Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771026-43647S1

Date of Document: 1999-01-16

قزوين، يادگار مانده از هزاران دور... جاذبه هاي گردشگري ايران اشاره; وقتي براي تهيه گزارش از ابنيه تاريخي شهر قزوين به سوي اين شهر مي رفتيم، فكر مي كردم در اين اوضاع و احوال كشورما، چند نفر ممكن است دل مشغول آثار و بناهاي تاريخي باشند، اما با ديدن يك گروه بازديد كننده از كشور چين، متوجه شدم كه قدر زر زرگر شناسد... كه البته چنين زرگران و گوهرشناساني در كشور ما هم كم نيستند. علاوه براين به فكر افتادم كه به راستي چرا ايرانيها كمتر نسبت به تاريخ و آثار تاريخي كشور خود اهميت مي دهند. ريشه اين بي علاقگي و يا بهتر بگوييم بي اعتنايي در؟ كجاست در آموزش رسمي؟ است در سوءتبليغات؟ است يا در وقايع نگاري تاريخي است كه طي آن، تاريخ كشور ما در بسياري موارد از آن خائنان، حاكمان شهوتران و جاعلان بوده است تا صالحان و وقتي عالمان ايراني خودش را، وطنش را و گذشتگانش را نشناسد، چطور ممكن است با ديدن پيشرفت، تكنولوژي و رفاه غربي و ژاپني دچار خودباختگي نشود. اگر يك آزمون ساده را انجام دهيم متوجه مي شويم كه از هر پنج دانش آموز دبيرستاني چهار نفر مي دانند برج كچ پيزا متعلق به كدام كشور است، ولي اگر از آثار باستاني يا مشاهير شهر خودشان بپرسيم، كمتر مي توان اميد به جواب صحيح داشت. متاسفانه ما هيچگاه نتوانسته ايم شكوه و عظمت تاريخ كشورمان را، آن طور كه بايد و شايد به كودكانمان بشناسانيم و حتي نتوانسته ايم از جنبه اقتصادي آن استفاده كنيم. كشورهاي متعددي با صرف سرمايه هاي عظيم، سعي در جذب گردشگر مي كنند، ولي ما كه تقريبا بالفعل اين آمادگي را داريم، هيچگاه نتوانسته ايم حتي از نيمي از امكانات خود براي جلب سياحان استفاده نتيجه كنيم اين امر، تخريب بسياري از اماكن در اثر مرور زمان و كمبود بودجه براي ترميم آنهاست. بناهايي كه قادرند نه تنها هزينه هاي خود را تامين كنند، بلكه مي توانند باعث بدست آمدن ثروت ارزي، ايجاد شغل در بخش خدمات و شكل گيري اقتصادي پويا و مستقل از نفت نيز باشند. اين گزارش توسط محرم حيدري وبا همت و همكاري سازمان ميراث فرهنگي تهيه شده است كه تقديم خوانندگان گرامي مي شود. باستاني بودن شهر قزوين، براي كمتر كسي شناخته شده است. اغلب مردم، شهر قزوين را به دليل قرار گرفتن در مسير نواحي شمال و شمال غرب كشور و يا تبديل شدن به يك قطب صنعتي در چند دهه اخير، محل اسكان جمعيت مي دانند; ولي برخلاف تصور عموم، اين شهر از تاريخي چند هزار ساله برخوردار است. در دشت قزوين و سگزآباد آثار مربوط به 7 الي 8 هزار سال قبل به دست آمده است. احمد اصغري كارشناس معرفي آثار و موزه ها در مورد قدمت اين شهر مي گويد: قوم كاسيسي يا كاسيسو كه از اولين اقوام پراكنده در قزوين، زنجان، لرستان، كردستان و بخشي از گيلان بودند، دولتي به نام كاسپين تشكيل مورخين دادند عرب، قزوين را قسوين كه معرب كاسپين هست، ذكر كرده اند و از درياي خزر به عنوان بحرالقزوين نيز ياد كرده اند. وي ادامه مي دهد: قزوين در زمان شاپور ساساني يعني 200 سال قبل از اسلام ايجاد شد. شاپور ساساني كه در جنگهاي متعدد شكست مي خورد، به كوههاي اطراف قزوين عقبنشيني كرد و در دژي پناه گرفت. پس از تجديد قوا در ماه اياز (خرداد ) طي جنگي پيروز شد و به شكرانه اين پيروزي شهري ساخت كه شاذ شاپور نام گرفت و تا قبل از اسلام، شاد شاپور و شاپوران نيز گفته در مي شد زمان يزدگرد سوم، براءبن عازب از سرداران سعدبن ابي وقاص، اين شهر را فتح كرد. قزوين تا زمان عبور هارون الرشيد از اين شهر، در راه سفر به خراسان، به سه قسمت مجزا شامل شهر كهن، مدينه موسي و مدينه مباركيه تقسيم مي شد كه به دستور هارون الرشيد حصاري به دور اين سه شهر كشيدند و اين حصار پس از مرگ هارون الرشيد به دستور موسي بن بوقا به پايان علاوه رسيد بر آنچه گفته شد، به نوشته مورخين، قزوين در دوره صفويه پايتخت ايران بوده و دوره شكوفايي و زيبايي اين شهر، مقارن با دوره صفويان است. در كتاب تاريخ روابط خارجي ايران از ابتداي دوره صفويه تا پايان جنگ جهاني دوم، آمده است: قبل از شاه طهماسب، در زمان شاه اسماعيل اول، پايتخت كشور تبريز بود، ولي نزديكي تبريز به مرزهاي امپراتوري عثماني و جنگهاي دايمي ايران و عثماني، شاه طهماسب را وادار كرد تا پايتخت را به قزوين منتقل كند. بي لياقتي شاهان بعد از طهماسب و كشمكش هاي داخلي، منجر به از دست رفتن ايالات و شهرهاي بسياري توسط امپراتوري عثماني شد، به طوري كه در زمان شاه عباس، پايتخت بازهم فاصله چنداني با مرز امپراتوري عثماني نداشت و در نتيجه پايتخت باز هم منتقل شد و اين بار از قزوين به اصفهان. در طول بيش از چهل سال پايتختي قزوين، اين شهر از لحاظ اقتصادي معماري و هنري شكوفا شد و آثار و ابنيه زيبايي از خود به يادگار گذاشت. از جمله بناهاي بجا مانده از اين دوره، عمارت كلاه فرنگي كاخ چهلستون است. اين بنا تنها بناي بجامانده از يك مجموعه سلطنتي شامل 23 باغ 14 كاخ و باغ خصوصي 8 باغ و كاخ دولتي و مهمانخانه اي با اتاق 250 به نام سعادت آباد است كه بنايي است دو طبقه چهار ايواني با نقاشيهاي زرنگار كه برروي سكويي با ارتفاع مناسب در تقاطع خيابانهاي اصلي كاخ در ميان باغي دل انگيز بنا شده بود. با توجه به اينكه محل چهار ايواني و بدون درب بوده، احتمالا به عنوان يك كوشك تابستاني مورد استفاده قرار مي گرفته است. درطبقه اول، ستونهاي استوانه اي از آجر جلب توجه مي كندپنجره 120 تالار زيباي آن را روشن مي كند و بنا داراي غلام گردش غلام است گردش دالان يا پلكاني است حايل ميان قسمت دروني و قسمت بيروني عمارت. با توجه به مدور بودن پلكان غلاماني كه به بالا يا پايين عمارت مي رفتند در واقع حول شخصي كه در محلهاي توقف غلام گردش ايستاده بودند، مي گشتند. بنا از لحاظ نقاشي و معماري سه دوره را طي كرده است، دو دوره در زمان صفويه و دوره سوم در زمان قاجاريه. از الحاقات دوره قاجاريه، كاشي كاري ايوان بناست. ديوار نگاره هاي تصويري اين بنا، تنها نمونه هاي باقي مانده از دوره صفويه است. از جمله تزئينات داخل بنا، اطاقهاي كوشوار، ارسي هاي پنج چشمه و سه چشمه و نقاشيهاي زيبا با مضامين بزم و شكار است. تكنيك لايه چيني از تكنيكهاي به كار رفته در تزئينات اين بناست. شيوه اجراي اين تكنيك كه در دوره صفوي رايج بوده و نمونه آن به صورت گل برجسته طلايي در اين مكان به چشم مي خورد، بدين ترتيب بوده كه پس از پياده كردن طرح، ورق طلا را با بست خاصي از گل و چسب مخصوص برروي طرح مي چسباندند. اين بنا در سال 1336 توسط اداره فرهنگ و هنر وقت به ثبت رسيد و پس از چند مرحله بازسازي، آخرين مرحله مرمت اين بنا از سال 1372 آغاز شد و تاكنون 80 درصد كار ترميم به پايان رسيده كارشناسان است در دوره هاي مختلف مرمت، مرور زمان، عوامل جوي مانند رطوبت و دما، تجمع افراد ولگرد به هنگام متروك ماندن بنا پس از انتقال پايتخت به اصفهان را از عوامل تخريب بنا دانسته اند. افراد ولگرد با روشن كردن آتش باعث الحاق يك لايه دوده برروي اجزاي بنا شدند و برخلاف تصور عمومي، هيچ تخريبي در سالهاي انقلاب صورت نگرفته است. كارشناسان معتقدند اصلي ترين آسيب، الحاق لايه هاي بعدي و به اصطلاح تيشه اي شدن است. در واقع براي اينكه لايه جديد بستر مناسبتري براي قرار گرفتن پيدا كند، لايه قبلي بوسيله تيشه كنده كاري شده است. از نكات جالب توجه هنگام ترميم ديوار نگاره ها، عدم ترميم قسمتهاي صورت، چشم ابرو، و ديگر اعضاي بدن ديوارنگاره است. همچنين هنگامي كه ديوار نگاره به بيان احساسي بپردازد، ترميم انجام نمي گيرد، مگر آنكه در هر دو مورد سندي با صراحت نقش اصلي را مورد تاييد قرار دهد. ترميم در ساير قسمتها با يك درجه روشنتر گرفتن رنگ و دادن بافت زبر به بدنه، اصل اش را با نقاط ترميم شده متمايز مي كند. از ديگر نقشها و اشياي ديدني اين مجموعه، نقشهاي گل گلداني با گل ميخهاي فلزي، نقاشي روي چوب قزوين و شيراز، درهاي مربوط به دوره صفويه، سنگ قبر و سنگهاي حمام است. همچنين تخت عروس، اشياي قلمزني و پارچه قلمكار مربوط به دوره قاجاريه نيز از وسايل ديدني اين مجموعه است. سر در عالي قاپو از جمله بناهاي بجا مانده و مرتبط با عمارت كلاه فرنگي است. عالي قاپو يكي از 7 درب ورودي كاخ شاهي و تنها درب باقي مانده است. اين بنا احتمالا توسط شاه طهماست ساخته شده، ولي كتيبه آن از خطاط معروف عليرضا عباسي در زمان شاه عباس است. عالي قاپو در جنوب كاخ شاهي قرار داشته و داراي تزئينات كاشي كاري است. از جمله شباهتهاي موجود در معماري قزوين با اصفهان، علاوه بر كاخ چهلستون با كاخ هشت بهشت اصفهان، شباهت چهار باغ اصفهان با خيابان ويژه دولتي سپه در راستاي سر در عالي قاپو نيز بوده است. * محرم حيدري