Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771016-43555S1

Date of Document: 1999-01-06

دايره هاي درهم تنيده... نگاهي به ششمين نمايشگاه دو سالانه سفالگران ايراني در موزه هنرهاي معاصر مي گويند كه هنر هر سرزمين و حد حساسيت هر جامعه را مي توان از آثار سفالين آن مرز و بوم شناخت. سفالگري خالص ترين و انتزاعي ترين هنرهاست. خالص ترين است چرا كه ذهنيات هنرمند با ابزاري بسيار ساده، مشتي آب و خاك عينيت مي يابد و انتزاعي ترين است چرا كه حجمي است محدود شده در حدود اندازه ها و چنانچه كيفيت زيبايي شناختي را از آن سلب كنيم چيزي نمي ماند جز واكنش بروني ذهن هنرمند بر ماده اي بي جان، و اصيل ترين است حداقل براي ايراني ساكن ايران كه پيشينه 8 هزار ساله سفالگري را در كارنامه خود دارد. تصور آنكه چون دستمايه سفالگر تنها آب و خاك است كافي نيست كه خود را از قيد وظيفه هنري رها كند و مسئوليت پيام رساني را از ماحصل اين هنر صددرصد تجسمي سلب كند. ششمين نمايشگاه دو سالانه سفالگران معاصر ايران با 453 سفالينه از 167 هنرمند از 28 آذرماه در موزه هنرهاي معاصر گشايش يافته و تا 28 دي ماه نيز ادامه دارد. بيش از همه حضور زنان در اين نمايشگاه چشمگير است. هنر سفالگري در سال 1377 و در ششمين نمايشگاه دو سالانه عرصه جولان زنان شده است. در ميان 10 15 هر اثر مردان نيز اجازه آن را يافته اند كه يكي دو اثري از ساخته هاي خود را به نمايش گذارند والحق كه در ميان اين آثار، سفالينه هاي حاصل ذهن مردان به هنر نزديك تر است، به آنچه كه ما از هنر در ذهن داريم. كاسه ها، كوزه ها، بشقابها، تنگ ها، ليوان ها، پيه سوزها، ابريق ها، گلدان هاي غول پيكر... تكرار بيش از حد حجم هاي مدور در پايان نمايشگاه چيزي براي بيننده ندارد جز خستگي. ميان اين همه سفالينه، تنها چند مجموعه، از جمله مجموعه حواصيل و كتيبه منيرو مهدي قان بيگي، مجموعه لانه زنبوري هاي سيدكيوان فحري، مجموعه سوسك هاي بيتا فياضي آزاد، كاشي هاي زرين فام محمدمهدي انوشفر، حصيرباف هاي رويا رضازاده حجازي، پروانه هاي در پرواز منصوره پورستگري، حجم هاي مثلث و مدور پريسا بهنام، دايره هاي در هم تنيده مهشيدودودزاده و آثار سليم سنجري است كه اعجاب بيننده را برمي انگيزد. با نگاه به آثار اينان است كه سر تسليم در برابر خلاقيت فرومي آوريم و حتي در جنسيت اثر شك مي كنيم كه آيا واقعا اين ساخته از گل است يا شيشه يا حتي؟ سنگ غيراينها ظرف هايي كه مي تواند در يك فروشگاه آثار سفالي هم قابل عرضه باشد، ظرف هايي كه مشابه آنها بيش از آنكه قابل توجه باشد، كاربرد در زندگي روزانه دارد و غالبا مظروف بيش از ظرف توجه را برمي انگيزد. بخش جنبي نمايشگاه به آثار زنان سفالگر كلپورگان اختصاص يافته است و پيش از ورود به اين بخش، مراحل ساخت ظروف سفالي را در تصاوير مي بينيم. زن روستايي به مرارت، گل را با دست ورزمي دهد، از آن خمير مي سازد، خمير را شكل مي دهد، بي قالب و دستگاه و محروم از هرگونه تكنولوژي، تنگ آب مي سازد و كاسه مي سازد و گلدان مي سازد و بر تن اين ظروف با رنگ سياه نقش مي اندازد. پس از بازديد از كليه آثار نمايشگاه وقتي به سفالينه هاي زنان كلپورگان مي رسيم، تنها اين روستايي زادگان را تحسين مي كنيم كه محروم از هر امكاني سفالينه هايي خلق كرده اند كه به راستي زيباست. و متعجب مي شويم كه چرا هنرمندان شهرنشين با در اختيار داشتن امكانات و حداقل، برخورداري از حس خلاقه و امكان نوآوري (كه در فضاي متمدن شهر پرورش يافته ) وجود، كلاس هاي متفرقه و استادان مجرب اين رشته هنري در شهرهاي ديگر و به ويژه تهران، همچنان يك كپي كار ماهر هستند و اگر نبوغي هم بوده با خلق آثاري همچون آثار زيرخاكي قديمي در جا زده و پيشرفت نكرده است. در اين مجموعه عظيم آثار كپي بسيار به چشم مي خورد. كپي هايي حتي از آثار پيشينياني كه فاصله چنداني هم با ما ندارند. اگرچه كه در سفالگري حجم حرف نخست را مي زند و تمام آثار تكرار حجم است ولي مي توان از تلفيق حجم ها سبكي نوآفريد و اثري ويژه خلق كرد كه متاسفانه جاي اين بدعت در ششمين دوسالانه سفال بسيار خالي است. نوآوري يعني آنكه بتواني حفره هاي گل را چون كندوهاي زنبور، به هم پيوند بزني و اين حفره ها چنان ظريف پرداخت شود كه حس كني حتي با نگاه هم ترك برمي دارد، نوآوري يعني آنكه 700 سوسك سفالي را قالببزني و چنان طبيعي كه بيننده ات در نگاه اول از وحشت يا اشمئزاز قدم به عقب بگذارد، نوآوري يعني آنكه مجموعه اي از چهارپايان سينه جلو داده و سر برافراشته در حال رژه باشند و رنگي بر پيكرشان زده باشي كه گويي در بازي نور گرفتار شده اند. نوآوري يعني كه بتواني كاشي هاي زرين فام پيش از عهد قجر را قالب بزني و به بيننده ات بگويي كه آن زمان كه كاشي طلا نبوده و نمي توانسته باشد كاشي سازها كاشي هاي 8 گوش زرينه فام با نقوش اسليمي را به دست پرورده اند. نوآوري يعني آنكه بتواني مجموعه اي از سراميك بيافريني با نقش هايي از زندگي، رقص، گل، دريا، ماه، برف و چشم بر تكه هاي سراميك. اين پذيرفته است كه سفالگر هم يك صنعتگر است و هم يك هنرمند. ولي مرز اين دو از يكديگر اگر جداست سفالگري صنعت باشد، آثار صنعتي سفالي جايي در يك نمايشگاه هنري ندارد، و اگر به چشم هنر به آن بنگريم، هنر مي بايد آكنده از پيام باشد. آكنده از حركت باشد، آكنده از تفكر و انديشه باشد و حداقل مخاطب را به واكنش برانگيزد. واكنشي در خور زمان پس از رويارويي با اثر هنري. در زماني كه در اروپا و امريكا، سفالگران، آنان كه اين هنر را از ما، از نژاد آريا به عاريت گرفتند، حتي ساخت چرخ سفالگري را از مشرقيان آموختند اكنون فاصله قدم هايشان با ما چندان است كه اگر آنها 50 سال هم به عقب بازگردند و ما 50 سال به جلو گام برداريم باز فاصله اي ميان ماست. سيدكيوان فحري (برنده لوح افتخار و جام ويژه ششمين دوسالانه سفال به خاطر طراحي، ساخت و خلق اشكال بديع ) در اين باره مي گويد: سفالگري ايران نسبت به دنيا بسيار عقب افتاده است. با اينكه اين هنر ريشه در فرهنگ ما دارد ولي غربي ها اكنون يكه تاز اين هنر شده اند. سطح تكنولوژي حرارتي ما بايد بالا برود. سال گذشته در فستيوالي در ژاپن شركت كردم ولي به علت آنكه آثار من و سه شركت كننده ديگر از ايران، كيفيت پخت نامطلوب داشت از شركت در نمايشگاهي كه هنرمنداني از 80 كشور در آن حضور داشتند منع شد. ما براي رسيدن به آنها بايد بي ادعا باشيم و مطالعه كنيم. اروپايي ها، امريكايي ها و حتي شرقي ها تجسمي از كاسه و كوزه سفالي ندارند. آنها به سفال با چشم ديگري نگاه مي كنند. ولي ساليان درازي است كه در ايران سفال را تنها واسطه براي ساختن كوزه و كاسه مي دانند. ما مي توانيم از آثار هنري ايده بگيريم ولي نمي توانيم كپي كنيم. سليم سنجري (كه برنده لوح تقدير، جام ويژه ششمين دوسالانه سفال ) است مي گويد: سال هاست كه در ايران كار مي كنم و آثارم را در اروپا به نمايش مي گذارم چون آثاري كه در ايران به نمايش گذارده مي شود زمخت و بي معناست در حالي كه ما گذشته بسيار درخشاني از سفال و سراميك داريم. در ايران مواد بسيار خوب داريم ولي هيچ شناختي نسبت به وجود اين مواد نيست. سفالگر از يك خاك و يك ماده ثابت استفاده مي كند در حالي كه براي هر منطقه بايد از ماده مخصوص در همان منطقه استفاده كرد. بايد از رنگ هاي معدني استفاده كنيم نه رنگ هاي من شيميايي به خاطر يك مشت خاك سراسر ايران را گشته ام. بايد بدانيم كه اگر گذشته اي نداشته باشيم آينده اي هم نخواهيم داشت. بيتا فياضي آزاد (برنده لوح افتخار وجام ويژه ششمين دوسالانه سفال ) نيز معتقد است: سفالگري تنها براي درست كردن ظرف سفال نيست و سراميك واسطه اي است كه مي تواند ذهنيت را عينيت ببخشد ولي نه هر ذهنيتي را. البته در خارج از كشور هم همين كاسه و كوزه ساخته مي شود ولي در آنجا حتي يك لكه رنگ روي سفال، مورد نقد قرار مي گيرد يا مثلا ماده مورد استفاده در اثر سفالي بررسي مي شود و صفحات زيادي را راجع به همين موضوع به ظاهر بي اهميت و جزيي مطلب مي نويسند. اشكال كار ما پس در؟ كجاست چرا نمايشگاه هاي سفال ما جايگاه عرضه آثاري است كه تنها كپي است و هيچ حرفي براي گفتن؟ ندارد ايراد در كجاست كه اساتيد برجسته و پيران هنر سفالگري حتي به خود زحمت اين را نمي دهند كه به كپي كاران اعتراض؟ كنند مگر نه آن است كه كپي كار اگر بداند كه كارش فاقد ارزش است پاي از ميدان بيرون؟ مي نهد تا به كي بايد هر دو سال يكبار شاهد برگزاري مجموعه هايي از اين دست باشيم كه هيچ هدفي را دنبال نمي كند. يك مجموعه بدل، فاقد هرگونه پيام زيبايي شناسي و بدور از هرگونه مسايل جامعه.. آيا واقعا مساله و مشكل جامعه ايراني نداشتن كاسه سفالي به رنگ آبي؟ است بنفشه سام گيس