Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771017-43577S5

Date of Document: 1999-01-07

علي (ع ) و ناكثين نوشته: دكتر محمد قراگوزلو جستارگشايي: اشرافيت ضربه خورده و زخمي قريش كه با حضور پيامبر و نيز حكومت عادلانه وي سالها قدرت سربركشيدن نداشت، در زمان حكومت عثمان و در سايه سخاوتمندي هاي قومي و اليگارشي مالي خليفه سوم جاني تازه گرفت و معاويه به عنوان نماد اين اشرافيت پديدار شد. دست و دلبازي هاي عثمان، گروهي از ياران پيامبر را نيز به سويش كشاند، به نحوي كه طلحه كه در جنگ احد، جان پيامبر را نجات داد و از سوي پيامبر به طلحه الخير ملقب گرديد، در زمان حكومت عثمان روزي هزار دينار بر ثروتش افزوده مي شد و زبير كه در هنگام انتخاب ابوبكر به جانبداري از علي (ع ) در خانه فاطمه شمشير بركشيد و در شوراي عمر (توطئه سقيفه ) داماد رسول الله را بر عثمان ترجيح داد، در زمان خلافت عثمان تعداد غلامانش افزون بر هزار شدسال 200 پس از درگذشت رسول الله ( ص ) جامعه اسلامي دچار نوعي رخوت، رفاه طلبي و اشرافيت زدگي شده است و هنگامي كه علي ( ع ) خلافت را عهده دار مي شود عليرغم اينكه طلحه و زبير بر ويژگيهاي اخلاقي علي (ع ) وقوف دارند، اما انتظار دارند به دليل پيشكسوتيشان در جنگهاي پيامبر، رعايت حال آنان را بنمايد، اما امام با صراحت از اين كار سر باز مي زند، نتيجه اين كارشكني اين دوتن به همراه تحريكات عايشه و در ادامه وقوع جنگ جمل است كه شيخ مفيد علل و انگيزه هاي اين جنگ را در كتاب الجمل بررسي مي كند. اين اثر را مي توان تنها كتابمستقل و مستند و دقيق درباره اين جنگ به حساب آورد. شيخ مفيد بي توجه به جو حاكم روزگار - كه شيعه ستيزاني چون عباسيان، غزنويان در عراق و ايران حكومت مي كردند - دركمال بي طرفي و به دور از هر گونه جانبداري شبهه ناك اين اثر را تاليف كرده اند. ايشان در اين كتاب مدعاي مخالفاني كه بعدها جمل را آفريدند و در پوشش دفاع از خون خليفه، علي ( ع ) را متهم به تحريك مردم و عدم ميانجيگري نمودند، مشي علي ( ع ) را سياست انتقاد توام با اصلاح امور براساس امر به معروف و نهي از منكر و در جريان شورش مردم مصر عليه عثمان، سياست بي طرفي و سكوت معرفي كرده است. نكته مهم در نوشته شيخ مفيد استدلالات و استنادات وي به راويان و گفته ها و اسناد معتبر اهل سنت است كه شموليت و مقبوليت كتاب وي را وسعت و فراخي بيشتري مي بخشد. نوشته زير با نگاهي به اين كتاب ويژگيها و مزاياي آن را برمي شمرد. گروه معارف (ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يدالله فوق ايديهم فمن نكث فانما ينكث علي نفسه و من اوفي بما عاهد عليه الله فسيوءتيه اجرا عظيما ) ( ) 1 اي رسول موءمناني كه با تو بيعت كردند، به حقيقت با خدا بيعت دست كردند خداست بالاي دست آنها; پس از آن، هر كه نقض بيعت كند، به زيان و هلاك خويش به حقيقت اقدام كرده، و هر كه به عهدي با خدا بسته است وفا كند، به زودي خدا به او پاداش بزرگ عطا خواهدكرد. اشرافيت عرب، از لاك خود بيرون مي آيد: كمتر از چهار دهه پس از هجرت رسول الله (ص ) در، شرايطي كه: ذهن نخلستان هاي مكه و مدينه، هنوز سرشار از عطر وجود آخرين فرستاده باري تعالي بود; و پژواك فريادهاي الله اكبر اصحاب پيامبر، هنوز از صخره هاي احد و ژرفاي خندق به گوش مي رسيد; زماني كه شنزارهاي داغ صحاري عربستان، هنوز سرخي خون حمزه را به خاطر داشتند; و مساجد پيامبر، طنين بانگ دلنشين اذان بلال را در يادماني نزديك تكرار مي كردند; و... همه چيز در سرزمين هاي اسلامي، مي رفت كه بار ديگر، رنگ و بو و قانونمندي هاي ارتجاعي جاهليت عرب را به خود بازگيرد. توطئه عوامفريبانه سقيفه، بانقشه هاي زيركانه و حساب شده خليفه دوم، به حكومت عثمان انجاميد و روزگار تباهي آغاز شد... مدينه 3 دهه پس از هجرت: در حالي كه علي عليه السلام، نزديكترين انسان به رسول خدا ( ص ) و شايسته ترين جانشين پيامبر، در ينبع زمين را شخم مي زند و ابوذر و سلمان و عمار در تبعيد به سر مي برند; اشرار خبيثي همچون مروان بن حكم، اختيار امت اسلامي را به دست گرفته اند و خالد و عمروعاص و سعدبن ابي وقاص و معاويه و ابوموسي و كساني از اين قبيل - كه يا به مصلحت، اسلام آورده اند; و يا هنوز در قيد و بند سلف هاي سنت هاي جاهلي اسيرند - همه پست هاي سياسي دستگاه خلافت اسلامي را قبضه كرده اند. به بركت سخاوتمندي هاي عثمان، سرمايه معاويه - والي شام - از اموال پدرش ابوسفيان، بسيار فراتر رفته است. بهاي گردنبند زن خليفه، از ماليات شمال آفريقا بيشتر است. حال آن كه، زناني كه شوهرانشان در راه اسلام شهيد شده اند، فرزندان يتيم خود را با ديگ خالي به خواب مي كنند. ( )به 2 نظر مي رسد كه اشرافيت و كفر جاهلي عرب كه با ظهور اسلام و طلوع خورشيد پيامبر، به سختي شكست خورده; بار ديگر تجديد قوا كرده و لحظه انتقام روزهاي بدر و احد را انتظار در مي كشد واقع، پس از سپري شدن مدت كوتاهي از حكومت خليفه سوم; پيش بيني فاجعه عاشورا و مجلس يزيد - در حالي كه با چوب به دندانهاي سربريده فرزند رسول الله مي زد و ابيات زير را مي خواند - چندان دشوار نبود: لست من خندق ان لم انتقم من بني احمد ما كان فعل ليت اشياخي ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل فاهلوا و استهلوا فرحا ثم قالوا يا يزيدي لاتشل قد قتلنا القرن من اشياخهم وعدلناه ببدر اعتدل ( ) 3 بله! از سقيفه فرمايشي تا فتنه جمل، و آنگاه صفين و نهروان تا 19 رمضان و دهم محرم..; همه حوادث به هم پيوسته اند. انگار يكي، زمينه هاي وقوع ديگري را رقم مي زند. نبرد جمل نبرد جمل، يكي از نادرترين و پيچيده ترين حوادث تاريخي صدر اسلام است. تفاوت جمل با ساير جنگ هاي صدراسلام، آن است كه در بدر و احد و خندق و فتح و خيبر و صفين، در مقابل سپاه اسلام، نيروي كفر صف كشيده است (قاسطين ) حتي ] در [صفين با اهداف و منافع سياسي مشخص. عملكرد كفار، طبيعي، منطقي و قابل توضيح است. اما جمل با همه اين فتنه ها تفاوت دارد. تا آن جا كه بزرگ ترين مفسران و فقهاي اسلام نيز، در اين باره با ترديد و سكوت، برخورد كرده اند. شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه به سبب احاطه كامل بر تمام علوم و معارف زمانه خود، از جمله تاريخ، يكي ازمعدود فقهاء و متكلمان بزرگي است كه در باره فتنه جمل، قلم زده و به صراحت داوري نموده است. البته طبيعي است كه حضرت شيخ به لحاظ اعتقادات راسخ شيعي خود، مانند هر شيعه ديگري، در اين ماجرا، طرف علي عليه السلام را گرفته است; و اين موضوع در نگاه اول، مي تواند از ارزش ها و اعتبار كتاب الجمل بكاهد. اما قدرت استدلال و منطق نيرومند شيخ - كه در مواجهه با شيعه ستيزان زمانه خود نيز بارها اتفاق افتاده است - هرگونه شبهه جانبداري آلوده به تعصب را از كتاب الجمل مي زدايد. نويسنده ابعاد مختلف ماجرا را به قدري دقيق، جامع و بي طرفانه، تحليل نموده است، كه مي توان از اين كتاب به عنوان يك اثر تاريخي نمونه ياد كرد; و چنين است كه اعتقادات شيعي شيخ، در جريان كتاب، مستقل و خدشه ناپذير مانده و تحت الشعاع جامعيت و عدالت، در باز نمودن واقعه قرار نگرفته است. نكته قابل ذكر ديگر اين است كه اگر چه كتاب فوق را يك دانشمند، فقيه و متكلم، و محدث بزرگ شيعي نوشته است; اما بايد دانست كه موءلف در توضيح و تحليل جنگ، نه تنها به آراء محدثان و مورخان شيعه تكيه نكرده، بلكه مبناي كتاب خود را بر اخبار عامه و عمدتا اهل سنت قرار داده و به گفته خود، از روايات خاصه ( شيعه ) پرهيز نموده است. همين امر بر اعتبار و اهميت كتاب افزوده و علي رغم همه داوري هاي متعصبان و شيعه ستيزاني چون ابوالقاسم خفاف - معروف به ابن النقيب و، خطيب بغدادي، كه شيخ مفيد را در زمان حياتش نكوهش مي كردند ( ) - 4 كتاب الجمل را به عنوان يكي از معتبرترين اسناد تاريخي اسلام - و شيعه - مطرح نموده است. البته به جز كتاب الجمل شيخ مفيد 7 كتاب ديگر در قرون دوم و سوم هجري قمري درباره جمل نوشته شده است كه هيچ كدام همقدر و همپايه كتاب شيخ نيستند. ( ) 5 در اين نوشتار، با نگاهي به فرازهائي از كتاب الجمل، يا كتاب النصره - كه احتمالا دو كتاب در يك مجلد است - تاليف ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان، ملقب به ابن المعلم و مشهور به شيخ مفيد ( ه -- 413336 ق ) فتنه جمل را از چهار بعد به تماشا خواهيم نشست: بخش اول: كتاب النصره علل، و زمينه هاي اجتماعي، سياسي وقوع فتنه جمل، با توجه به موقعيت اجتماعي پيمان شكنان. بخش دوم: كتاب الجمل گزارش، اجمالي جنگ. بخش سوم: شمه اي از نكات اخلاقي، اجتماعي، فقهي، حقوقي و درس هايي از جمل. بخش چهارم: داوري. بخش اول: اوضاع و احوال اجتماعي روزگار عثمان اگرچه تشريح مبحث فوق در حوصله اين نوشتار نيست، اما به اقتضاي روند سخن، همين قدر يادآور مي شويم كه در مدت كوتاه خلافت عثمان، بر اثر سياست هاي اشرافي و بدعت ها و سنت شكني ها و در يك كلام، باندبازي هاي قبيله اي و قومي، لطمات سختي بر نهال اسلام وارد شد. اشرافيت ضربه خورده و زخمي قريش، مجددا وارد بازار اقتصاد و زد و بندهاي سياسي روز گرديد و به سادگي ولايت شام را قبضه نموده و معاويه را به عنوان نماينده سياسي خود معرفي كرد. اينك به سبب ظلم و ستم عمال خليفه، مدينه به آستانه هرج و مرج و شورش و سقوط كامل كشيده شده است. بيشتر اين ناآرامي ها با ميانجي گري علي عليه السلام مرتفع مي شود. در يكي از شورش ها، كه مردم به قصد جان خليفه تجمع كرده اند، اميرالموءمنين عليه السلام مي فرمايند: اي گروه، از خدا بترسيد! شما را با اين مرد (عثمان ) چه كار ؟ است مگر از آنچه خوش نمي داريد بازنگشته؟ است مگر برمنبر، آشكارا توبه نكرده؟ است. شيخ مفيد روايت مي كند كه علي عليه السلام مكرر مردم را دعوت به آرامش مي فرمود و: همواره نسبت به آنان با مهرباني رفتار مي كرد و سخنان نرم مي گفت; تا آن كه خشم و خروش ايشان فرو نشست ( )معروف 6 است كه عايشه آنگاه به خونخواهي ريائي خليفه، عليه اميرالموءمنين علي عليه السلام مي شورد - در يكي از خطبه ها - پس از مدح و ثناي عثمان، از ضعف ها و بدعت هاي وي سخن مي گويد: عثمان بسيار دوستدار قوم خود بود و اندك كژي پيدا كرد; از او خواستيم توبه كند و توبه كرد و.... ( ) 7 در بدايه ابن كثير نيز از اجحافات بي شمار عثمان و غارت بيت المال و بخشش آن به اطرافيان خويش، بويژه خاندان بني اميه و عبدشمس و به كارگماردن واليان ستمگر و مردم آزار و بي اعتنايي به مخالفت مردم، سخن رفته است. عقبنشيني و توبه هاي عثمان، پس از هر اعتراض مردمي، اگرچه با وساطت علي عليه السلام به خاموشي موقت نايره شورش مي انجامد، اما متضمن كمترين اصلاحي در امور بحراني جامعه نيست. مدينه و مكه در التهاب يك شورش گسترده مي سوزد. اميرالموءمنين علي عليه السلام مردم طغيان زده را به كرات از قتل عثمان باز مي دارد: اي گروه، درنگ كنيد و در مورد چيزي كه سرانجامش معلوم نيست شتاب مكنيد! . دامنه شورش هاي ضد عثمان، به دنبال تجمع عظيم مردم مصر و عراق و كوفه در مدينه و درخواست عزل عبدالله بن سعد بن ابي سرح از حكومت مصر و بركناري سعيد بن عاص و ابن كريز از ولايت كوفه و نهروان، به اوج مي رسد. عثمان مطالبات مردم را، با وساطت علي عليه السلام، ظاهرا مي پذيرد; اما در خفا، غلام خود را روانه مصر مي نمايد و در نامه اي محرمانه، از ابن سرح مي خواهد كه رهبران شورش مصر (عبدالرحمن بكري، علقمه، كنانه، عروه ) را به طرز فجيعي بكشد. غلام عثمان در راه مصر به دست مردم اسير و مفاد نامه، افشاء مي شود. مردم خشمگين با مدرك كافي (نامه ممهور خليفه، غلام و اسب دربار.. ) نزد اميرالموءمنين عليه السلام آمده و گله مندانه، ماجرا باز مي گويند. حضرت از عثمان توضيح مي خواهد و خليفه انكار مي كند. اميرالموءمنين كه از نصايح مكرر خود طرفي نمي بندند، نااميدانه از خانه خليفه خارج شده و موضع بي طرفي مي گيرد و خليفه را و خلق را به حال خود وا مي گذارد; و خونريزي از همين جا آغاز مي شود... ترديد نبايد داشت كه اگر خليفه تا اين لحظه (تا لحظه شورش مردم مصر ) هم زنده مانده، صرفا به جهت وساطت علي عليه السلام بوده به است همين دليل، از زماني كه حضرت، خود را از كشمكش ها كنار كشيده، موج سركش مردم نيز، از كنترل قواي دولتي خارج شده به است هرحال، خانه عثمان به محاصره مردم عصبي و مهاجم در مي آيد. تعلل خليفه به منظور فرا رسيدن سپاه شام، مفيد نمي افتد و پس از يك محاصره نسبتا طولاني، شرايط براي خليفه، به شدت دشوار مي شود. مردم به عجز و ناله عثمان، كه براي قطره اي آب التماس مي كند، وقعي نمي نهند. از مدينه و خانه عثمان، بوي خون مي آيد. همه جريانات برعليه خليفه حركت مي كنند و سرانجام با قتل خليفه، يك بار ديگر صحت اين فرموده پيامبر، ثابت مي شود كه: الملك يبقي مع الكفر و لايبقي مع الظلم. نقل است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند: چرا عثمان و علي عليه السلام در حكومت، بر خلاف ابوبكر و عمر، موفق نبودند. حضرت فرمود: از آن رو كه عثمان، يكسره بر باطل بوده و طريق غير حق مي پيمود، و علي ( ع ) يكسره بر حق بوده و قاطعانه طريق حق مي پيمود; اما شيخين اين دو را به هم درآميختند و به پيش رفتند. علي (ع ) متهم به قتل عثمان مي شود: همان طور كه پيش تر نيز گفتيم حيات عثمان در سال هاي 34 و 35 هجري صرفا به سبب حمايت و وساطت اميرالموءمنين عليه السلام ادامه يافته است، و بي هيچ ترديدي اگر ميانجي گري هاي علي عليه السلام نبود، موج نخستين شورش ها، حكومت ضعيف و منحرف عثمان را در هم شكسته بود. با اين همه، علي عليه السلام از سوي همان كساني كه ماجراي قتل عثمان را طراحي و رهبري كرده اند، متهم به قتل خليفه پيمان مي شود شكنان، اميرالموءمنين عليه السلام را متهم مي كنند كه اگرچه مستقيما در قتل عثمان شركت نكرده است; اما: مردم مصر و عراق را كه گوش به فرمان حضرت داشته اند، به اين كار ترغيب نموده است. در جريان محاصره خانه عثمان، سكوت كرده و همچون هميشه، ميانجي گري ننموده است. كتاب الجمل شيخ مفيد، سستي اين اتهامات را به سادگي، ثابت مي كند. شيخ مفيد موضع حضرت علي عليه السلام در مقابل بدعت هاي عثمان را، سياست انتقاد توام با اصلاح امور براساس امر به معروف و نهي از منكر و در جريان شورش مردم مصر، سياست بي طرفي و سكوت، معرفي كرده است. نكته مهم در استدلال برائت حضرت علي عليه السلام اين است كه شيخ مفيد به روايت ابوحذيفه اسحاق بن بشر، كه اهل سنت است، استناد شكي كرده نيست كه اميرالموءمنين، علي رغم همه انحرافات و بدعت هاي عثمان، راضي به قتل وي نيست. شيخ مفيد مي نويسد: آنگاه كه عثمان از فرط تشنگي - ناشي ازمحاصره - نوميدانه به علي عليه السلام پيام مي فرستد; اميرالموءمنين با وجودي كه پس از نقض عهدهاي مكرر عثمان، با خود عهد بسته است كه ديگر هرگز در كار او دخالت نكند; تاب نياورده و به نزد طلحه و زبير رفته و مي فرمايد كه: خوش مي دارم براي او آب بفرستيد، تا تصميم خود را در باره اش بگيريد. بعد از مخالفت طلحه، حضرت مي فرمايد: گمان نمي كردم از هيچ فرد قرشي تقاضائي كنم و نپذيرد; اي طلحه، اين كار را رها كن. پيمان شكنان بهتر از هركس ديگري، بي گناهي و برائت اميرالموءمنين را مي دانند; اما در ماجراي خونخواهي عثمان، اهداف ديگري را تعقيب مي نمايند. ادامه دارد