Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771015-43549S2

Date of Document: 1999-01-05

داوري و دادگستري در فراز و فرود تاريخ اسلام 3 عبدالمجيد معاديخواه نام معقل بن سيار در شمار كساني - از ياران پيامبر (ص )- آمده است كه از سوي آن حضرت عهده دار قضاوت شده اند. چون او نگراني خود را از لغزش در قضاوت ابرازكرد و از آن حضرت جوياي رمز نيكو داوري كردن شد، رسول خدا (ص ) سه بار، پي درپي به او فرمود: خدا با قاضي ست تا آن گاه كه ستم را آهنگ نكند. ( ) 7 عقب بن عامر را نيز خاطره اي در همين زمينه است. اومي گويد: پيامبر ( ص ) مرا فرمان دادند كه در حضورشان - در جريان مراجعه دو تن در اختلافي - به داوري بنشينم. با تاكيد بر طبيعي بودن خطا در اجتهاد و قضاوت. ( ) 8 شرايط داوري از سيره پيامبر (ص ) در قضاوت و رهنمودهاي آن حضرت - به كساني كه مسئوليت قضاوت را به آنان سپرده اند - ياران رسول خدا (ص ) با چند شرط اصلي در داوري به شرح زير آشنا شدند: - 1 شرح صدر نخستين شرط قضاوت شرح صدر كسي است كه بر كرسي داوري مي نشيند. امام علي ( ع ) در خاطره خود از ماموريت قضاوتهايشان دريمن مي گويند: به پيامبر ( ص ) گفتم: من جواني هستم كه اينك مرا به ميان مردمي سالمند آن مي فرستيد حضرت پس از دعا براي توفيق من - پيش از هر چيز - بر اين نكته تاكيد كردند كه: مبادا در داوري ميان دو تن، پيش از آن كه اظهارات طرفين را بشنوي اظهارنظري در قضاوت كني! ( ) 9 هر چند امروز اين نكته در شمار بديهيات در راه و رسم داوري است، نبايد فراموش كنيم كه از شماري از مقامات بلندپايه قضايي تخلف هاي آشكاري در همين زمينه ديده امام مي شود علي (ع ) در خاطره اي ديگر يادآور شده اند كه از اين رهنمود پيامبر ( ص ) سود فراواني برده ام و رمز و راز موفقيت من در قضاوت - پيش از هرچيز - آن بود كه آن رهنمود رسول خدا (ص ) را آويزه گوش خود كردم. سخن از دادخواهي كسي است كه با 3 قرص نان همسفره دوست خود بود كه 5 قرص نان داشت. آن دو آماده غذا خوردن بودند كه ميهماني رسيد و با آنان هم غذا شد8 30 گرسنه قرص نان را فرو بلعيدند و ميهمان - هم زمان با بدرودش با دو ميزبان - درهم 8 برجاي گذاشت. او كه 5 قرص نان داشت مي گفت: از 8 درهم 5 درهم به من تعلق دارد و تو - كه سه قرص نان بيشتر نداشته اي - بيش از 3 درهم را سزاوار نيستي. گويي صاحب 3 قرص نان - چون ارزش هر قرص نان كم تر از يك درهم بود - به اين تقسيم اعتراض داشت و براين باور بود كه آن ميهمان سخاوت مند 8 درهم را به ما دو تن داده است كه بايد ميان خود برادرانه تقسيم كنيم! نيازي به يادآوري نيست كه اگر دادرسي آن روزگار را تشريفاتي چون روزگار ما بود هيچ خردمندي -و حتي هيچ ابلهي! - براي 1 درهم به خيال دادخواهي نمي افتاد! امام (ع ) نخست صاحب 3 قرص نان را توصيه كردند كه پيشنهاد دوست خود را بپذيرد و مطمئن باشد كه منصفانه است. او نپذيرفت و خواستار قضاوتي دقيق و عادلانه شد. چون امام ( ع ) اصرار او را ديدند، به او گفتند: تو بيش از يك درهم را استحقاق او نداري با شگفتي برآن شد كه مبناي چنين قضاوتي را بداند. امام ( ع ) با محاسبه رياضي برايش توضيح دادند كه تو و دوستت 8 قرص نان داشته ايد كه خوراك گرسنه 3 شده است. فرض مي كنيم كه شما هر 3 در خوردن برابر بوده ايد. چون هريك از 8 قرص نان را 3 بخش كنيم تكه 24 خواهد بود. تو كه 3 قرص نان داشته اي - از 24 تكه - تكه 8 خورده اي و تنها يك تكه از نان توبه ميهمان رسيده است در حالي كه دوست تو 7 تكه از نان خود را به ميهمان داده است. پانوشت: - 7 همان ج 5 ص 802 - 8 همان - 9 همان