Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771021-43596S3

Date of Document: 1999-01-11

از شبستر تا شبستر... پروفسور دكتر محمدتقي زهتابي دانشمند متواضعي بود كه در زمينه هاي مختلفي به فعاليتهاي علمي و ادبي دست زد و آثار گرانبهايي در زمينه ايران شناسي و به ويژه تاريخ و فرهنگ آذربايجان از خود بر جاي او گذاشت را به لحاظ وسعت اطلاعات و پهنه فعاليت علمي شايد بتوان با قدما و بزرگان جهان علم مقايسه كرد كه در چندين شاخه از علوم وارد شده و در تدوين اصول و مباني دانشهاي گوناگون و ابراز نظريه هاي علمي زمان خود پيروز شده است. محمدتقي زهتابي در 22 آذرماه سال 1302 شمسي در شهر شبستر در يك خانواده مذهبي ديده به جهان گشود. در شش سالگي به آموختن قرآن شروع كرد و در 1309 وارد تنها مدرسه دولتي شبستر شد و در سال 1315 تحصيلات ابتدايي خود را تمام كرد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي، دو سال در نزد پدر مرحومش به كار زهتابي مشغول شد و در سال 1317 براي ادامه تحصيل به تبريز رفت و به دبيرستان فيوضات و سپس به دانشسراي پسران وارد شد. از سال 1323 در دبيرستانهاي رشديه و ادب تبريز به تدريس زبان عربي و ادبيات فارسي پرداخت. در سال 1325 وارد دانشگاه تبريز شد و به دنبال ماجراهاي سياسي منطقه در سال 1327 مجبور به ترك وطن و مهاجرت به شوروي سابق گرديد. به محض ورود به شوروي، جهت اقامت اجباري، به سيبري منتقل شد و سه سال بعد به شهر دوشنبه انتقال يافت و در سال 1954 ( ش ) 1333 توانست خود را به شهر باكو برساند و در دانشكده ادبيات باكو مشغول به تحصيل شود. از همين سال به عضويت هيات علمي دانشكده خاورشناسي باكو منصوب شد و در آن دانشكده به تدريس زبان و ادبيات عربي پرداخت. رساله دكتراي خود را با دفاع از رساله اش با عنوان زندگي و خلاقيت ابونواس در سال 1969 اخذ كرد و دو سال بعد به مقام دانشياري رسيد. در همين سال ها با خانم دكتر خاور اصلان محقق زبان و ادبيات آذري ازدواج كرد و چند سال بعد، به دنبال بازيهاي سياسي قرن، به عنوان ناراضي از شوروي اخراج گرديد و به آلمان و سپس به بغداد رفت. تا سال 1358 در دانشگاه بغداد به تدريس دروس زبانهاي كهن تركي و زبان و ادبيات فارسي در پرداخت سال 1357 از آن دانشگاه درجه پروفسوري كسب كرد و در تيرماه سال 1358 به ايران برگشت و در دانشگاه تبريز با درجه استادي مشغول تدريس زبان و ادبيات تركي آذري و زبان و ادبيات عربي شد. آخرين اثر وي تاريخ كهن تركان باستاني ايران نام دارد كه چندماه پيش در تهران از چاپ خارج شد كه حاوي بررسي نكات و يافته هاي نويني در تركي پژوهي و ايران شناسي است. از آثار قلمي وي مي توان به كتابهاي علم المعاني يا اكسيكولوژي ( تبريز - ) 1371 مباني نظري عروض (زنجان - ) 1376 زبان ادبي آذري معاصر (تبريز - ) 1370 اشاره كرد. محمدتقي زهتابي، در سالهايي كه در بغداد مي زيست دو كتاب قواعد الفارسيه و 2500 جنايات ساله شاهان ايران را منتشر ساخت و مجله ارك و روزنامه اتحاد يولو را پي ريزي كرد كه چندين شماره از آن انتشار يافته است. گذشته از اين آثار، از آن مرحوم چندين منظومه گرانسنگ به زبان تركي آذري برجاي مانده است كه جايگاه والايي در ادب معاصر آذربايجان دارد. مانند منظومه حماسي پرحجم باغبان ائل اوغلو كه ناظر بر مبارزات و ماجراهاي حيات پرفراز و نشيب مرحوم حسين خان باغبان از سركردگان و مدافعان شهر تبريز در دوره مشروطه بود و به شكل بسيار حسرتبار و اندوهناكي به دست عمال بيگانگان در خيابانهاي تبريز شهيد شد. دو مجموعه شعر پروانه نين سرگذشتي و بذقالاسيندا و كتاب قشقائي كوءچور نيز از آثاري است كه در ميان آذربايجانيان و تركي آشنايان دست به دست مي گردد. آثار برجاي مانده از اين دانشمند متواضع آذربايجاني، تنها بخشي از وجوه علمي و انديشگي و فرهنگي او را تشكيل مي دهد و نشانگر آن است كه آن مرحوم، دانشمندي چندبعدي و كثيرالجهت بود. آثار قلمي او كه شايد كمتر از يك چهارم آن تاكنون انتشار يافته است، از منابع غني و سرشار تحقيقات زبان و ادبيات تركي آذري به شمار مي رود. جا دارد كه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي آذربايجان، اقدام جدي در تدوين و نشر آثار بديع اين دانشمند فقيد را به عمل آورد. متاسفانه برخوردهاي سليقه اي و گاه دور از منطق مسئولان محلي آذربايجان در سالهاي اخير، مانع شكوفايي پژوهشهاي آذربايجان شناسي و معرفي بدايع ادب تركي آذري به نسل انقلابي معاصر بوده است. اميد آن است كه با تحقق عمل به وعده هاي رئيس جمهور محترم در آذربايجان، شاهد شكوفايي هرچه بيشتر زبان و ادبيات آذري باشيم. مرحوم پروفسور دكتر محمدتقي زهتابي شبستري، عمر گرانمايه خود رادر راه تدوين و معرفي بدايع ادب آذري ايران گذاشت و در واپسين روزهاي پاييز 77 با ايست قلبي به سراي باقي شتافت. ضمن آرزوي رحمت واسعه از درگاه حق تعالي و عرض تسليت به بازماندگان و علاقه مندان آن مرحوم، اميد آن است كه شاگردان، دانشجويان و دوستان مرحوم، دستنويس ها و آثار چاپ نشده او را از تطاول ايام و صدمات روزگار حفظ كنند و در انتشار آنها از جان بكوشند. * دكترحسين محمدزاده