Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771021-43605S1

Date of Document: 1999-01-11

عنوان بهترين تيم آسيا را بايد با طرحهاي نو حفظ كنيم قهرماني در آسيا با فوتبال سنتي! راههاي ورود به دنياي فوتبال نوين بار ديگر حضور تيم ملي فوتبال كشورمان در مسابقات آسيايي تايلند، جو هيجان و التهابي خاص را بر سراسر كشور حاكم گردانيد و تب داغ آن با قهرماني ارزشمند تيم ملي كشورمان به پايان رسيد. اما اين افتخار نبايد و نمي تواند بهانه اي براي چشم بستن بر وجود كاستي ها و نارسائيها و نيز بي توجهي به درد كهنه فوتبال كشور باشد. خصوصيت ويژه ما ايرانيان و شور و علاقه فوق العاده اكثريت قريب به اتفاق اقشار مختلف جامعه نسبت به فوتبال و حساسيت شديد به نتايج حاصله در ميادين بين المللي، در كمتر ملتي در جهان وجود دارد. شايد كه دليل عمده اين ويژگي، جوان بودن بافت جمعيتي كشور باشد كه اينچنين علاقه مند و متعصب، وقايع و مسائل مربوط به فوتبال ملي را تعقيب مي كنند. دليل اين خصوصيت هرچه كه باشد، بهرحال حقيقتي است كه وجود دارد و به نوبه خود، مسئوليت دست اندركاران دستگاه ورزش و ايضا فوتبال را دوچندان مي كند. تجربيات گذشته نشان مي دهد كه خوشبختانه - يا؟ متاسفانه مردم ما، كمابيش و نسبت به خود به اصطلاح اهل فن هستند و ضمن تجزيه و تحليل جريانات فوتبال، هر پيروزي را غرورآفرين و هر شكستي را خفت بار تلقي نمي كنند. بهمان نسبت كه از باخت به قطر و عمان رنجيده خاطر مي شوند، شكست از آلمان و يوگسلاوي را نه تنها ناراحت كننده نمي دانند بلكه بسيار هم ارزشمند ارزيابي مي كنند و از سوي ديگر، پيروزي بر مالديو و لائوس را هيچگاه با پيروزي بر امريكا و چين همطراز اين نمي دانند واقع بيني و تحليل منطقي را در كشورهاي ديگر، كمتر مي توان سراغ داشت. نگارنده قصد آن ندارد كه قهرماني در بانكوك را كمرنگ و احيانا تحت الشعاع شكست از عمان قرار دهد، بلكه منظور سخن آن است كه بايد به طريقي برنامه ريزي شود كه همواره يك فوتبال هدفدار، زيبا و متناسب با بضاعت واقعي فوتبال كشورمان در مسابقات برون مرزي - و حتي داخلي - ارائه شود و تنها در اين صورت است كه مردم ما، نتيجه حاصله را، هرچه كه باشد، به ديده منت پذيرفته و با احساسي از قدرشناسي زحمات را ارج مي نهند. اميد است متوليان ورزش و فدراسيون فوتبال، اين نوشتار را از بعد ارزشي انتقاد نگريسته و با سعه صدر آنرا بپذيرند. شايد در ابتدا مطرح شود كه چرا از ميان تعداد زياد ورزشكاران و ورزشهاي گوناگون بازيهاي آسيايي، تا اين حد نسبت به فوتبال و مسائل مربوط به آن حساسيت نشان داده ميشود. وزير ورزش چين، بخوبي اين سوءال را پاسخ داده است. ايشان طي مصاحبه اي اعلام كرده كه حاضر است كليه مدالهايي كه نصيب ورزشكاران اين كشور در رشته هاي ديگر شده با فقط يك مدال طلاي رشته فوتبال تعويض نمايد. اين اظهارنظر سمبوليك بخوبي، گوياي جايگاه فوتبال و اهميت اين رشته جذاب، زيبا، پرهيجان در جهان امروز است. اعزام تيم ملي فوتبال به بازيهاي آسيايي تايلند، موجب طرح چند باره مسائل و مشكلات مربوط به كليت فوتبال ايران اين گرديد مسابقات باعث شد تا پرده ها به كنار روند و درد كهنه فوتبال ما براي چندمين بار رخ بنمايد. همان درد كهنه اي كه موجب مي شود تيم ما، با آنهمه پشتوانه محكم از بازيكنان ممتاز و سطح بالا و همچنين تجربه گرانبهاي حضور در جام جهاني 98 فرانسه از تيم درجه دو و حتي سه عمان شكست بخورد. اگر چه اين نتيجه تاثيري بر روند و سرنوشت قهرماني ايران نداشت اما زنگ خطري بود كه با صداي بلند به صدا درآمد و حتي قهرماني در تايلند نيز نبايد موجب بي توجهي به اين زنگ خطر شود. ملت ما و بويژه فوتبالدوستان، مشابه اين هشدار را در جريان مسابقات مقدماتي جام جهاني 98 فرانسه در برابر قطر بخوبي بياد دارند. اين هشدارها متذكر مي شوند كه چنانچه چاره اي براي درد كهنه فوتبال ما انديشيده نشود، عليرغم تمامي استعدادها و همه تجارب ارزشمند و با همه شايستگي ها، در آينده اي نه چندان دور در قاره آسيا و در برابر تيمهاي درجه دو و سه با مشكل مواجه خواهيم شد كه به هيچ وجه با اصالت و بضاعت واقعي فوتبال ما، متناسب و سازگار نبوده و براي هيچكس خوشايند نخواهد بود. در حال حاضر اكثر كشورهاي مطرح در آسيا، با برنامه ريزي درازمدت و هدفمند، به پرورش استعدادهاي معدود و محدود خود پرداخته و توسط مربيان و مدرسان طراز اول فوتبال جهان، به تدريج خود را با علم پيشرفته فوتبال مدرن امروزي تطبيق مي دهند و اينها همه در شرايطي است كه فدراسيون فوتبال ما، حتي در فاصله كوتاهي به آغاز تورنمنت هاي بين المللي، نسبت به پيش افتاده ترين اصل در ورزش قهرماني، يعني انتخاب مربي بي تفاوت است، در حاليكه زمان آغاز رقابتهاي رسمي - مثلا همين بازيهاي آسيايي اخير - از ماهها و بلكه سالها قبل مشخص است، حتي يك مسابقه تداركاتي ساده براي تيم ملي ترتيب داده نشد. عليرغم در اختيار داشتن استعدادهاي ناب فراوان در سطح كشور، به تعدادي بازيكن شناخته شده و پا به سن گذاشته اكتفا مي شود و نتيجه اش آن مي شود كه سال قبل در قطر و اخيرا در برابر عمان، همگان طعم تلخ آنرا پرواضح چشيديم است كه با كناره گيري بازيكنان ممتاز و طراز اول - كه با توجه به بالا بودن ميانگين سني بازيكنان فعلي تيم ملي، زياد هم دور نيست - تيم ملي كشور ما، يكباره با كاهش بازيكنان باتجربه و مسن و از طرف ديگر، تراكم بازيكنان جوان، با استعداد ولي فاقد عامل مهم تجربه حضور در ميادين بزرگ روبرو خواهد شد كه بروز مشكل تحت اين شرايط اظهرمن الشمس است. در اكثر كشورهاي صاحب نام در فوتبال اهميت تيمهاي اميد و زير 21 سال اگر بيشتر از تيم هاي ملي نباشد، قطعا كمتر نيست. زيرا كه في الواقع، تيمهاي اميد، استخوان بندي و زيربناي اصلي و پشتوانه محكم تيم هاي ملي بزرگسالان را تشكيل مي دهند. در همين مسابقات تايلند، قدرتهاي مطرح فوتبال آسيا، يعني كره جنوبي و ژاپن، با اعزام تيمهاي اميد و با بها دادن به جوانان نشان دادند كه از يك برنامه ريزي درازمدت و هدفدار سود مي برند. اگر چه بطور رسمي، خيلي زودتر از انتظار، از دور رقابتها حذف شدند اما تجربه اي، كه از اين رهگذر نصيب جوانان آنان گرديد، ارزشي فوق العاده دارد و بطور قطع و يقين، هم اينان در آينده اي بسيار نزديك، حريفاني قدرتمند، جوان و با تجربه براي فوتبال ما خواهند بود و در آن زمان، تيم ما يا تيمي با تجربه اما مسن و فاقد قدرت بدني لازم و يا تيمي جوان با توان فيزيكي بالا، ولي فاقد تجربه، خواهد بود كه در هر دو حالت نيز در ميادين بين المللي دچار مشكل خواهد شد. آقايان متوليان فوتبال كشور! كارشناسان ورزشي رسانه ها و مطبوعات، دلسوزان واقعي ورزش و فوتبال كشورند، نگاهي به نقطه نظرات ورزشي نويسان مطبوعات در همين چند ماهه اخير، گواه خوبي براي اين ادعا است. توجه به نقيصه ها و همچنين راهكارها و پيشنهاداتي كه در رسانه ها - مكتوب - طرح گرديد، اگر نگوئيم تمامي آنها ولي قطعا بخش قابل توجهي از اين نكات، حاوي حقايقي بود كه ارائه گرديد. توجه به آنها بطور قطع به نفع فوتبال كشور بوده و هست. بازيكن سالاري، اعمال نقطه نظرات و سلائق شخصي، دور نگه داشتن - سهوي و يا خداي ناكرده عمدي - فوتبال كشور از علم روز جهان و از همه مهمتر بي برنامگي هر كدام از آفات ورزش و فوتبال در كشورمان هستند. در اين نوشتار به علم فوتبال اشاره شد. واقعيت اين است كه اصولا ورزش در جهان امروز علم و فوتبال سرآمد آن محسوب مي شود. علمي كه در تمام زواياي زندگي روزمره مردم جهان و در ابعاد اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي در جوامع مختلف ريشه دوانده است. علمي كه با بهره گيري از ابزار مدرن و لوازم هرروز، پيشرفته، تكامل يافته تر و پيچيده تر مي شود. بدور از تعصبات بايد پذيرفت كه فوتبال ما هنوز سنتي و بعضا احساسي است كه متاسفانه روزبروز از اصول مدرن و شناور فوتبال پيشرفته در جهان، فاصله مي گيرد. اين سخن لزوما به مفهوم مطلق گزينش مربي خارجي آنهم در كوتاه مدت نيست، بلكه تاكيدي بر لزوم آشنايي فوتبال سنتي ما با فوتبال شناور و مدرن جهاني است. انصافا مربيان داخلي ما، اصولا افرادي دلسوزند كه با تمام بضاعت خود و با آنچه كه در توان دارند، زحمات طاقت فرسايي را متحمل مي شوند و گاه و بيگاه نيز، سپر بلاي كاستي ها، ندانم كاريها و عملكرد خطاي ديگران مي شوند. اما توجه كنيم كه مربيان داخلي، بهرحال برخاسته از متن همين فوتبال سنتي - آنهم در چند دهه گذشته - هستند و توانائيها و اندوخته ها و داشته هايشان در همين حدي است كه دلسوزانه در طبق اخلاص نهاده و ارائه مي دهند. دست اندركاران عزيز ورزش فوتبال! مدتهاست كه كارشناسان ورزشي رسانه ها و مطبوعات - اين دلسوزان حقيقي و بي ادعايي كه دغدغه اي جز اعتلاي نام ايران نداشته و ندارند - به بهانه هاي مختلف، لزوم در انداختن طرحي نو در فوتبال كشور را مطرح كرده اند. اين طرح نو بهرحال، و بهرصورت، تحت هر شرايطي و هرچه سريعتر و زودتر مي بايد انداخته شود، در غير اين صورت، فارغ از حساسيتها و تعصبات بي منطق بايد قبول كنيم كه فوتبال ما، بزودي در سايه برنامه ريزي هاي هدفدار و كوتاه مدت و بلندمدت كشورهاي آسيايي، حرفي براي گفتن نخواهد داشت. اتخاذ شيوه هاي طرح نو در قالب سياستهاي اجرايي، برعهده صاحبنظران و كارشناسان فن است. اين شيوه اگر استخدام مربي خارجي در درازمدت و البته بدون عزل و نصبهاي متاثر از شرايط زماني، مكاني، سليقه اي و مصلحتي باشد، اگر اعزام مربيان داخلي به كشورهاي صاحب فوتبال باشد، اگر گزينش مشاوران طراز اول خارجي در كنار مربيان داخلي باشد، اگر استخدام مدرسان ممتاز بين المللي و برقراري دوره هاي آموزشي باشد و يا اگر... اين، شيوه هرچه كه باشد بايد سريعا اتخاذ و به مورد اجرا گذاشته شود. مسئولين فدراسيون فوتبال! تكيه بر واژه هاي دهان پركن و بعضا غيرواقعي، ما را از راه و هدف اصلي منحرف خواهد كرد. اختصاص عنوان بهترين تيم آسيا در سال گذشته براي فوتبال كشورمان، خيلي دشوار بدست آمد اما با كوچكترين غفلتي آسان از دست زندگي مي رود كردن و دلخوش بودن با روءياي خاطرات جام جهاني فرانسه، پرده اي بر مشكلات واقعي وبنيادين فوتبال خواهد شد. حضور آبرومندانه و افتخارآفرين در فرانسه 98 اعتبار و حيثيتي شايسته براي فوتبال ما به ارمغان آورد. نبايد اجازه داد اين اعتبار، بهردليل مثلا با شكست از فوتبال قطر و عمان، خدشه دار شود. بارها و بارها عنوان شده كه فوتبال ايران، عوامل مناسبي براي رشد و تكامل و خروج از محدوده فوتبال آسيا را قهرماني داراست در تايلند، عليرغم همه كاستي ها و بدون انجام حتي يك مسابقه تداركاتي، شاهد خوبي بر اين مدعاست. انطباق فوتبال ايران با معيارهاي جهاني، يك روءيا نيست. بشرط آنكه، يكبار و براي هميشه هاي برنامه ريزي كوتاه و درازمدت و تعيين و تبيين خط مشي فوتبال ابعاد سازماني، اداري، ورزشي و مبادله ابزار و انتقال تكنيك هاي مدرن، بصورتي انجام گيرد كه با جابجايي افراد حتي در سطح مديريتي خللي، در روند حركتي تشكيلات فوتبال بروز نكند. جام جهاني 98 و قهرماني در تايلند عليرغم شيريني ها و البته شكست هاي تلخ آن نيز گذشت و مي گذرد و ارزش قهرماني نيز جاي خود دارد. با اتخاذ روشهاي اساسي و زيربنايي و پرهيز از مسائل حاشيه اي غوغابرانگيز و مشكوك و همچنين انتقال اطلاعات تاكتيكي به باشگاهها و تيم هاي ملي، بهمراه بهره گيري صحيح از تكنيك فوق العاده و تحسين برانگيز استعدادهاي جوان كه در سراسر كشور بسيارند، مي توان و بايد بتوان از اعتبار و حيثيت و توان واقعي فوتبال ايران دفاع كرد و از تجربه كردن چند باره شكست هاي تلخ پيشگيري و طعم شيرين پيروزيهاي غرورآفرين فرانسه و قهرماني در تايلند را بارها و بارها چشيد. تا جام ملتهاي آسيا، المپيك سيدني و بالاخره جام جهاني 2002 به اندازه كافي وقت داريم. چاره اي بينديشيد و طرحي نو آينده دراندازيد خيلي زود فرامي رسد. محمود صباغي