Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771026-43651S2

Date of Document: 1999-01-16

داوري ودادگستري، فرازوفرودآن درتاريخ اسلام 9 عبدالمجيد معاديخواه اشاره به معمايي در تاريخ اسلام تا در ستايش فرهنگ سياسي و قضايي آن روزگار به يك سونگري دچار نشده باشم، نياز به اشاره اي است به معمايي در تاريخ سياسي اسلام. هرچند روايت هاي مربوط به جنبه هاي مثبت خلافت عمر را - كه بي شك اثرپذير از فرهنگ بعثت و سيره ي پيامبر است - بي ترديد گزافه نويسي ها آلوده است، در اين واقعيت نيز ترديدي نيست كه بخش قابل ملاحظه اي از آن چه در متون تاريخي و حديثي است، واقعيت هايي است افتخار آفرين. آن چه در اين ميان چون معمايي ذهن هر پژوهشگر وارسته از تعصبي را مي آزارد، دوگانگي رفتار خليفه دوم است در مقايسه فرزندان ابوسفيان و ديگر كارگزاران حكومت. اينك با اشاره اي از اين پرسش مي گذرم; تا در فرصتي ديگر شرح آن را زمينه اي فراهم شود. ( ) 45 حساسيت نسبت به مسايل فرهنگي و اخلاقي فزون بر آن چه گذشت، اين نكته نيز از جنبه هاي افتخارآفرين و ستايش انگيز تمدن اسلامي است; كه - تا آن روز كه با اوج گيري فتنه ي بني اميه فرهنگ بعثت به فراموشي سپرده شد - همواره حاكمان، فراتر از حساسيت نسبت به سلامت و درستي قضاوت; در پيوند با فرهنگ و اخلاق نيز حساس بوده اند. تاكيدهاي پي درپي بر واداشتن طرفين درگير در دادخواهي به صلح گوياي اين، واقعيت فرصت است را در يادآوري پيوند حقوق و اخلاق مغتنم مي شمارم; كه در يافتن پاسخ پرسش هايي فراوان، بايد به آن نيك و ژرف نگريست. نگارنده براين باوراست كه به رغم تاكيد بر قصاص در حقوق اسلامي، در فرهنگ و اخلاق اسلامي قصاص را جايگاهي نيست. توصيه ي سراسر حماسه ي امام علي ( ع ) به فرزندان كه اگر بتوانند، بكوشند كه عواطف خود را مهار كنند و از قصاص قاتلي چون ابن ملجم نيز چشم بپوشند! ( ) 46 روشن گر واقعيتي است كه شايدبراي بسياري سنگين باشد; و شرح آن را از اين تنگنا نمي توان انتظار داشت. به هرحال رسول خدا ( ص ) تا آن جا كه ممكن بود طرفين دادخواهي را به صلح ترغيب مي كردند ( ). اثرپذير 47 از رسيده آن حضرت اين تاكيد را در توصيه هاي خلفا نيز مي بينيم ( ).در 48 توجيه اين توصيه و تاكيدها گفته مي شود كه به هرحال اگر در قضاوتي يكي از دوطرف محكوم شود، زنگاركدورتي دل او را مي آلايد. پيچيدگي هاي قضاوت با توسعه قلمرو بعثت و پيوستن عربهاي ايران و روم به اسلام رفته رفته مسايل تازه اي پيش مي آمد. از كاستي هاي تمدن اسلامي در اين مقطع ناهماهنگي توسعه ي جغرافيايي با توسعه سياسي و فرهنگي است كه - با چشم پوشي از تفاوت مفهوم توسعه در تمدن كنوني و آن روز - شرح آن را نياز به فرصت ديگري است. آن چه اينك به عنوان نمونه اي ساده يادآور مي شوم، مشكلات سياسي است كه با سخت گيري بر فرماندهاني دادخواهي مي نموده است كه در مرزها متهم به خطا مي شده اند. از جمله گاه با فرماندهاني كه در مرز ايران و روم بوده اند. - به حق يا به ناحق - سخت گيري هايي مي شده است. چنين سخت گيري ها - به ويژه اگر آميخته به ستم يا غرض ورزي بود - گاهي چنان فزون از ظرفيت ها مي نمود كه پناهندگي به دشمن را در پي داشت. چنين بود كه عمر با بخشنامه اي فرمان داد كه رسيدگي به تخلف فرماندهان را به حكومت مركزي واگذار كنند و در اين زمينه خودسرانه اقدام نكنند. ( ) 49 مقتضيات زمان ومكان اين مثل، روشن گر اثرپذير بودن مسايل قضاوت از مقتضيات زمان ومكان است. در عصر توسعه فرهنگي - و روزگار انتقال حكومت از بني اميه به بني عباس - مسايل فراواني مطرح است كه گوياي انعطاف نظام حقوقي اسلام در برابر شرايط زماني و مكاني است. شرح اين اجمال را نمي توان بر تنگناي كنوني تحميل كرد; هر چند اشاره به آن ضروري است. نظارت از جنبه هاي مثبت مديريت عمر و سياست قضايي او را، پايبندي به نظارت دائم مي توان بر او شمرد از يكي از مشاوران مي پرسد: چون قاضي شايسته اي را شناختم و به شيوه كارش مطمئن شدم و توصيه هاي لازم را به او كردم، مي توانم به اين همه، بسنده؟ كنم او پاسخ مثبت داد. عمر بر او نهيب زد كه چه؟ مي گويي انسان پيوسته در شرايط - به ويژه در جايگاه قدرت - آسيبپذير است. حاكم مسلمين لحظه به لحظه بايد در جريان كار وكارنامه كارگزاران به ويژه قاضي ها باشد! ( ) 50 تاكيد بر ابوموسي اشعري كه كار ابومريم - قاضي ديگري - را زيرنظر داشته باش، از نمونه هاي اين سياست است، با آن كه ابوموسي به عمر گفت: هيچ بدبيني به ابومريم ندارم، اوهمچنان بر نظارت - با تاكيد بر فساد آور بودن قدرت - تاكيد داشت. شگفتا! عمر كه به خشونت شناخته بود; و به اين دليل ابوبكر را شماري از ياران پيامبر ( ص ) در تعيين او به جانشيني، در بستر مرگ! مورد انتقاد سخت قرار دادند; چون كارگزاري را ديد كه با افتخار مي گويد: من تاكنون هيچ يك از فرزندانم را نبوسيده ام، بي درنگ از كار بركنارش كرد. با اين توجيه كه: كسي كه محبت را در پيوند با فرزندان خود تجربه نكرده است، چگونه مي تواند جامعه را اداره كند; كه جز با دلي لبريز از عشق مردم عملي؟ نيست ( ) 51 - 45 نگارنده در جلد دوم از: تاريخ اسلام عرصه دگرانديشي و گفت وگو، فصلي را به اين پرسش اختصاص داده است. پژوهش گران بانگاهي به جلد 44 از تاريخ مدينه دمشق - اثر معروف ابن عساكر - اين دوگانگي را به روشني مي يابند. - 46 خورشيد بي غروب نهج البلاغه شماره 453 (نامه ) 23 - 47 كنزالعمال ج 5 ص 783784 - 48 همان ص 805 و نيز ص 776777 - 49 همان ص 766 - 50 همان ص 768 - 51 همان ص 767