Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771027-43663S1

Date of Document: 1999-01-17

عقل گرايي; بسط ارزشهاي دموكراتيك بنيادهاي جامعه آزاد (بخش دوم ) اگر نقش دموكراتيك عقل را در امور بشري جدي مي دانيم طبعا نبايد از برخورد عقايد و رقابت هاي مسلكي نگران باشيم. يقينا نبايد انتظار داشت كه تمام تعريف هاي واقعيت اجتماعي، مسلكهاي سياسي و هدفها در يك نظريه واحد جمع و خلاصه شود. در اينجاست كه ميلز وجود آراء گوناگون درزندگي اجتماعي را امري ضروري تلقي مي كند كه ميان آن شهرونداني فعال به وجود خواهد آمد. هرگاه در جامعه اي، احزاب، نهضت ها و مردمي وجود نداشته باشند، آن جامعه تنها از نظر شكل حقوقي و توقعات صوري و نه در معناي واقعي جامعه دموكراتيك خواهد بود. ارزشهاي دموكراتيك صرفا نمي تواندبرروي كاغذ نوشته شود بلكه بايد به شكلي عملي در راه ترويج آنها تلاش كرد. ميلز بسط و توسعه ارزشهاي دموكراتيك و جنبه عيني بخشيدن به آنهاراكمتر از دولت و نهادهاي قدرت انتظار دارد. بلكه همانگونه كه به تاريخ ساز بودن انسان معتقد است، از انسانها نيز انتظار دارد تا به شيوه هاي مسالمت آميز خودشان موانع موجود در راه مشاركت را رفع كرده و در فرايند تصميم سازي مداخله نمايند. اگر افراد و گروههاي كوچك نتوانند آزادانه در شرايط معين تاريخي عمل كنند يا نتوانند كاملا نتايج اقدامات خود را به وضوح ببينند و اگر ساخت جوامع جديد نسبت به واقعيت هاي تاريخي بي تفاوت بماند و ضرورت تغيير ساخت هاي موجود احساس نشود در اين صورت نقش مستقل علوم اجتماعي تنها شرح وقايع و درك آنهاست. به زعم ميلز نظريه هايي كه معتقدند فقط افراد صاحب قدرت مسئولند، نظريه هايي احمقانه اند. در راستاي آسيب شناسي ارزشهاي دموكراتيك ايالات متحده او معتقد است كه در آنجا مفهوم حقيقي دموكراسي موردتهاجم واقع شده است و مفسران دموكراسي نيز به خود زحمت پاسداري از دموكراسي واقعي را نمي دهند. دموكراسي مفهومي بسيار پيچيده است و اختلاف نظرهاي زيادي درباره آن وجود دارد ولي به طور يقين در نظر افرادي كه خواستار جدي ترويج و استقرار تفكر منطقي هستند چندان پيچيده نيست. دموكراسي آرماني است كه دلالت بر شركت فعالانه توده مردم درامور تصميم گيري شركت دارد فعالانه توده مردم ايجاب مي كند كه دستگاه تصميم گيري از حمايت همگاني برخوردار بوده و تصميم گيرندگان در برابر مردم از مسئوليت مبرا نباشند. در نهايت به زعم ميلز در جامعه اي كه توده مردم در اتخاذ تصميمات نقش عمده اي ندارند دموكراسي نيز ظهور نخواهد كرد. * آراء رالف داروندورف داروندورف در يكي از آثار مهم خود تحت عنوان ژرف نگري در انقلاب اروپا تحولات اجتماعي - سياسي دهه اخير به ويژه بعد از فروپاشي شوروي سابق را مورد تحليل و بررسي قرار داده است. در اين كتاب حوادث اروپاي شرقي و مسايل مربوط به كمونيسم، سوسياليسم، توجيه مفاهيم آزادي و جامعه باز و وحدت آلمان و ويژگي هاي جامعه مدني مورد تحليل و ارزيابي واقع شده است. داروندورف مطالب كتاب را به صورت مجموعه نامه هايي خطاب به يك شهروند لهستاني تنظيم و تحرير و سوءالاتي از جانب وي مطرح كرده و خود در مقام پاسخگويي به تجزيه و تحليل، استنتاج و نتيجه گيري برآمده است. *** داروندورف آزادي را ركن و اساس جامعه به شمار آورده و /تهديد تحديد آنرا امري غيرقابل گذشت مي داند. آزادي چيزي نيست كه آسان به دست آيد، بلكه مرهون تلاش و رنج فراوان و از خودگذشتگي هاي بي شماري است. آزادي را بايد ساخت و به وجود آورد و در هر مرحله از اجراي طرح و برنامه ها به دفاع از آن برخاست زيرا تلاش و آزمايش ها در حين اجراي آن ممكن است به شكست بيانجامد. انسانها از بدو تولد آزاد به دنيا نمي آيند. هر يك از آنها جزء طبقه اي خاص، اجتماع مذهبي و از جنسيت خاصي كه هستند، در آنها ممكن است آزادي در سطوح گوناگوني وجود داشته باشد. هر چند انسانها تحت تاثير موارد فوق قرار دارند ولي همه آنها صرفا اسير شرايطي نيستند كه در آن قرار دارند بلكه سعي در كسب آزادي مي نمايند. پس آزادي ساختني است. البته داروندورف در اين اثر تعريف روشني از آزادي ارايه نمي دهد. در اكثر موارد سعي مي كند تا ويژگي هاي آنرا تحت عنوان ويژگي هاي جامعه آزاد يا مدني ارايه كند. از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد: ) 1 نبود تماميت خواهي و انحصارطلبي; در جامعه آزاد انحصار وجود ندارد و در آن از عموميت يافتن انحصار به هر شكل ممكن ممانعت به عمل مي آيد. به زعم داروندورف اگر هم بر فرض انحصارطلبي حامياني دارد آنها بايد دلايل خود را به طور صريح براي عموم ارايه كنند اما اصل را بايد بر ممنوعيت انحصار قرار در داد غير اين صورت بايد با دليل و منطق و بر طبق ضوابط قانوني و در شرايط و مواقع خاص افراد جامعه را قانع كرد كه فرضا انحصار در اين شرايط ضروري است. ) 2 پشتوانه قانون: به زعم داروندورف پشتوانه آزادي قانون است. در واقع قانون وسيله اي است كه امنيت و آرامش را با آزادي همراه مي نمايد. اين جنبه از آراء داروندورف يادآور بحثي بين فلاسفه سياسي است كه آزادي را عين قانون دانسته اند. در آراء هگل آمده است كه بدون قانون آزادي وجود ندارد. به زعم هگل هر جا كه قانون باشد آزادي هم وجود دارد (تاريخ فلسفه غرب - راسل - دريابندري - ص ) 1006 ) 3 رقابت بين گروهها: در يك جامعه باز در چارچوب قانون رقابت بين گروهها در شكلي پويا ميسر است. چرا كه يك جامعه باز نيازمند تلاش، كوشش و رقابت است. تاريخ هر جامعه به پشتيباني همين رقابت ها شكل مي گيرد. گروههاي متفاوت در قالب قواعد بازي سياسي كه براي همه آنها پذيرفته شده به رقابت و حضور در صحنه سياسي مي پردازند. ) 4 استقلال رسانه هاي همگاني: در جامعه باز رسانه ها متكي به دولت نيستند. رسالت آنها تنوير افكار عمومي و آگاه كردن شهروندان از مسائل مبتلابه جامعه است. رسانه هاي همگاني در عملكردشان بايد منافع عمومي را مد نظر قرار دهند و صرفا به پيشبرد منافع شخصي نپردازند. ) 5 احزاب سياسي: احزاب سياسي از عناصر و نهادهاي جامعه باز تلقي مي شوند. ويژگي عمده احزاب سياسي بايد استقلال عمل نسبت به دولت باشد. اهداف احزاب سياسي نيز بايد در راستاي منافع جمعي سوق يابد. از نظر داروندورف چون حقوق شهروندي و جامعه مدني از پايين و از ميان افراد جامعه برمي خيزد و نه از بالا (قدرت سياسي ) پس وابستگي ها به ويژه وابستگي مالي احزاب به دولت باعث مي شود تا آنها عملكردهاي خود را با دولت هماهنگ كنند و تحت سيطره اوامر آن باشند. ) 6 كثرت گرايي: در جامعه باز همگوني و يكساني حاكم نيست. بلكه كثرت انديشه ها و تنوع ديدگاهها حاكم است. ديدگاههاي مختلف هر يك در قالب احزاب و انجمن هاي اختياري جهت اهداف سياسي - اجتماعي خود تلاش مي كنند. ) 7 نبود اجبار: از نظر داروندورف در جامعه باز كه او در مواقعي آنرا تحت عنوان جامعه مدني مطرح مي كند امور با رغبت و ميل افراد و نه در پوشش زور و اجبار انجام مي شود. براي مثال از نظر او حتي در راي گيري نبايد از اهرم فشار استفاده شود تا افراد در انتخابات شركت كنند. حق راي ندادن به اندازه حق كار نكردن اهميت دارد. شهروندان بايد بتوانند آگاهانه با حفظ حق گزينش در امور مشاركت كنند. ادامه دارد