Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771024-43642S2

Date of Document: 1999-01-14

فضاي گفتگو و نقد را پاس داريم پس از تعطيلي يكي از هفته نامه هاي تندرو و معتقد مشي خشونت، موج وسيع و كم سابقه اي در حمايت از انتشار مجدد آن نشريه و انتقاد به حكم اجرايي هيات نظارت بر مطبوعات پديد آمد. آخرين حلقه اين حركت آزادمنشانه كه نشان از مسئوليت شناسي و پايبندي به حقوق انساني داشت، بيانيه شفاف و صريح انجمن صنفي روزنامه نگاران وسپس بيانيه روزنامه نگاران بدون مرز بود. علاوه بر اين، گروه كثيري از زخم خوردگان از همان نشريه نيز، عليرغم مشي ناصواب آن، در گفتگوها و مقاله ها و يادداشتهاي خود خواستار انتشار مجدد آن نشريه شدند. اين نشانه هاي مبارك، بيانگر شكوفايي نهال آزادي و افزايش چشمگير بلوغ سياسي و ظرفيت فرهنگي ملت ماست. درسي كه از اين حركت آموخته مي شود بيش از هر كسي متوجه همان جريانهايي است كه رداي آزادي و برخورداري را جز بر قامت خود و برخي نيروهاي صاحب مزايا نمي پسندند. اكنون مسئله اينجاست كه با وجود چنين بلوغ و شكفتگي سياسي و فرهنگي اي كه در سايه دوم خرداد پديد آمده، و امكاني عظيم براي مفاهمه و گفتگوي ديدگاههاي متفاوت ايجاد شده، چگونه هنوز كساني به فضاي بسته و محدود و ناگوار و يك بعدي سابق دل؟ بسته اند چگونه ثمرات تلخ تقليد فرهنگي و سياسي، و اجتناب از آزادانديشي را كه تا مرز خونريزي و جنايت پيش رفت در ؟ نيافته اند چگونه كساني از آفتاب روشن تاريخ، همچنان تفسيري ظلمت گرفته و دودآلود ارائه؟ مي دهند به راستي اگر مصلحتي براي اين گروه وجود داشته باشد، تنها و تنها بازگشت به ابتدايي ترين حرمتها و رفتارها واصول و حقوق انساني است; يعني كرامتهايي كه بنيادهاي ديانت و فرهنگ ملي ما را شكل داده است و اينان با آن بيگانه اند. مدتي پيش يكي از رجال برجسته سياسي كشور - آيت الله مهدوي كني - ديدگاههاي خود را درباره واقعه اشغال سفارت آمريكا به صراحت بيان كرده و در نشريه اي به چاپ رسيد. اين ديدگاه با نگره هاي رايج البته متفاوت بود و نه آيت الله كني كه هر يك از شهروندان كشور محق به بيان ديدگاههاي خود مي باشند، حتي اگر مخالف ساير ديدگاهها باشد و تنها منع براساس قانون آن است كه نبايد مخل به مباني نظام و شريعت باشد. اما جمود و سنگسري در نزد اين گروه چنان بود كه يكي از روزنامه ها طاقت از كف داد و سنگ اعتراض به سوي ناقد افكند كه چرا ديدگاهي متغاير با نظريات ما داريد و نگرشهاي همسو با ما نداريد! سئوال اينجاست كه وقتي يك فقيه كه در عرصه سياست هم صاحب راي و نظر است نيز مجاز به اظهار نظري خاص خود؟ نيست اگر در مورد ايشان چنين است پس شهروندان عادي كشور چگونه آزاد و مستقل؟ باشند