Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771029-43674S2

Date of Document: 1999-01-19

صدا و سيما، ادامه يكسونگري نگاهي به عملكرد يك رسانه ملي * براساس اصل 175 قانون اساسي در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آزادي بيان و نشر افكار با رعايت موازين اسلامي و مصالح كشور بايد تامين شود اشاره: موضع گيري صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به سود يكي از جناح هاي سياسي كشور و عليه ديگر جناح ها كه هفته گذشته در جريان پخش يك برنامه زنده موهن نسبت به رييس جمهوري كشورمان نمود آشكارتري يافت، بحث هاي بسياري را برانگيخته است، اين قبيل سوءاستفاده هاي سياسي از يك رسانه ملي نه به سود مردم است و نه به صلاح نظام جمهوري اسلامي ايران، چنان برنامه اي مي توانست درمنطقي ترين شكل عرصه اي براي تبادل ديدگاهها و داوري ها باشد. گزارش اين شماره را به بررسي كوتاهي از عملكرد صدا و سيما در دوره مديريت كنوني آن و به ويژه در يك سال و نيم گذشته اختصاص داده ايم. ژان كازينو در كتاب قدرت تلويزيون مي نويسد: طي چند سال گذشته از تله كراسي يا حكومت از راه دور زياد صحبت شده است. مي گويند كه تلويزيون اسلحه برنده اي است در دست حكومت كه هر طور بخواهد از آن استفاده مي كند، در حالي كه حوادث گوناگون در كشورهاي مختلف نشان داده كه چنين چيزي واقعيت ندارد. كازينو در كتابش نمونه اي زنده از مبارزه انتخاباتي رياست جمهوري سال 1960 بين كندي و نيكسون در تلويزيون را ارائه مي دهد كه به گفته وي اين مناظره تلويزيوني هنوز هم از بعضي جهات يك واقعه استثنايي باقي مانده است. در خصوص اين مناظره بررسي هاي روان شناختي و جامعه شناسي متعددي براي تاثيرگذاري مناظره تلويزيوني بر روي مردم توسط محققان مختلف انجام گرفت كه كازينو با استناد به يكي از اين نتايج اينگونه تحليل نهايي خود را ارائه كرده است كه از همان مناظره اول معلوم شد تلويزيون در برداشتي كه مردم از نامزدها پيدا مي كنند نقش مهمي ايفا مي كند ولي قطعا در تصميم افراد براي دادن راي آنقدرها تاثير ندارد زيرا راي دهندگان تمايل دارند تا اين تصوير را با گرايش سياسي خود تطبيق دهند با اين وجود اگر اين مناظره تلويزيوني انجام نمي گرفت چه بسا كه نتايج انتخابات با آنچه به دست آمد، متفاوت مي نمود! كارشناسان وسايل ارتباط جمعي بر اين باورند كه تلويزيون رسانه اي پويا، سريع الوصول، فراگير و تعيين كننده و الگوساز است. تلويزيون در جهان معاصر ترسيم كننده خطوط فرهنگي، سياسي و اقتصادي و گشاينده راههاي تازه به جهان هاي ديگر و آن سوي مرزهاست. تلويزيون همه جا در دسترس است و سنين مختلف اقشارو، گروههاي متفاوت در رنگها و جامه ها و باورها و ايده هاي گوناگون را تحت پوشش دارد. با نگاهي به قانون اساسي جمهوري اسلامي به روشني درمي يابيم كه وسايل ارتباط جمعي ( راديو - تلويزيون ) بايد در جهت تعالي انقلاب اسلامي ودر خدمت اشاعه فرهنگ اسلامي قرار گيرد و در اين زمينه از برخورد سالم و انديشه هاي متفاوت بهره جويد و از روي آوري به بهره گيري خصوصي از اين وسايل ارتباط جمعي بپرهيزد. در فصل دوازدهم قانون اساسي در اصل 175 در مورد صدا و سيما چنين مي خوانيم: در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، آزادي بيان و نشر افكار با رعايت موازين اسلامي و مصالح كشور بايد تامين گردد. پرسش اساسي اين است كه براستي صدا و سيما برپايه اين دستور عمل صريح تا چه حد در اين راستا به عنوان يك رسانه ملي در حركت بوده؟ است رسانه اي كه هزينه آن را تك تك شهروندان به طور مستقيم پرداخت مي كنند زيرا مجلس شوراي اسلامي طي مصوبه اي هر خانوار ايراني را به پرداخت ماهانه 500 ريال (كه دو سال گذشته تا 1000 ريال افزايش يافته ) براي توليد برنامه هاي تلويزيوني موظف كرد و تازه اين يارانه مردمي جداي از تبصره هاي موجود در بودجه عمومي سالانه كشور است كه براي اين رسانه در نظر گرفته مي شود. ضمن آنكه اين رسانه هم اينك از طريق جذب انواع آگهي هاي تبليغاتي درآمدهاي تازه اي را نيز در طول چند سال اخير نصيب خود كرده است. براستي اما، توليد برنامه هاي تلويزيوني منطبق با خواسته ها و نيازهاي اقشار گوناگون مردم كه خود سهيم در هزينه هاي آن هستند، بوده؟ است با نگاهي به پرونده اين رسانه حداقل از يك سال و نيم گذشته به اين سو به اين نكات برمي خوريم: - نگاه سياسي: تا چندي پيش، مهم ترين اشكال برنامه هاي سيما و سياست گذاري حاكم بر آن، خنثي بودن آن بود. اما مدتي است كه اين خنثي بودن به يك سويه بودن تغيير كرده است به شكلي كه در 5 شبكه تلويزيون ايران يك خط فكري خاص جريان دارد. اين نگاه هريك به شكلي خود را در همه برنامه ها نشان مي دهد و در اين ميان برنامه هايي كه محتواي سياسي يا فرهنگي اجتماعي دارند بيش از ديگران اسير اين نگرش سياسي يكسويه شده اند. انتظاري پ روزنامه نگار در يك ارزيابي كلي در اين خصوص مي گويد: در ارزيابي اجمالي صدا و سيما متاسفانه به سهولت مي توان به اين نتيجه دست يافت كه مهمترين و تاثيرگذارترين رسانه گروهي كشور به ايفاي وظيفه نهادي خود - به عنوان يك رسانه ملي - نپرداخته و در غياب فعاليت شفاف و همه جانبه احزاب و نهادهاي سياسي مدني، اين رسانه با برعهده گرفتن وظيفه خاص يك تريبون سياسي صرف، فاصله پرناشدني غيرموجهي با منزلت واقعي خود يافته است. تصميم سازان موءثر اين رسانه به عنوان فراگيرترين تريبون اجتماعي - در طول سالهاي پس از انقلاب به دليل نداشتن چهارچوب فكري تعريف شده در برنامه سازي و نيز فقدان الگوهاي تجربه شده، در عمل به ورطه رفتارهاي سليقه اي سقوط كرده اند وبه طور عمده با يكسونگري بيشترين هم و غم خود را صرف پاسخگويي و تامين توقعات سياسي مورد نظر سياسي خاص كرده و مي كند. اين رفتار غيردموكراتيك از رسانه اي كه با تعريفي ساده، بخشي از هزينه هاي آن از محل پرداختهاي مردمي - از جمله مالياتها - ارتزاق مي شود، با فلسفه وجودي آن و شرح مسئوليتهايي كه قانون اساسي براي آن قائل شده در تغاير كامل رسانه اي است كه بنا به تخمين از محل مالياتهاي شهروندان ميلياردها تومان براي حفظ موجوديت و بهره وري آن هزينه مي شود، مكلف است در پاسخ به مطالبات سياسي، فرهنگي و اجتماعي مخاطبين خود با فرانگري و جهان بيني توحيدي زمينه تضارب آراء، انديشه ها و رشد افكار عمومي را فراهم آورد نه اين كه در حد يك ابزار حزبي و سياسي سقوط كند. از سالهاي دور اگر صرف نظر كنيم، يكسال و نيم از روي كار آمدن دولت آقاي خاتمي به عنوان نظريه پرداز جامعه مدني و واضع تئوري گفتگوي تمدنها گذشته و صدا و سيماي ما به ظاهر هنوز در خوان اول هجي كردن اين مفاهيم در جا مي زند، چرا كه مبلغاني كه در مقام مديريت اين رسانه وظيفه اجرا و انتقال انديشه هاي متعالي حاكم بر حكومت ديني را برعهده دارند و دستگاهي كه به تعبير امام راحل ( ره ) بايد در مقام يك دانشگاه، بافت فكري جامعه را ارتزاق كند، آنچنان درگير مباحث خرد و روزمره سياسي شده كه به دور از كلان نگري، از دريافت متقن و توانمند سير متحول انديشگي جامعه غافل مانده و بديهي است تا زماني كه مسئولان اين رسانه نپذيرند كه فقط با بصيرت و حكمت مي توانند در جهت تقويت پايگاه اجتماعي و مردمي نظام حركت كنند، ناگزيرند با سياستگزاريهاي تاريخ مصرف دار ناپيداترين و دورترين سياره كهكشان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي باشند. - نگاه هنري: به باور كارشناسان هنري نگاه مديريت تلويزيون به فرهنگ و هنر، نيز نگرش يكسويه سياسي است و به همين دليل به اهل فرهنگ و توليدكنندگان مستقل اين آثار عنايتي نمي كند و تنها نگاهي ابزاري به اين جماعت دارد! * به هرحال اين كه هنر از سياست جدا هست يا نيست و اصولا آيا اين پيوند شدني هست يا نيست بحثي ديگر است اما در يك بررسي كلي برنامه هاي تلويزيوني به دليل داعيه دار بودن سياست با مقوله فرهنگ و هنر به گونه اي بيگانه مي نگرد و تلقي اش از عالم فرهنگ و هنر شايد نوعي نگرش خاص و جانبداري از يك خط سياسي است. مجيد محمدي محقق و پژوهشگر در اين مورد مي گويد: به نظر مي رسد كه مديران سيما چون از رفتار اهالي سينما در قالب خانه سينما در انتخابات دوم خرداد ناخشنودند پس از آن تاريخ سينماي ملي كشور را تحريم كرده اند و ديگر فيلمهاي ايراني را براي نمايش خريداري نمي كنند و به نمايش بسيار اندك فيلمهاي ايراني قبلا خريداري شده - آنهم براي بار چندم - اكتفا مي كنند. در حوزه كتاب هم وضعيت بهتري وجود ندارد و گه گاه به معرفي برخي كتابها آنهم از نويسندگاني كه هيچ گونه جهت گيري سياسي ندارند، اما مي پردازد پخش همين اندك هم از سر رفع تكليف است و هيچ نوع جذابيتي براي بينندگان در اين برنامه ها مشاهده نمي شود. در عرصه مطبوعات نيز كه گويا فقط نگاهي سطحي و گذرا دارد و غير از چند روزنامه هم جناح كه يادداشتهاي و مطالبشان با صداي غرا و بلند خوانده مي شود، دست اندركاران آنها مدام در همه برنامه هاي تلويزيون حضور دارند، بقيه مطبوعات جايي براي مطرح شدن ندارند. در * حيطه موسيقي نيز به بهترين وجه حقوق پديد آورندگان آن نقض مي شود و بدون هيچ گونه مجوزي به طور مرتب آثار اهل موسيقي پخش مي شود بدون اينكه آثار آنها را خريداري كرده باشد و علاوه براين ازآثار اهالي موسيقي در مواضعي كه تناسبي با كار آنها ندارد بهره مي گيرد و يا با سانسور پخش مي كند مثل برخي از آثار شجريان كه با نامه معروف او به مديريت تلويزيون، وي اجازه پخش صدايش را از تلويزيون نداد مگر براي دعاي ربنا در ماه رمضان! در زمينه تئاتر و هنرهاي تجسمي نيز روال كار به همين ترتيب است. مديريت در سازمانهاي با شيوه انحصاري به باور كارشناسان وسايل ارتباط جمعي تاسيس شبكه هاي تلويزيوني خصوصي كه از نظر قانوني هم هيچ منعي بر آن نيست تنها راه حل تامين سليقه ها، آرا و نشر افكار مختلف مردم با رعايت موازين و مصالح كشور است. شادمهر راستين كارشناس امور هنري در اين خصوص مي گويد: تفكر مديريت در سازمانهاي با شيوه انحصاري (مونوپول ) مدتهاست كه عدم كارآيي خود را نشان داده است، به خصوص رسانه هاي همگاني كه مديريت يك سويه يا انحصاري بعد از و 1972 تصويب آئين نامه جهاني شبكه هاي تلويزيوني و ماهواره اي عملا كنار گذاشته شده است. كاركرد معكوس و خلاف انتظار تلويزيونهاي انحصاري نظام حاكم در انقلابها، قيامها، كودتاها و بحرانهاي سياسي - در دو دهه گذشته - كه منجر به فروپاشي و تغيير يا تحول در نظام حاكم شده است در واقع اثبات نظريه عدم كارآيي مديريت انحصار در رسانه هاي گروهي است. از اين رو براي بازدهي مثبت و برنامه ريزيهاي درازمدت - كه قابل پيش بيني باشد - مديريت مشاركتي در رسانه هاي گروهي راهگشاست. وي مي گويد: امروزه حتي نظارت و كنترل برنامه ها در رسانه هاي گروهي و نوشتاري و ديداري - با بيشترين مشاركت گروهي يعني استفاده از نظر مردم - استفاده كننده هاي اصلي رسانه ها - صورت مي گيرد. اما در ايران كه البته نبايد كارآيي مثبت تلويزيون را در اوايل انقلاب و جنگ تحميلي براي دولت را فراموش كرد هيچ گونه تغيير در سياست اجرايي و نحوه مديريت سازمان صدا و سيما صورت نگرفت. توليد برنامه هاي تلويزيوني توسط بخش خصوصي و به اصطلاح خارج از سازمان و ايجاد شبكه هاي كابلي و خصوصي مي تواند گذاري باشد براي انتقال اين مديريت انحصاري به مديريت مشاركتي اگرچه شايد اعلام شود كه نزديك به چهار سال است كه سياست خصوصي سازي توليد برنامه هاي سازمان صدا و سيما در حال اجراست اما بايد در پاسخ گفت كه منظور از مشاركت بخش خصوصي فقط توليد فني نيست بلكه بايد در تمام زمينه هاي ساخت يك برنامه به خصوص موارد محتوايي صورت بگيرد. هنوز تمام سناريوها، طرحها، برنامه ها و متن هاي برنامه ها به تاييد شوراهاي مختلف در صدا و سيما مي رسد كه مغاير تفكر مشاركتي و مردمي در انتقال نظرات گوناگون از طريق اين وسيله ارتباط جمعي است. شايد تجربه مطبوعات يعني هيات نظارت بر مطبوعات و دادگاه ويژه مطبوعات بتواند اين امكان را براي سازمان صدا و سيما نيز فراهم آورد و اين گامي براي رسيدن به آزادي كامل رسانه هاي گروهي باشد. وي در پايان مي گويد: مديريت انحصاري در تلويزيون تا چه وقت قابل قبول خواهد بود. آيا روشن گري و روشنفكري مردم نسبت به مسايل روز از پس از دوم خرداد به اثبات نرسيده ؟ است آيا جريان اخير براي لوث كردن ماجراي عدم كارآيي هيات ويژه و تفكر پنهان سازي توسط گردانندگان تلويزيون نشان و تلاشي بيهوده در جهت ادامه تفكر مديريت انحصاري ؟ نيست محسنيان راد استاد دانشگاه در مورد نگاه دانش ارتباطات به پديده هاي اجتماعي مي گويد: وقتي سخن از سيماي جمهوري اسلامي مي رانيم ناچاريم كه به مفاهيم قانون اساسي و مجموعه قوانين و آئين نامه هاي تدوين شده در باره كاركرد اين رسانه نيز توجه داشته باشيم. البته اين نكته روشن است كه تلويزيون ما به عنوان يك رسانه دولتي در يك جامعه مسلكي چه انتظاراتي از آن مي رود. وي مي گويد: نزديك به دو سال است كه تلويزيون پخش زنده را در دستور كار دارد. كاري كه پس از پخش زنده از يكي از خطبه هاي نماز جمعه در سالهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي متوقف شد. وي مي گويد: پس از سالها تلويزيون پخش مستقيم خود را آغاز كرده است و در همه جاي دنيا هم براي پخش اين نوع برنامه ها قواعدي وجود دارد. زيرا هيچ كنترلي برسخنان مصاحبه كنندگان نيست و تلويزيون فقط به واقع اين ارتباط آزاد و دوسويه را برقرار مي كند. در اينجا هركس مسئول سخنان خود است. اما نكته اي كه بايد به آن توجه خاص شود اين است كه پخش مستقيم به چه برنامه ها و چه موضوعاتي اختصاص يابد و اينكه چه گوينده اي در اين نوع برنامه توانمندترين گوينده - مجري برنامه باشد و نكته آخر اينكه چه انتظاراتي از پخش اين برنامه مستقيم مي رود. اينها نكات مهمي است كه بايد به آن توجه نمود و آن را تجربه كرد. مريم رضايي