Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771027-43663S2

Date of Document: 1999-01-17

داوري و دادگستري، فرازوفرودآن درتاريخ اسلام 10 عبدالمجيد معاديخواه دخالت درمسايل شخصي مردم! چنان عمر پي گير گزارش ها در رفتار كارگزارانش بود، كه چون شر حبيل - از فرماندهان اعزامي در فتح شام بزرگ - به لغزشي دچار شد; و از جهادگراني كه چندي در سرزميني از روم - سرزمين زن و شراب! به اصطلاح آن روز - اقامت داشتند، خواست كه اگر با لغزشي آلوده شده ايد، شما را با كيفر شرعي پاك كنم و تني چند ساده انديش و دين باور اعتراف كردند و كيفر ديدند، بي درنگ عمر او را توبيخ كرد كه با چه ملاك شرعي خود را در پرده دري از عيوب پنهان مسلمانان مجاز؟ مي داني ( ) 52 در اين زمينه نيز نياز به پژوهشي است گسترده و همه سويه كه ناگزير به اشاره اي بسنده مي كنم. استبداد سياسي با اين همه، كاستي اساسي خلافت ابوبكر و عمر، بي توجهي به خطر استبداد سياسي بود. به رغم تاكيدهاي مكررشان در دوري از استبداد قضايي، حاكم در آن چه خود تشخيص مي داد و در آن ترديد نداشت; بي هيچ مانعي عمل مي كرد. گذشته از آن چه در اساس شكل گيري خلافت با فتنه سقيفه پيش آمد و پيامدهاي سهمگين آن در صحنه هايي از جنگ رده و سركوبي هاي گسترده به دليل يا بهانه ارتداد - كه داستان مالك بن نويره نمونه روشن آن است - ثبت شده است; در اداره جامعه نيز دست حاكم باز بود. در مثل چون سد معبري ديده مي شد، بي نياز به محاكمه و قضاوت در برداشتن آن عمل مي شد ( ) 53 و هر سوداگر گران فروش يا متجاوز - با سد معبر - تعزير مي گرديد. ( ) 54 گويي پس از چندي روشن شد كه چنين بي قضاوت و بررسي نمي توان عمل كرد; كه به عبدالله بن عتبه در اين زمينه ماموريتي در بازار سپرده شد. ( ) 55 چون ژرف بنگريم ميان eشيوه امام علي (ع ) با خليفه دوم در اين زمينه اختلافي آشكار به چشم مي خورد. ( ) 56 هر چند زمينه طرح مسايل نيز گسترده است; در تنگناي كنوني ناگزير بايد به آن چه گذشت بسنده كرد. چه، هدف ارائه طرحي جامع از همه بايسته هاي پژوهش در تاريخ قضاوت اسلامي نيست; تنها نگارنده بر آن است كه با فراهم كردن طرحي اجمالي روشن گر ضرورت كار در اين زمينه باشد. بر اين باورم كه با طرح مسايل گذشته جاي ترديد در چنين ضرورتي نباشد. نگاهي گذرا به روزگار عثمان مخاطبهاي آشناي بعثت در واپسين روزهاي زندگي رسول خدا پيش بيني هاي نگران كننده اي را از آن حضرت در روي آوردن فتنه هاي سياه وانباشته - چون شبهاي تيره - شنيده بودند. هر از گاهي در نشست هاي رازآشنايان از آن پيش بيني سخن به ميان مي آمد. آن چه دل هايي را آرام مي كرد، تعبيري بود از رسول خدا (ص ) پيرامون شخصيت عمر با عنوان قفل فتنه! اين تعبير را گويي نخستين بار عمر - در سفري به شام - از ابوذر غفاري شنيده است. ( ) 57 در اين تنگنا نمي توان به بحث فتنه پرداخت; كه اگر از آن به عنوان پيچيده ترين بحث در جامعه شناسي بعثت و نيز در فلسفه تاريخ ياد شود، شايد تعبير گزاف آلودي نباشد. ژرف انديشان وارسته از تعصب را نيازي به استدلال زيادي در اثبات اين واقعيت نيست; كه هر چند از عمر - چنان كه به رسول خدا (ص ) در پيش بيني هاي آن حضرت منسوب است - به عنوان قفل فتنه ياد شده است; با اين همه، اين تعبيري است ابهام آلود و دو پهلو كه نمي توان تنها در ستايش عمر از آن سود درست برد است كه با چنين تعبيري به قدرت عمر درمهار فتنه اشاره شده است; اما چگونه مي توان از اين نكته غافل شد كه به هر حال در روزگار اوفتنه شكل گرفته است. اگر بر آن شويم كه با تحليل همه سويه اي به اين بحث بپردازيم ناگزير از فتنه شناسي - و تحليل بدعت واستبداد سياسي چون دوعنصر اصلي آن - هستيم. ( ) 58 گريزي مان نيست كه قلم را در اين سرسره لغزان مهار كنيم; تا بتوان گسترش بحث را مهار كرد. آن چه در آن ترديدي نيست، قفل فتنه با كشته شدن عمر شكست و نخستين نشانه هاي روشن آن، به صورت گرايش به فاميل در سياست عثمان آشكار شد. ناگهان حساس ترين سرزمين هاي جهان اسلام به شخصيت هايي از فاميل عثمان سپرده شد به اين شرح: - 1 حاكم مصر: عبدالله بن سعد پسر ابوسرج - 2 حاكم بصره: عبدالله بن عامر بن كرز - 3 حاكم كوفه: سعيدبن عاصي سپردن شام به معاويه از همه خطرناك تر سپرده شدن سراسر شام بزرگ - شامل: سوريه، اردن، لبنان، فلسطين و حمص - به معاويه بود. چنان در اين اقدام عثمان تند رفت، كه حمص را نيز به معاويه سپرد و عميربن سعد را بي هيچ دليلي عزل كرد. - 52 ابن عساكر تاريخ مدين دمشق ج 44 و نيز شرح حال شرحبيل بن حسنه درهمان اثر - 53 كنزالعمال ج 5 ص 815 - 54 همان - 55 همان - 56 همان ص 816 حديث 14470 در مقايسه با حديث 14466 - 57 نگارنده را در زندگي نامه ابوذر - با نام شكوه تنهايي در سكوت ربذه! كه به زودي منتشر مي شود، تحليلي است در اين زمينه; و تا حدودي متفاوت با تحليل هاي رايج. - 58 در اين زمينه مي توان به فرهنگ آفتاب - اثر نگارنده ج حرف 2 ب واژه بدعت و نيز ج 5 حرف ف واژه فتنه مراجعه كرد. واژه هاي استبداد و آزادي نيز در فتنه شناسي سودمند است.