كودكان معتقد است شخصيت كودك به تدريج شكل مي گيرد. او قبل از ايستادن مي نشيند، قبل از دويدن راه مي رود. قبل از آنكه مهربان باشد، خودخواه است، پيش از آنكه مستقل باشد، وابسته اين است توانايي ها نتيجه رشد مي باشد و والدين خوب مي توانند به روند آن كمك كنند. والدين بايد از خود بپرسند چگونه انتظار دارم فرزندم حرفهايم را كه نتيجه 2030 سال تجارب مختلف تلخ وشيرين است به راحتي؟ بپذيرد فرنسيس ويكن روان درمانگر مي گويد: هدف ما آن است از نظر رواني فرزندان سالمي تربيت كنيم كه خودشان راه زندگي را انتخاب كنند، نه آنچه كه ما بر آنان تحميل مي كنيم اما اگر رفتار فرزندان نادرست است بايد آنان را تربيت كنيم و اشتباهاتشان را تذكر دهيم. به گفته روانشناسان، محبت بيش از حد به فرزندان، بزرگترين ظلم در حق آنان است. هرگز اجازه ندهيد اشتباهات بزرگ امروز فرزندان، آينده آنان را تباه كند، اگر فرزندتان اصلا درسخوان نيست و فقط به فكر مدلباس و مهماني است، بايد با روشهاي سنجيده و منطقي او را روشن كنيد و راه درست زندگي را به او نشان دهيد. فرزنداني كه والدينشان بيش از حد به آنان محبت مي كنند و رفتارها و اشتباه شان را تذكر نمي دهند، مانند عابراني هستند كه در راه بندان سرگردانند، در حاليكه چراغ قرمزي وجود ندارد. هرگز تربيت و اصلاح فرزندان را به تنبيه و پاداش محدود نكنيد. ما بايد فرزندان را آزاد بگذاريم تا از توانايي خود استفاده كنند، به آنان فرصت دهيم تا تصميم بگيرند و نتيجه انتخاب خود را بپذيرند. اما در موارد ضروري اصلاح آنان را فراموش نكنيم. مترجم: الهام موءدب