Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771017-43576S2

Date of Document: 1999-01-07

داوري ودادگستري، فرازوفرودآن درتاريخ اسلام 3 عبدالمجيد معاديخواه توضيح: ضمن پوزش از خوانندگان و نويسنده محترم، متاسفانه از اوايل شماره سوم مقاله داوري و دادگستري، فراز و فرود آن سير، و تداوم آن دچار بي نظمي شده است كه بدين جهت از اين شماره، بحث را از ابتداي بخش سوم پي مي گيريم. شايان ذكر است شماره هاي سوم و چهارم كه در روزهاي سه شنبه و چهارشنبه به چاپ رسيده است خارج از سير اصلي مقاله بوده است و خوانندگان محترم مي بايد مقاله امروز را در ادامه شماره دوم تلقي نمايند. گروه مقالات *** نام معقل بن سيار در شمار كساني - از ياران پيامبر (ص )- آمده است كه از سوي آن حضرت عهده دار قضاوت شده اند. چون او نگراني خود را از لغزش در قضاوت ابرازكرد و از آن حضرت جوياي رمز نيكو داوري كردن شد، رسول خدا (ص ) سه بار، پي درپي به او فرمود: خدا با قاضي ست تا آن گاه كه ستم را آهنگ نكند. ( ) 7 عقبه بن عامر را نيز خاطره اي در همين زمينه است. اومي گويد: پيامبر ( ص ) مرا فرمان دادند كه در حضورشان - در جريان مراجعه دو تن در اختلافي - به داوري بنشينم. با تاكيد بر طبيعي بودن خطا در اجتهاد و قضاوت. ( ) 8 شرايط داوري از سيره پيامبر (ص ) در قضاوت و رهنمودهاي آن حضرت - به كساني كه مسئوليت قضاوت را به آنان سپرده اند - ياران رسول خدا (ص ) با چند شرط اصلي در داوري به شرح زير آشنا شدند: - 1 شرح صدر نخستين شرط قضاوت شرح صدر كسي است كه بر كرسي داوري مي نشيند. امام علي ( ع ) در خاطره خود از ماموريت قضاوتهايشان دريمن مي گويند: به پيامبر ( ص ) گفتم: من جواني هستم كه اينك مرا به ميان مردمي سالمند آن مي فرستيد حضرت پس از دعا براي توفيق من - پيش از هر چيز - بر اين نكته تاكيد كردند كه: مبادا در داوري ميان دو تن، پيش از آن كه اظهارات طرفين را بشنوي اظهارنظري در قضاوت كني! ( ) 9 هر چند امروز اين نكته در شمار بديهيات در راه و رسم داوري است، نبايد فراموش كنيم كه از شماري از مقامات بلندپايه قضايي تخلف هاي آشكاري در همين زمينه ديده امام مي شود علي (ع ) در خاطره اي ديگر يادآور شده اند كه از اين رهنمود پيامبر ( ص ) سود فراواني برده ام و رمز و راز موفقيت من در قضاوت - پيش از هرچيز - آن بود كه آن رهنمود رسول خدا (ص ) را آويزه گوش خود كردم. اگر داستان قضاوت داوود پيامبر ( ص ) را در قرآن به تامل بنشينيم، اين نكته نيز روشن مي شود كه شرح صدر - در آيين دادرسي - ريشه قرآني است. در اين فرصت ناگزير - در اين زمينه - به اشاره اي بسنده مي كنم. در آينده آن گاه كه نمونه هاي قضاوت امام علي (ع )و شماري از ياران پيامبر (ص ) را يادآور مي شوم، فرصتي براي يادآوري نكته هايي در همين زمينه نيز خواهد بود. اين نكته در راه و رسم پيامبر (ص ) روشن و شناخته بود كه از ميزباني كسي كه به عنوان طرف دعوا نزد آن حضرت مي آمد، پرهيز داشتند. ( ) 10 شگفتا شگفت! شخصيتي كه در مقام بلند عصمت است و به عنوان امانت دار وحي الهي در جامعه مورد اعتماد است، در سيره خود به ما مي آموزد كه نبايداجازه داد كه بي طرفي قاضي را - هر چند شخصيت بي مانندي چون پيامبر خاتم ( ص ) باشد - اندك شبهه اي مخدوش كند! فراموش نكنيم كه سندهايي از اين دست، آموزنده اين نكته بسيار مهم است كه به بي طرف بودن قاضي درواقع - و به اصطلاح در مقام ثبوت و نفس الامر - نبايد بسنده كرد. شبهه بي طرف نبودن قاضي نيز زيانبار است آيا نكته هايي از اين دست در سيره پيامبر (ص ) تاكيدي بر اهميت و ارزش افكار عمومي؟ نيست بحث قضاوت و افكار عمومي را جداگانه نيز مطرح مي كنم. اينك از بسنده كردن به اشاره هاناگزيرم; با تاكيد بر اين نكته كه: از كاستي هاي قضاوت در جمهوري اسلامي ايران نهادينه نشدن نقش افكار عمومي در راه و رسم دادرسي و داوري ست. در شعار اوتاكيدبر نقش افكار عمومي كاستي نداريم با كاستي اصلي دوگانگي اين شعار با عمل است. جاي تاسف است كه در كشورهاي بيگانه، چنان ارزش و نقش افكار عمومي در قضاوت جدي گرفته شده است; كه جايگاه هيات منصفه - به نمايندگي افكار عمومي - به راستي جدي ست. آيا وقت آن نيست كه دستگاه قضايي نقش و فلسفه هيات منصفه را به صورت جدي بررسي كند و شنيدن انتقادصاحبنظران را مغتنم؟ بداند - 7 همان ج 5 ص 802 - 8 همان - 9 همان - 10 همان ص 804