Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771017-43577S7

Date of Document: 1999-01-07

شهسوار من آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است يارب اين تاثير دولت در كدامين كوكب است تا به گيسوي تو دست ناسزايان كم رسد هر دلي از حلقه اي در ذكر يارب يارب است كشته چاه زنخدان توام كز هر طرف صد هزارش گردن جان زير طوق غبغب است اندر آن موكب كه بر پشت صبا بندند زين با سليمان چون برانم من كه مورم مركب است شهسوار من كه مه آيينه دار روي اوست تاج خورشيد بلندش خاك نعل مركب است تاب خوي بر عارضش بين كافتاب گرم رو در هواي آن عرق تا هست هر روزش تب است من نخواهم كرد ترك لعل يار و جام مي آنكه ناوك بر دل من زير چشمي مي زند قوت جان حافظش در خنده زير لب است آب حيوانش ز منقار بلاغت مي چكد زاغ كلك من بنام ايزد چه عالي مشرب است حافظ