Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771017-43581S1

Date of Document: 1999-01-07

از سوبسيد زدگي تا سوبسيدزدايي قريب به پنجاه سال است كه مردم كشورهاي نفت خيز دچار بيماري سوبسيدزدگي شده اند در اين عارضه مجموعه تنبلي با زيرمجموعه هاي تملق، حسادت، دروغ، كينه، احساس حقارت و... غوغا مي كند. وقتي يارانه در آب، نان، برق، سوخت و.. خلاصه همه جوانب زندگي اعمال مي شود و قيمت آنها را %تا 20 قيمت واقعي پايين مي آورد، در حقيقت زندگي زميني به صورت غيرواقعي تداوم پيدا مي كند كه باعث توليد خصلت هاي ناصحيح در افراد مي گردد. چون مردم آسان سير مي شوند و آسان گرم مي شوند و آسان جابه جا مي شوند، دچار تنبلي فكري و يدي شده و در چنين جامعه با آنكه افزايش جمعيت از مرز چند برابر مي گذرد ولي تيراژ كتاب در 3000 جلد ثابت مي ماند. وقتي دو نسل عادت به تنبلي پيدا كردند دعوت از آنها به صرفه جويي، شوخي به نظر مي رسد. اين مردم فرهنگ خاصي پيدا كرده و آن را اجرا مي كنند، مثلا وقتي آدم سختكوشي را در ميان خود ببينند با پوزخندي مي گويند چرا اينقدر كار؟ مي كني كار مال تراكتوره! وقتي صحبت ترقي و پيشرفت و شراكت به ميان بيايد ضربالمثل مي سازند كه: اگر شريك خوب بود خدا هم شريك مي گرفت. فرار از مسئوليت اپيدمي مي شود هر كه سواري بدهد ما هم سواريم يا ديگي كه براي من نجوشد سر سگ توش بجوشد! ذهن سوبسيدي براي مبارزه با فقر هم راه حل سوبسيدي ارائه مي دهدوباتزريق مقداري پول براي آدم فقير، هرگز به فكر ايجاد اشتغال براي مجموعه افراد فقير نمي افتد و اين اعمال انبوه افراد زير خط فقر را افزايش مي دهد. اين مردم در اثر سوبسيدزدگي خطر عدم اشتغال فرزندان خود را حس نمي كنند و از آن رو با توليدكننده و سرمايه گذار ميانه اي ندارند و با متخصصان و سرمايه گذارها بي تفاوت برخورد مي كنند و البته سرمايه مقدس شمرده نمي شود! در اينچنين جامعه ها تبديل فرهنگ دهقاني به فرهنگ شهري در مرحله نيمه دهقاني توقف مي كند و براي همين با پديده هاي جديد با وجود تمام نيازها، نامهربانانه برخورد مي كند ( برج، ماهواره، اينترنت، ويدئو، فوتبال... ) و در اين فرهنگ رفتار و گفتار، لباس پوشيدن، قضاوت دچار آشوب در است اين فرهنگ هر كس در اثر تخصص و تلاش و مديريت صاحب ثروت بشود به چشم دزد و غارتگر نگريسته مي شود. تخصص و دانش غير لازم و مسخره شمرده مي شود، براي همين در اين جامعه ها هيچكس خود را آقا يا خانم يا فلان متخصص خطاب نمي كند. به دو جمله از رئيس جمهور محبوب توجه فرمائيد: - خدايا به مردم ما سختكوشي اعطا كن. - دور ريز نان معادل واردات گندم است. همه آگاهند كه عمده ترين واردات ما گندم است. پس چرا نان دور ريخته؟ مي شود چون قيمت واقعي ندارد. كشور سوئيس را در نظر بياوريد كه هيچگونه منابع زيرزميني ندارد تنها مردم سختكوش و ساعي دارد كه در صورت نياز 18 ساعت در شبانه روز كار مي كنند و از آنجا است كه سومين كشور ثروتمند جهان شده و كشوري با آرامش و بدون جرم و جنايت زندگي افتخارآميز خود را سپري مي كند چرا كه هيچوقت آفت سوبسيد گريبانگيرش نبوده است. بايد گفت در كشورهاي پيشرفته هم يارانه اعمال مي شود، منتها براي تحقيقات و پژوهش و بهداشت و رفع بيكاري، حال چاره درد؟ كجاست در جهان 185 كشور وجود دارد كه 130 كشور عضو سازمان تجارت جهاني شده اند و 30 كشور تقاضاي عضويت داده اند كه ايران نيز جزو متقاضيان عضويت است و 10 كشور به اين زودي توانايي عضويت نخواهند داشت مانند ( افغانستان، سومالي، كامبوج، .. ) شرط عضويت در سازمان تجارت جهاني؟ چيست اول بايد سوبسيدها از روي كالاها حذف شود، دوم مواد خام وارد يا صادر نشود، سوم مرزهاي گمركي حذف شود. در صورتي كه كشوري عضو اين سازمان نشود بايد براي صادراتش 600 برابر ارزش كالا گمرك پرداخت كند يعني عملا صادرات ناممكن مي شود. اين سازمان مي گويد اگر كشوري مي خواهد براي مردم يارانه بدهد آن را به صورت نقدي و براي لايه هاي محتاج پرداخت كند، در اين سيستم تنها مزيت نسبي كالا موجب صادرات و واردات كالا مي شود، مزيت نسبي شامل: دانش، سختكوشي و قيمت تمام شده است. سوءال اين است: چرا ما نيز مانند 150 كشور جهان كه سوبسيد تنبلي نمي دهند زندگي؟ نكنيم چرا باور نكنيم كه صنعت و تكنولوژي با پول قابل خريدن نيست بايد انديشه صنعتي ترويج؟ شود چرا باز هم بايد نگهبانان چاه نفت؟ باشيم و نفت مال كساني باشد كه از آن محصول توليد مي كنند، يك ضربالمثل چيني مي گويد: اگر مي خواهي كسي ماهي بخورد به او ماهي نده ماهيگيري ياد بده از ياد نبريم كه قدم اول حرمت پيدا كردن انسانها است يعني خودباوري. جعفر بربريان (مهندس مكانيك )