Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771015-43553S2

Date of Document: 1999-01-05

گذر از آزادي به اسلام... خداوند انسان را آزاد آفريد و حضرت آدم بعنوان اولين انسان آفريده شده در عالم به دنبال پرسش و سوءالي كه براي او شيطان ايجاد نمود، فرمان خدا را گردن ننهاد و با تناول از درختي در بهشت هبوط يافت و در زمين سكني گزيد. بنابراين انسان از آزادي خود خوب بهره نجست و به دنيايي پر از رنج و زحمت و مملو از سعي و خطا پا گذاشت. (لقد خلقنا الانسان في كبد ) رحمت خداوندي با ارسال پيامبران ادامه يافت و انسان را در پيچ و خم زندگي و برخورد با معنويت و ماديات در بوته آزمايش قرار داد. پس انسان آزاد است كه در دنياي پرمشقت كنوني انتخاب كند و با انتخاب خود توسط خداوند براي آخرت آزمايش شود و در اين آزمايش تنها عده اي قليل سربلند بيرون مي آيند و عده اي كثير سرافكنده و مردود مي شوند. خاتم انبياء دين كامل خداوند را ارائه نمود كه انتخاب اين دين بر اساس عقل، تفحص، تحقق و فهم است و در آن هيچ اجباري نيست. (لااكراه في الدين ) عنصر آزادي حتي در دين هم از طرف خداوند ملحوظ و تعيين گرديد. آزادي براي انسان وسيله اي براي رسيدن به كمال است. انسان آزاد با انتخاب صحيح مي تواند سعادتمند شود و با انتخاب غلط در سطح حيوان و يا پست تر از آنها تنزل نمايد. انتخاب اسلام خود محدوديت است، محدوديت در خوراك، محدوديت در معاش، محدوديت در روابط بين انسانها و حتي محدوديت بين انسان و حيوان و انسان و طبيعت..... انسان مسلمان حتي مالك بدن خويش، خانواده خويش، مايملك خويش و... نيست همه چيز حساب دارد، محدود است و آزاد نيست. ولي اين محدوديت را انسان موءمن فداي سعادت ابدي مي نمايد، آزادي ظاهري و زودگذر دنيا را در مسلخ سعادت عقبي قرباني مي نمايد و آزادانه آزادي خود را محدود مي كند، از ابزار آزادي بجا و به موقع و در موارد با ارزش استفاده مي كند و از اين ابزار در موارد سخيف بهره نمي جويد. عده اي كوته نظرانه مي پندارند اسلام ضدآزادي است و آزادي را صرفا در عناصر مادي جستجو مي كنند و عده اي اسلام و آزادي را در مقابل هم مي يابند و گروهي اسلام و آزادي را از يك جنس مي پندارند كه همه در خطايند، چرا كه اسلام بعدي معنوي است و آزادي وسيله اي براي رسيدن به معنويت يا ماديت. كوتاه سخن اينكه با آزادي مي توان به اسلام رسيد ولي با اسلام نمي توان به آزادي غرائض دنيوي رسيد و انسان مسلمان آزادانه ماديات را به تسخير درآورده و آزادي مادي را محدود نموده است و اين معبر بسيار شيرين است و بيشترين لذت را براي اهالي معنويت دارد. آب كم جو تشنگي آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست اين بحث مبحث جديدي نيست انسان در طول تاريخ آزادي معنوي و مادي را تجربه كرده و تنها اقليتي محدود آزادي را فداي معنويت نموده اند. نهايتا آزادي برابر اسلام نيست. از يك جنس هم نيستند. دو جنس، دو عنصر و دو واژه اند و آنكه برتر است اسلام است. (الاسلام يعلو و لايعلي عليه ) آنچه فراتر است اسلام است و اسلام فراتر از آزادي است.... دكتر رحماني