Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771029-43671S4

Date of Document: 1999-01-19

افراد و توده مردم يك زن يا يك مرد به دو طريق با جامعه تماس مستقيم دارد. يا بصورت عضوي از خانواده، حرفه، مذهب يا عضوي از جمعيت. جمعيتها مي توانند به همان اندازه افرادي كه آنها را تشكيل مي دهند، اخلاقي و هوشمند باشند. يك جمعيت، قصد و هدفي از خود ندارد و گاهي قادر به انجام هر عملي هستند بجز كارهاي هوشمند و معقول. وقتي مردم در گروهي جمع شدند، گاهي قدرت استدلال و توانايي تشخيص درست از نادرست را از دست مي دهند. اثرپذيري آنها چندان زياد مي شود كه قضاوت خود را از دست مي دهند و اراده اي از خود ندارند. آنها بسيار قابل تحريك شده و تمام احساس مسئوليت فردي و جمعي خود را فراموش آنها مي كنند در معرض خشم زياد و ناگهاني، هواخواهي و ترس قرار خلاصه مي گيرند شخص در جمعيت گاهي رفتاركسي را پيدا مي كند كه مقدار زيادي ماده قوي سكرآور مصرف او كرده قرباني چيزي مي شود كه من آنرا مسموميت جمعي مي نامم. اين مسموميت، مانند مسموميت از الكل حالت تخدير شديدي دارد. فردي كه در جمع ديگران مسموم و سرخوش شد، از مسئوليت، اخلاق و هوشياري مي گريزد و حالتي عصبي بي ماخذ و بي عقلي حيواني پيدا مي كند. خواندن كتاب كاري خصوصي است نه فعاليت جمعي. نويسنده فقط با افرادي كه به تنهايي در حالت عادي هوشياري نشسته اند صحبت مي كند. يك سخنران به جمعي از افراد كه قبلا بخوبي بوسيله عقايد جمعي مسموم شده اند، سخن مي گويد. اين افراد بدون دفاع، تحت نفوذ او هستند و اگر او در كارش ماهر باشد مي تواند آنچه مي خواهد با آنها بكند. برخلاف توده ها، كساني كه شعور خود را توسعه داده اند به حقايق و استدلال علاقه مند مي شوند. عادت آزمايش دقيق هرچيز قبل از پذيرش يا رد آن، آنها را در برابر تبليغاتي كه بخوبي بر اكثريت اثر مي گذارد مقاوم كرده است. افراد فرهيخته براي هرچيز ملاك و مدرك مي خواهند و در مقابل عقايد دروغين و تناقض منطقي سراسيمه مي شوند. آنها ساده لوحي بيش از اندازه را گناهي بزرگ و تمايل ذهن به انحراف و اشتباه مي دانند و به شعارهاي توخالي و ادعاهاي بدون شرايط لازم و تغيير ديدگاهها كه تنها متاع مبلغين است ارزشي قائل نيستند. فلسفه به ما مي آموزد كه درباره مطالبي كه به نظر بديهي مي آيند شك و ترديد در كنيم حاليكه تبليغات باعث مي شود كه مواردي را كه لازم است درباره آنها داوري خود را بكار ببريم يا شك كنيم، بديهي بدانيم. بنابر اين مبلغ بايستي ثابت قدمانه و جزمي باشد. تمام گفته هايش بدون صلاحيت بوجود آمده باشد. از نقطه نظر او در تصوير جهان رنگ خاكستري وجود ندارد. هرچيزي يا بطور اهريمني سياه يا بطور آسماني سفيد، به عبارت ديگر درست يا نادرست است. او هرگز نبايد بپذيرد كه ممكن است در اشتباه باشد و يا اشخاصي با ديدگاههاي ديگر ممكن است تا اندازه اي حق داشته باشند. تقوا، پاكدامني و هوشياري; گناه و مخافت در افراد گروهها وجود دارد، اما كوته فكري مادون انساني و كند ذهني اخلاقي كه هوچي ها و عوام فريبان از آن براي تحريك احساسات مردم استفاده مي كننددر جمعيت و گروه ها مي تواند ظهور كند. بي فكري و سبك مغزي از خصوصيتهاي ذاتي بشر نيستند و علائم مسموميت جمعي مي باشند. تمام مذاهب بزرگ دنيا، براي روشني فكر و رستگاري افراد مي باشد و آرامشي كه از شناخت پروردگار حاصل مي شود در ذهن فرد پيدا مي شود نه در داخل بي خيالي يك جمعيت. در قرني كه رشد سريع جمعيت، ازدياد تشكيلات و سازمانها، توسعه وسائل ارتباط جمعي وجود دارد چگونه مي توان درستي و كمال را حفظ كرد و از ارزش فرد دفاع؟ نمود در حال حاضر هنوز مي شود اين سوءال را كرد و شايد بتوانيم به آن بطور موءثري جواب بدهيم. اما براي نسلهاي آينده راه حل فرونشاندن جو جمعي و اشتراكي بسيار دير خواهد بود. نوشته: Hvxley Aldous از كتاب: New Brave world ترجمه: علي مجتهدي