Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771020-43588S1

Date of Document: 1999-01-10

جمل; نفع طلبي و غرض ورزيها علي ( ع ) و ناكثين ( ) 2 جستارگشايي: بخش اول اين نوشته به مقدمات و موضوعاتي كه به جنگ جمل انجاميد در گذشت اين بخش بحث درباره قاتلان عثمان و نيز پايگاه اجتماعي طلحه، زبير و عايشه و نيز ميدان نبرد جمل را پي مي گيريم. گروه معارف قاتلان عثمان: در واقعه قتل عثمان، طلحه و زبير در مدينه و عايشه در مكه، بيش از هركس ديگري، از خود رغبت نشان داده اند و هيمه به آتش ريخته اند. البته ايشان، خود نيزبه اين قضيه - بارها - اعتراف كرده اند; اما هربار اظهار توبه و ندامت نموده و اميرالموءمنين عليه السلام را مقصر دانسته اند. اصولا حركت طلحه و زبيراز حكومت عثمان تا قتل وي و بيعت با اميرالموءمنين و حوادث بعد از آن، آن قدر زيگزاگ و انحراف دارد، كه انسان در سلامت روان نامبردگان ترديد مي كند، وضعيت طلحه، البته بدتر از زبير است; و آتش عايشه از هر دو ايشان تندتر و... شيخ مفيد پس ازاثبات شركت مستقيم طلحه و زبير در قتل عثمان - آن هم به استناد قول راويان اهل سنت، همچون ابو حذيفه قرشي; از حبيب بن ثابت از ثعلبه بن يزيد حماني; نتيجه مي گيرد كه: از اين اخبار در اين باره (قتل عثمان ) بسيار آمده است و كاشف ازهمان چيزي است كه در مورد دغل بازي اين قوم گفتيم كه اگرچه به ظاهر مدعي خونخواهي عثمان بودند; ولي خود، آن كار را انجام داده و همواره عثمان را نكوهش كرده بودند; اما همين كه مردم با علي عليه السلام بيعت كردند، از كردار خويش اظهار پشيماني كردند و تهمت زدند و فتنه برانگيختند و از آنچه در باره عثمان آرزو مي كردند، ندامت آشكار كردند; حال آن كه در باطن جز آن بودند كه به ظاهر مي گفتند. ( ) 8 داستان عايشه نيز كم و بيش، به حكايت طلحه و زبير مي ماند. شيخ مفيد رحمتالله عليه، با استناد به اخبار راوياني چون محمدبن اسحق مدائني و حذيفه، از تحريك، ناسپاسي و شوراندن عايشه مردم را نسبت به عثمان، سخن مي گويد. عايشه كه ظاهرا از بدعت هاي عثمان در سنت رسول الله (ص ) ناراضي است - در راه مكه به مدينه - به محض شنيدن خبر يحتمل قتل عثمان - كه در انتظارش مي سوخت - غرق سرور و شادماني مي شود; اما آنگاه كه از بيعت مردم و طلحه و زبير با اميرالموءمنين عليه السلام آگاه مي گردد، ماتمزده مي گويد: به خدا سوگند! اين مرد (علي ) را دوست نمي دارم و علي، حق آن دو را (طلحه و زبير ) غصب كرد و عثمان، خليفه خدا كشته شده است; استرها و باروبنه را برگردانيد. شيخ مفيد از قول يعلي بن منبه (صحابي توانگر و سخاوتمند، حاكم يمن در روزگار عثمان ) نقل مي كند كه پس از كشته شدن خليفه، به عايشه گفت (يعلي گفت ): آن خليفه ات كه مردم را به كشتن او تشويق مي كردي كشته شده. عايشه گفت: از قاتل او به خدا تبري مي جويم. طلحه و زبير در حادثه قتل عثمان، دل به خلافت خوش كرده اند: حال ببينيم كه نيت و هدف واقعي طلحه و زبير از قتل عثمان و نقض بيعت با اميرالموءمنين و جنگ با آن حضرت؟ چيست پيش از آن كه وارد اين بحث شويم، ضروري است كه نخست نگاهي گذرا به موقعيت سياسي اجتماعي طلحه و زبير داشته باشيم. موقعيت طلحه و زبير: طلحه و زبير از شخصيت هاي برجسته و فداكار صدر اسلام و از صحابه رسول الله و مجاهدان بدر و مهاجران هستند كه از ابتداي بعثت پيامبر صلي الله عليه وآله و سلم، در كنار او بودند و بر تمام تحولات اجتماعي سياسي اسلام، از نزديك آشنايي داشتند و بهتر از هر كس ديگري، فساد دستگاه خلافت و ضعف شخصيت عثمان از يك سو، و شايستگي، فضيلت، زهد، تقوي، شجاعت و عدالت اميرالموءمنين علي عليه السلام را از سوي ديگر مي دانستند و مي شناختند. مبارزه طلحه و زبير عليه حكومت عثمان، در مراحل اوليه، مبارزه اي است مثبت و پسنديده; اما اين كه اين دو در خفاي مبارزه آشتي ناپذير خود، چه سياستي را دنبال مي كنند، در ابتداي امر بر كسي دانسته حتي نيست زماني كه با خليفه جديد ( اميرالموءمنين ) بيعت كرده و مردم را نيز به اين كار، ترغيب مي نمايند، هنوز نيات واقعي خود را آشكار نكرده اند. آيا به راستي طلحه و زبير، اين دو مجاهد في سبيل الله، پس از تحمل آن همه مرارت و زحمت در راه اسلام، اينك در ماجراي قتل عثمان، منافع و مصالح شخصي خود را - آن هم در پيري و در آستانه مرگ - دنبال ؟ مي كرده اند و هو بكل شي ء عليم. درك اين موضوع، كمي دشوار است; و باورش دشوارتر. اما سوگمندانه، واقعيت دارد. پس چرا با اميرالموءمنين، دست بيعت؟ مي دهند و مگر نه اينكه به هنگام بيعت داوطلبانه و مشتاقانه مردم و طلحه و زبير با علي عليه السلام، حضرت پس از بارها امتناع، درضمن پيشنهاد مي كند، كه حاضر است با يكي از اين دو بيعت؟ كند از سوي ديگر، طلحه و زبير با شناختي كه از اميرالموءمنين داشتند، نيك مي دانستند كه علي عليه السلام به كسي باج نخواهد داد; پس چرا از امام درخواست پست و مقام؟ مي كنند اگرچه اين گفتار، توضيح و پاسخ همه اين مسائل را برنمي تابد; اما در بيان سبب بيعت شكني و فتنه انگيزي ياران جمل، به همين ميزان بسنده مي كنيم كه آن طلحه و زبيري كه در سايه سخاوتمندي هاي قومي و اليگارشي مالي عثمان، سرمايه كلاني به هم زده اند، و يكي (طلحه ) روزي هزار دينار بر ثروتش افزوده مي شود و ديگري (زبير ) شماره غلامانش به يكهزار مي رسد; با آن طلحه و زبير مجاهد و رزمنده سپاه رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم، از زمين تا آسمان تفاوت دارند. واقعيت اين است كه به لحاظ بدعت هاي شيخين و فاصله گرفتن از سنت رسول الله، اساسا جامعه اسلامي دچار نوعي رخوت، رفاه طلبي و اشرافيت زدگي شده است; و اين انحراف، در حكومت عثمان به اوج رسيده و به طلحه و زبير نيز سرايت كرده است. باري، در چنين شرايطي، طلحه و زبير، به اعتبار يك سري محاسبات سرانگشتي، به خليفه جديد مراجعه كرده و حقشان را مي خواهند. احتمالا چرتكه ذهن طلحه و زبير، با حساب پنجاه سال مبارزه سياسي، نظامي در راه اسلام و مهمتر از همه، شركت در قتل عثمان و حمايت از علي عليه السلام، به اين نتيجه رسيده است كه ولايت دو استان بزرگترين امپراطوري دنيا، حق طبيعي ايشان است. طلحه و زبير، قطعا بارها در ذهن خود حساب كرده اند كه مگر چه چيزي از مالك اشتر كمتر؟ دارند به هرحال، همين محاسبات و معاملات است كه همه چيز، ازجمله عدالت قاطع اميرالموءمنين عليه السلام را از ياد آن جنابان برده است; و چنين است كه وقتي يكطرفه و حق به جانب، به خود القاء كرده اند كه استانداري، حق مسلمشان است; ديگر تحمل رد دعاوي خود را نياورده و يكي از تلخ ترين و دردناك ترين جنگ هاي صدراسلام را دامن زده اند. نكته قابل توجه اين است كه سوابق و پيشينه طلحه و زبير و فداكاري در راه اسلام، ضمن آن كه بايد در جاي خود محترم و ارج نهاده شود; اما نبايد بر تحليل و توضيح مواضع غلط و انحرافي ايشان، سايه افكند. باري خودخواهي، غرور، تعصب، خودبزرگ بيني، ضعف شخصيت، حسادت، نفع طلبي، احساس حقارت، شهرت طلبي، غرض ورزي هاي قومي و شخصي، درك ضعيف سياسي و بسياري از مسائل رواني ديگر، كار به دست طلحه و زبير مي دهد و ايشان را به سقوط مي كشد. عايشه، مركزيت فتنه: عايشه و كارگزارانش طلحه و زبير، عملا مشاهده مي كردند، آتشي را كه با آن همه زحمت براي سوزاندن عثمان برافروخته اند، در نهايت به خلافت اميرالموءمنين علي عليه السلام انجاميده و حيرت انگيزتر آن كه بيعت مهاجران و انصار را نيز پشتوانه خود داشته است. خصومت عايشه به زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و بازمي گردد و گذشت زمان و حوادث مختلف، بر ژرفاي آن افزوده و خونخواهي عثمان، فرصت خوبي براي تصفيه حساب، به دست داده است. شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه با استناد به آيات 11 الي 20 از سوره نور ( ) 24 زنان ] پيامبر را خطاب قرار داده [است عملكرد، خصمانه عايشه عليه اميرالموءمنين را نقد مي كند; و يكي از انگيزه هاي عايشه در قتل عثمان و مخالفت با علي عليه السلام را به خلافت رسيدن طلحه مي داند. همچنين شيخ مفيد قدس سره الشريف، براي ضديت عايشه با اميرالموءمنين، از زبان حضرت، هفت دليل برمي شمرد، ازجمله اميرالموءمنين مي فرمايند: چون پيامبر ميان اصحاب خود عقد برادري بست، ميان پدرش ( ابوبكر ) و عمربن خطاب برادري قرار داد، و مرا به برادري خود مخصوص كرد و اين موضوع، بر او ( عايشه ) دشوار آمد و اين سعادت كه نصيب من شد، او را خشمگين ساخت... به هر حال همه اين عوامل، باعث مي شود كه عايشه نيز به مهلكه جمل كشيده شود و برخلاف دستور نص صريح قرآن، از خانه خارج شده و دركنار مردان، به بصره برود... ادامه دارد