Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771022-43618S1

Date of Document: 1999-01-12

صدا و سيما حرمت رئيس جمهوري را شكست * مردم حق دارند از نهادهاي مسئول كشور به ويژه قوه قضائيه بخواهند براي روشن شدن افكار عمومي و دور كردن اين ماجرا از آلودگي هاي تبليغاتي، براي متهمان قتل هاي سازمان يافته دادگاه علني تشكيل دهند تا از دست هاي سياسي پشت آن آگاه شوند * مسئوليت آثار سياسي و اجتماعي تبليغات ناشايست عليه رئيس جمهوري كه نقش صدا و سيما در آ ن مشهود است به عهده آقاي علي لاريجاني رئيس اين تشكيلات است * كساني درصددند به نام دفاع از كيان جمهوري اسلامي، تيشه به ريشه حاكميت سياسي و ثبات اجتماعي كشور وارد آورند و تهمت هايي مشابه آنچه در سناريوي خبيثانه عصر عاشورا در جريان انتخابات عليه سيدمحمد خاتمي تدارك ديدند، دوباره ساز كنند اصل 175 قانون اساسي وظيفه صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران را با عبارتي كوتاه و گويا اينگونه بيان مي كند: در صدا و سيماي جمهوري اسلامي، آزادي بيان و نشر افكار با رعايت موازين اسلامي و مصالح كشور بايد تامين گردد. اين تعريف كه قانونگذاران بر آن هيچ پيرايه اي نبسته اند ناظر بر اين است كه اين رسانه ملي است، و متعلق به تك تك اعضاي eجامعه ايران. اما آنچه در چند روز گذشته در اين رسانه روي داده است و ظاهرا قرار است ادامه يابد از بدعتي بزرگ و ناميمون حكايت دارد كه پيكان eحمله آن متوجه شخص رئيس جمهوري است. در چند روز گذشته صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با عناوين گوناگون خبر، گزارش، تحليل، طنز اجتماعي و نظاير آن بارها به ساحت رئيس جمهوري منتخب مردم هجوم برده است و همزمان قانون، عرف، اخلاق اسلامي، ادب اجتماعي وحرمت مردم ايران را لگدمال اميال نگاه يك جناح سياسي كرده است. اين همه در حالي رخ مي دهد كه مردم ايران از هوشياري، شجاعت و صداقت رئيس جمهوري كه با بهره گيري از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب از توطئه اي بزرگ عليه آزادي و حقوق مردم پرده برداشته است و مصمم است تا خشكاندن eريشه اين فتنه و به تعبير امام علي ( ع ) در آوردن چشم فتنه خوارج به كار خود ادامه دهد، خشنودند و دست دعا براي وي به آسمان گرفته اند. تبليغات سازمان يافته اي كه صدا و سيما با عدول از همه اصول قانوني، اخلاقي و عرفي عليه رئيس جمهوري و شخص دوم مملكت پس از رهبر معظم انقلاب به راه انداخته است گوياي اين واقعيت است كه كساني درصددند به نام دفاع از كيان جمهوري اسلامي، عملا تيشه به ريشه حاكميت سياسي و ثبات اجتماعي كشور وارد آورند و eچهره يكي از صديق ترين ياران امام راحل و علاقه مندان به حركت سياسي او را بيالايند و تهمت هايي مشابه آنچه كه درسناريوي خبيثانه تبليغاتي در عصر عاشوراي قبل از انتخابات رياست جمهوري توسط بعضي از فتنه جويان منتسب به نظام مديريتي حاكم بر صدا و سيماعليه سيدمحمد خاتمي تدارك ديدند، دوباره ساز كنند. چنين حركت مشمئزكننده و انتشار نابخردانه گفته هاي بي منطق افراد مسئوليت ناشناس كه حتي دشمنان آشكار دولت و ملت هرگز به آن تمسك نجسته اند توسط صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، علي القاعده بايد زنگ خطر را براي همه ياران انقلاب به صدا درآورده باشد; زيرا در سرزميني كه امروز حريم و حرمت رئيس جمهوري برگزيده ملت اينگونه بي محابا به سخره گرفته مي شود، بديهي است كه فردا هيچ شهروندي احساس امنيت نخواهد كرد. تلقي اجتماعي از اين حركت ناپاك اين است كه نوعي توطئه و تهاجم تبليغاتي عليه خاتمي شكل گرفته است كه خاطره توطئه هاي مشابه را در روزهاي منتهي به انتخابات از جمله قضيه عصر عاشورا زنده به ويژه مي كند آنكه به نظر مي رسد كارگردانان هر دو توطئه از يك جماعت اند. اگر بنا بر پيوند زدن ماجراهاي داخلي به قدرت هاي خارجي باشد افكار عمومي حق دارند بپرسند تقارن تبليغات ضدخاتمي در بهار سال 76 با مذاكرات نظريه پرداز جناح خاص در لندن با نيك براون و تقارن تبليغات اخيربا ديدار يكي از مديران ارشد صدا و سيما با انگليسي ها چه معنايي؟ دارد بنابراين مردم ايران حق دارند از نهادهاي مسئول كشور به ويژه قوه قضائيه بخواهند، براي روشن شدن افكار عمومي و دور كردن اين ماجرا از آلودگي هاي تبليغاتي، براي متهمان قتل هاي سازمان يافته اخير دادگاه علني تشكيل دهند تا مردم بتوانند از كم وكيف ماجرا و دست هاي سياسي پشت آن آگاه شوند. در خاتمه ذكر اين نكته بديهي نيز ضرورت دارد كه مسئوليت آثار سياسي و اجتماعي تبليغات ناشايستي كه نقش صدا و سيما عليه رئيس جمهوري در آن مشهود است به عهده شخص آقاي علي لاريجاني رئيس اين تشكيلات است كه هنوز در رابطه با تبليغات موهني كه توسط عوامل موجود در صدا و سيماعليه آقاي خاتمي در دوران تبليغات رياست جمهوري سامان داده شد به ملت ايران و منتخب آنها بدهكار است.