Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771021-43603S6

Date of Document: 1999-01-11

يادداشت سياسي تاملاتي در قتلها و رخدادهاي غم انگيز اخير مسائل حساسيت برانگيز و كم سابقه اخير كه موجب ايجاد موجي از اظهارنظرها و موضعگيريهاي سياسي و تنش هاي اجتماعي و فرهنگي شد، اينك نيازمند نگرش و تاملي مجدد است; زيرا با فرونشستن موجها و حساسيتهاي مقطعي، اكنون مي توان داده ها و مستدلات موجود را يكبار ديگر مرور كرد و براي شناخت ريشه ها و علل چنين رخدادهايي به چاره انديشي پرداخت. گرچه هرگز نمي توان منكر رقابتهاي كين توزانه و انواع توطئه هاي نظامي، امنيتي، اقتصادي و فرهنگي از سوي دولتهاي مختلف، به ويژه صهيونيستها و هم پيمانان استعمارگر ايشان در كشورها به ويژه در ايران شد، اما حقايق ديگري نيز وجود دارد كه نمي توان و نمي بايد آن را ناديده گرفت. اولا دامنه واقعي منازعات را بايد شناخت و بيهوده همه نيروها را نبايد مصروف جبهه هاي فرضي و جنگهاي خيالي كرد. دوم اينكه قدرت واقعي هر كشور متكي به استحكام فرهنگي، اجتماعي و به ويژه اقتصادي هر كشور است و در جهان امروز كمتر دولتي بدون پشتوانه اين اهرمها قادر به خودنماييهاي نظامي و امنيتي خواهد بود. سومين نكته اين است كه همراهي افكار عمومي با دولتها و ميزان مشروعيت سياسي اي كه دولتها در ميان ملت خود دارند، عاملي اساسي در ثبات و پايداري برنامه ها و توفيق در منازعات و رقابتهاي فراملي است. بنابراين دايره دوستان و همراهان نظام را مي بايد تا حد امكان گسترش داد و مكانيسمهاي اصلي در سياست داخلي نظام مي بايد بر كاهش منتقدان و مخالفان و افزايش دوستان و ياران استوار شود. با اين بديهيات، اكنون مي توانيم چند نكته اي را درباره وقايع اخير مطرح كنيم و با تامل بسيار بپذيريم. برخي از جرايد و تحليل گران داخلي در هفته ها و روزهاي ماقبل دستگيري عاملان قتلها به درستي و با تحليلي دقيق - كه اتفاقا متكي و هم مسير با افكار عمومي نيز بود - حدسياتي را در مورد عوامل داخلي قتلها و برخي گرايشات احتمالي كه مي توانند انگيزه هاي لازم براي اين كار را داشته باشند مطرح در ساختند مقابل، گروهي ديگر از جرايد و ارزيابان سياست، پرده انكار بر دروازه مطبعه خويش آويختند و به جاي كوشش دريافتن عوامل و دست اندركاران اين فاجعه و لكه پليدي از دامان كشور و نظام، تحليل گران و روزنامه هاي گروه اول را متهم به همسويي با بيگانگان و دشمني با نظام و آشفته سازي فضاي داخل كشور نمودند. اساس استدلال اين گروه - البته با حسن ظن - بر اين اصل استوار بود كه هيچيك از نيروهاي مسئول و مشغول به كار در نظام جمهوري اسلامي ايران، واجد چنان شرايطي نبوده، نيستند و نخواهند بود برعكس، نيروهاي منتقد و برخي از مطبوعات و روشنفكران و قلم بدستان داخلي با اغتنام از چنين فرصتهايي در صدد خدشه داركردن حيثيت و اعتبار نظام و مساعدت به بيگانگان اند. گذشت زمان، بالاخره امكان داوري بهتر را فراهم ساخت. هنوز البته تحقيق و ريشه يابي قتلها ادامه دارد و امكان رسيدن به سرنخهاي افزونتر داخلي و همچنين خارجي منتفي نيست، اما حضور برخي از نيروهاي داخلي - آنهم در يكي از حساسترين نهادهاي كشور - در اين قضيه اثبات شده و ترديدي در اين مورد وجود ندارد. خوشبختانه دولت با حركتي تاريخي و كم نظير، مسئله را كشف و پي گيري نموده و سپس به اطلاع ملت رساند كه در واقع حركتي كم سابقه در تاريخ روابط دولت با ملت در كشور ما محسوب مي شود. اما پرسشها و مسائل بسياري هنوز مطرح است كه اگر با دقت طرح و باز تحليل نشود نمي توان از فجايع و وقايع مشابه پيشگيري نمود. بنابراين روي گرداندن و تحاشي در مقابل واقعيات نه تنها دردي را دوا نمي كند، كه حتي مي تواند مقدماتي جديد براي رخدادهاي غم انگيز جديدي باشد. منطق حكم مي كند كه مقدمات مشابه، نتايج مشابه به بار مي آورند، بنابراين اگر طالب نتايج مطلوب هستيم، مي بايد مقدمات مناسب را جستجو كنيم. آن دلايل و انگيزه ها و نوع نگرشي كه موجبات به خون آلوده شدن دست برخي نيروهاي داخلي را فراهم كرد، مي بايد شناخته و بدون پرده پوشي افشاء شود تا اين داغ نفرت و ننگ براي هميشه از جبين اين ملك پاك شود. به گمان ما، هنگامي كه نيروهايي به خود اجازه دهند چند خصيصه زشت و غيرقابل توجيه در حوزه فعاليت ايشان رشد نمايد، سرانجام در دام قتل و خشونتهاي ضدملي و همسو با منافع بيگانگان گرفتار خواهند آمد. خشونتهاي غيرقانوني گروههايي متكي به برخي جوانان هيجان زده با اتكاء به توجيه هاي ساده و سطحي ايدئولوژيك و متعصبانه، احساس كاذب توجيه تبليغاتي در ظل تحليلهاي تهمت آلود و مروج خشونت برخي جرايد، حركت در مجراهايي فراتر از قانون با تكيه بر دواعي خارج از ضوابط جاري و تفسير ناصواب گفتارهاي امام و رهبري، اجازه برخورد بي ضابطه داشتن با نيروهاي منتقد و دگرانديش، عدم مطالعه و تامل در مسائل جدي و محدودماندن در چند مقاله و نوشته سطحي و يكسونگر، يكپارچه ندانستن ملت و پاره پاره كردن آن به صورت ذهني و برخي را ذيحق و كثيري را فاقد هرگونه حق شمردن، خود را صاحب مزيت و اعتبار بيش از حد دانستن و. چنين علل و مقدماتي، با تكيه بر اين فرض بزرگ و اساسي كه بدون دشمن نمي توان زيست و هر رقيبي دشمن است و ما دائما در حال جنگيم و هر خانه و نهاد و خياباني سنگري براي مقابله با دشمن و هر كه با ما نيست برماست به، همينجا خواهد رسيد كه كساني احساس تكليف كنند و به ساده ترين شكل و با ارزانترين قيمت، بي آنكه خود بدانند بزرگترين ضربات را بر پيكر منافع ملي، حيثيت كشور، اقتدار نظام و احساسات مردم معلمان بزنند چنين عناصري تحليلگراني اند كه عليرغم وضوح فاجعه و عظمت اين جنايتها، با كوچك شماري آن، هنوز دشمنهاي فرضي و قلم بدستان مزدور داخلي و دگرانديشان مستوجب قتل را مي جويند. اينك به جرات مي توان گفت كه خشكاندن اين ريشه ها، مستلزم حذف چنين مقدمات نامبارك و ظالمانه ايست. ريشه روايتهاي تلخ و نكته هاي ناگفته در همين نگرش بيمار و واپس مانده قابل تحليل و تعليل خواهد بود... اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.