Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771021-43593S2

Date of Document: 1999-01-11

يك وجب خاك خدا... به مناسبت نودوششمين سالروز تولد ارسكين كالدول ارسكين كالدول رمان نويس و مقاله نويس امريكايي درسال در 1903 جورجيا به دنيا پدرش آمد كشيش بود و در بسياري از سفرهايش به ايالتهاي جنوبي، اورابا خود مي برد. در هفده سالگي به علت اختلاف عقيده با پدرش از خانواده جدا شد و به شغلهاي مختلفي دست يازيد اما در، هيچيك از اين مشاغل موفق نبود. مدتي را نيز در آمريكاي مركزي گذراند. سپس به دانشگاه ويرجينيا رفت و مدتي را به تحصيل در اين دانشگاه گذراند اما دست تقدير او را به زادگاهش بازگرداند و اين بار تصميم گرفت به نوشتن بپردازد. خود او در اين باره مي گويد: تا بيست سالگي براي من كمتر اتفاق افتاد بيش از شش ماه در يك جا زندگي كنم. پيوسته چون اقوام بدوي به دنبال روزي، از نقطه اي به نقطه اي ديگر كوچ مي كردم. كالدول در 1930 به طور رسمي فعاليت ادبي خود را آغاز كرد. نوشته هاي آغازين او مانند هر نويسنده تازه كار ديگري مورد استقبال قرار تا نگرفت اينكه با نوشتن داستان كشوري پر از سوئديها موفق به كسب جايزه مجله ييل ريويو Review Yale شد. از اين زمان به تدريج راه نويسندگي را بر خود هموارتر ديد و در 1932 با انتشار رمان جاده تنباكو شهرت خود را تثبيت كرد. او پس از نوشتن و خلق آثاري ديگر، عازم جبهه جنگ آلمان و روسيه شد و بعدها خاطراتش را در كتابي تحت عنوان سرتاسر شب ( ) 1942 منتشر او ساخت در سالهاي پاياني جنگ به عنوان يكي از نويسندگان موفق امريكا، صاحب شهرت شد و در همين سالها زندگينامه ادبي خود را تاليف كرد و در 1951 با نام نامش را تجربه بگذار به چاپ رساند. از آخرين نوشته هاي مهم او مي توان به آخرين شب تابستان اشاره كرد كه در منتشر 1963 گرديد. كالدول كه بسياري از منتقدان تاثير او را بر ادبيات امريكا با تاثير نويسندگاني همچون اشتاين بك و فاكنر مقايسه كرده اند در سالهاي پاياني عمر كمتر دست به قلم برد و سالهاي آخر عمر او تقريبا در يك سكوت ادبي گذشت تا اينكه در سال 1986 از دنياي فاني رخت بر بست و به دنياي باقي شتافت. ارسكين كالدول با آنكه فرزند كشيش بود اما آثارش عاري از ايمان و اعتقادات ديني است و به همين دليل متعصبان مذهبي آثار او را مايه ننگ خوانده اند. عده اي از منتقدان از ضعف هنري داستانهاي او انتقاد كرده اند اما تعدادي ديگر به ستايش خلاقيت او پرداخته اند. با همه اين اوصاف، او قلمي توانا داشت و تاثيري ويژه بر ادبيات و زندگي جامعه امريكا داشته است. كالدول از نظام طبقاتي و اختلافات نژادي موجود در كشورش متنفر بود و به همين دليل در اغلب آثارش به نكوهش اين مسايل پرداخته است. او به زباني ساده و روان مي نوشت و به همين دليل در جذب مخاطب خاص و عام موفق بود. آثار مهم او عبارتند از: جاده تنباكو، غوغا در ژوييه، گرتا، سرتاسر شب، خانه اي در كوهستان، آفتاب جنوبي، براي ضيافت، يك وجب خاك خدا، بچه جورجيا و... به طور كلي مجموعه آثار كالدول را مي توان در دو گروه اصلي جاي داد- 1 آثاري كه جنبه داستاني آنها غالبتر است مانند كارگر روزمزد ( ) 1930 و يك وجب خاك خدا ( ). 1932 - 2 آثاري كه جنبه اجتماعي آنها بيشتر به چشم مي آيد مانند غوغا در ژوييه ( ) 1940 و خاك غم انگيز ( ) 1944 يكي ديگر از آثار برجسته او، شما چهره هاي آنان را ديده ايد ( ) 1937 نام دارد كه كالدول آنرا در پاسخ به حمله هاي منتقدان نسبت به نظريات او درباره سياهپوستان نوشته است و با عكسهايي مستند كه همسرش تهيه كرده مصور گرديده است. كالدول دو مجموعه داستان كوتاه نيز با نامهاي جك پات ( ) 1940 و دست محكم خدا ( ) 1947 نوشته است. جاده تنباكو معروفترين اثر كالدول، يك موضوع مركزي ندارد و بسياري از مشكلات سياهپوستان را بازمي تاباند. در مركز اين داستان خانواده لستر قرار دارند كه از فقر شديدي رنج مي برند. يكي از ماجراهاي كلي اين رمان درباره سياهپوستاني است كه به دليل فقر به كارهاي عجيب و غريبي تن مي دهند و وضعيت زندگيشان روز به روز وخيم تر مي شود. رمان جاده تنباكو نخستين رمان موفق كالدول بود كه با استقبال زيادي مواجه شد، نمايشنامه اي از آن بر پرده نمايشخانه ها آمد كه سالها اجرا شد و فيلمي هم از آن ساخته شد. او در اين داستان فقر و بيسوادي و فساد را در خانواده هاي شهر جورجيا به نمايش درآورده و مانند بسياري ديگر از آثارش در ارائه واقعيتهاي تلخ اجتماعي، شوخي و جدي را به هم آميخته است. او خود درباره اين رمان گفت كه قصد داشته زشتي ها و تيره روزي هاي افراد جامعه اش را با قلم خويش بنگارد. اين رمان با آنكه مورد استقبال قرار گرفت اما به خاطر بيان صريح فسادهاي اخلاقي جامعه اش مورد انتقاد واقع شد. در داستان غوغا در ژوييه نيز موضوع محوري پيرامون مظلوميت سياهپوستان سياهپوستاني است كه همواره مورد خشم و غضب سفيدپوستان هستند و حتي بدون محاكمه و اثبات گناهشان، محكوم و مجازات مي شوند. از خصوصيات مهم سبك نوشتن او، بررسي عميق و ريشه اي زندگي سياهپوستان و مقايسه آن با زندگي سفيدپوستان است. او توجه خاصي به زندگي سياهپوستان داشته و همين عامل باعث شده كه آثارش از نظر اجتماعي داراي ژرف نگري خاصي باشند. قهرمان داستانهايش نيز معمولا از طبقات پايين اجتماع اند. در هر صورت از هر منظري كه بنگريم نمي توانيم از سهم كالدول در پيشرفت ادبيات قرن بيستم امريكا به سادگي بگذريم. امير حاجي صادقي