Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771015-43545S2

Date of Document: 1999-01-05

نقش موزه ها در توسعه ء فرهنگي به بهانه برگزاري همايش موزه ها و توسعه فرهنگي اشاره: موزه ها به مثابه مراكز فرهنگي با ارزش و غني در كشورهاي پيشرفته، از جايگاه ويژه اي برخوردارند. در اين مكانها، آثار به جا مانده از دورانهاي گوناگون تاريخي جوامع گردآوري و به نمايش درمي آيد تا به اين ترتيب، هويت تاريخي - فرهنگي آنها امكان شناسايي و ارزيابي دقيق تري داشته و تثبيت شود و انسانها نيز با شناخت هويت ملي خود با نگرشي واقع بينانه و متكي بر تمدن غني گذشته، سربلند از انديشه و همت و خلاقيت شگرف بشري كه در آثار هنري و كاربردي نمود يافته نقشي تعيين كننده تر و پربارتر در پيشبرد جامعه به عهده گيرند. بنابر اين موزه ها مي توانند نقش موءثري در توسعه فرهنگ و بينش مردم ايفا كنند. اما مهمترين مشكل ما در اين بستر، عدم استقبال مردم از موزه هاست كه بيانگر وجود نارسايي ها و عوامل بازدارنده اي است كه در اين گزارش به آنها مي پردازيم. سازمان ميراث فرهنگي كشور و با همكاري كميسيون ملي يونسكو در آذر ماه سال جاري در تهران برگزار شد. بحث موزه ها و ارتباط آنها با توسعه فرهنگي، در كشور ما كه سالهاست سكوت و بي رمقي بر موزه هايمان سايه افكنده، جاي بسيار دارد. اما پيش از آنكه به جايگاه موزه ها بپردازيم، شناسايي موءلفه هاي واژه توسعه فرهنگي ضروري مي نمايد. اين روزها، به خصوص بسيار از اين واژه خرج مي كنيم بدون اينكه به الزامات آن توجه داشته باشيم. گرچه به رغم همه افت و خيزها، در اين وادي گام هاي مثبتي را نيز برداشته ايم اما صاحب نظران برآنند كه ابعاد گوناگون توسعه فرهنگي هنوز در جامعه ما از شفافيت لازم برخوردار نيست و آشفتگي هاي پژوهشي در اين زمينه كمتر از موارد ديگر نمود در ندارد حالي كه اگر بستر توسعه فرهنگي تعاريف دقيق خود را بيابد، موزه ها در اين بستر نقش ويژه اي خواهند يافت. يكي از مهم ترين اهرم هاي توسعه فرهنگي، تكيه بر عنصر آگاهي است كه بي نهايت گستره وسيعي دارد. تاريخ دانش بشر و آنچه انسان براي رشد زندگي جمعي خود به كارگرفته; روش ها، نگرش ها و نظريه هايي كه اين بستر را شكل بخشيده اند، همه در واقع جامعيت مقوله فرهنگ را مي نمايانند. بنابر اين توسعه و پيشرفت، آن هم در اين مقوله فراگير، پژوهش هاي ژرف و همه جانبه بسياري را طلب مي كند. چه برنامه هايي تدارك؟ ديده ايم اگر موزه را مكان تعمق و انديشه پيرامون علل افت و خيزهاي تمدنهاي گذشته بدانيم و آن را پيكره جاندار و توانمندي تلقي كنيم كه هويت و اصالت جوامع را بازمي شناساند; نقش هاي گوناگون فرهنگي، آموزشي، سياحتي موزه ها بيش از پيش مطرح مي شود كه ما براي تحقق اين نقش ها در كشورمان هنوز... شايد به سختي بتوان گفت در آغاز راه چرا هستيم كه فرهنگ ديدار از موزه ها در بين مردم ما همچنان غريب مي نمايد. حتي دانش پژوهان ما، دانش آموزان و دانشجويان از اين ابزار مهم آگاهي دهنده و گنجينه دانش بشر استفاده اي نمي كنند. چرايي اين مساله، نكته مهمي است كه بايد مسئولان امر را به چاره جويي ترغيب كند. در اينجا اين پرسش مطرح مي شود كه آيا سازمان ميراث فرهنگي به عنوان متولي ساماندهي موزه ها، براي رفع اين معضل و ايجاد رغبت در اقشار گوناگون جامعه، تمهيداتي انديشيده؟ است سيدمحمد بهشتي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي، در پاسخ به اين پرسش مي گويد: من فكر مي كنم مشكل از مردم نيست و موضوع اين نيست كه مردم فرهنگ موزه رفتن را ندارند. اگر ما برنامه ريزي داشته باشيم و در موزه هايمان، رويدادي اتفاق بيافتد، به طور قطع، مردم هم براي ديدار از موزه ها ترغيب مي شوند. همان گونه كه مشاهده مي كنيد در هفت، هشت ماهه اخير، در اين زمينه تحولاتي در حال شكل گيري بوده است و ما برنامه هاي مختلفي را در موزه ها دنبال مي كنيم. براي مثال، در هفته هاي اخير ما نمايشگاه معروف استاد گلستانه را شايد در سطح 30 موزه كشور عرضه كرديم كه در واقع معرفي تازه اي از استاد گلستانه بود و مردم استقبال بسيار زيادي از اين برنامه كردند. به طور كلي اين قاعده وجود دارد كه اگر موزه مكاني باشد كه وقتي شما يك بار در عمرتان به آنجا مراجعه مي كنيد، احساس كنيد ديگر لزومي ندارد به آنجا برويد، طبيعي است كه ديگر استقبالي از آن نمي شود. اما اگر موزه ها هميشه در حال تغيير و تحول و عرضه آثار جديد با كيفيت مطلوبتر باشند و ديداركننده با موارد جديد و رويدادهاي فرهنگي گوناگون روبه رو شود، در واقع، استقبال از موزه ها بيشتر مي شود. وي در مورد برنامه ريزي سازمان ميراث فرهنگي براي ايجاد يك ارتباط منظم بين مدارس و دانشگاهها با موزه ها و ايجاد جذابيت هاي آموزشي براي نسل جوان از اين راه، اظهار داشت: در حال حاضر، بيشترين بازديدكنند گان موزه ها را دانش آموزان تشكيل مي دهند. ولي خود ما از نظر كميت مراجعه آنها كه راضي نيستيم، از نظر كيفيت هم اينكه دانش آموزان از در ورودي يك موزه وارد شوند و بعد هم از در ديگر خارج شوند، بدون اينكه اتفاقي در آنها افتاده باشد، خواسته ما نيست. البته بخشي از اين قضيه به ما مربوط مي شود و آن همان اتفاقي است كه گفتم بايد در موزه ها بيافتد و يك نوع خاطره، شناخت و معرفت در اين حوزه براي ديدار كننده بوجود آورد. يك بخش ديگر قضيه هم به عهده مدارس و دانشگاههاست كه بتوانند براي ايجاد اين ارتباط برنامه ريزي كنند. به عبارتي تا در موزه و رسيدن به آن به عهده آنان است و از در موزه به داخل به عهده ماست. ما براي بخش خودمان، در حال برنامه ريزي هستيم. البته جوابگويي به دانش آموزان، پديده جديدي است كه نياز به همت، تامل و برنامه ريزي خاصي دارد. شايد از ماه جديد اين برنامه اجرا شود كه به دانش آموزاني كه روزهاي جمعه به موزه مراجعه كنند، هديه دهيم تا با خاطره شيريني موزه را ترك كنند. چگونه علاقه ها رنگ؟ مي بازند سخنان خالصانه مهندس بهشتي، حرفهاي دانش آموزان يك مدرسه ابتدايي را كه چندي پيش براي بررسي نظرات آنان در همين مورد، ديده بودم بخاطرم مي آورد. آنان به اتفاق مي گفتند كه علاقه زيادي به ديدار از موزه ها دارند، اما... مهين ساله 9 از زيبايي هاي پروانه هاي خشك شده اي سخن مي گفت كه آنها را در موزه آثار طبيعي و حيات وحش ايران، كشف كرده او بود پرسش هاي بسياري در اين زمينه داشت كه بدون پاسخ مانده بود. مريم نيز كه در كلاس پنجم درس مي خواند، از موزه ملي ايران و آثار تاريخي آن حرف مي زد. او مي گفت: آثار مربوط به دوره هخامنشيان خيلي جالب است و احساس و هيجان خاصي در بازديد كننده بوجود مي آورد. به گونه اي كه فرد خيلي احساس نياز مي كند كه در اين زمينه حرفهاي بسياري براي بشنود مثال اينكه به طور دقيق هخامنشيان در چه تاريخي و در چه شرايط اجتماعي روي كار آمدند و چرا تا اين اندازه به فنون و هنر اهميت مي دادند و يا نقش روي مهرها چه فلسفه اي دارند و چرا اين نقش ها مورد توجه هنرمند قرار گرفته است و.. و سرانجام بايدگفت بيشتر دانش آموزان مشتاق هستند كه درباره گذشته كشور خود اطلاعات درست و دقيقي را دريافت كنند. امامتاسفانه كسي نيست كه اين اطلاعات را به آنها بدهد. بنابر اين، بدون وجود هيچ نوع جذابيتي، دانش آموز نه چندان شاداب و راضي، بلكه با يك نوع خستگي و پژمردگي خاص از يك گردش به اصطلاح علمي - تفريحي بازمي گردد. بدون آنكه به قول رئيس سازمان ميراث فرهنگي اتفاق خاصي در او افتاده باشد. نتيجه اينكه كنجكاويها، پرسش گريها، انديشه ورزيها و علاقه منديهاي نسل نوجوان و جوان ما اين گونه، بتدريج كم رنگ مي شود و درست همان جايي كه از كمبود امكانات تفريحي و سرگرم كننده مناسب براي اين قشر پرتحرك و خلاق كه در واقع سرمايه اصلي مملكت است، نگران و نالانيم، از حداقل امكانات خود بهره نمي جوييم. شيدا عبداللهي، دانشجوي فوق ليسانس باستان شناسي نيز برآن است: اگر ما به ضرورت توسعه فرهنگي رسيده باشيم، مي دانيم كه زماني تحقق آن امكان پذير است كه اين باور در ما نهادينه شده باشد كه تنها با اطلاع رساني قوي و همه جانبه و توسعه آگاهي مردم در همه زمينه ها بويژه نسبت به پيشينه فرهنگي و هويت تاريخي جامعه مي توانيم به سوي توسعه فرهنگي گام هاي اساسي برداريم. يك ابزار مهم در اين مسير، موزه ها هستند كه مي توانند زمينه اين شناخت را فراهم كنند. ما بايد به تعاريف و نقشي كه موزه ها در دنياي امروز دارند، توجه كنيم و تجربه هاي آنان را بكار در گيريم اين صورت به نقش موزه ها در گسترش اطلاعات و درآمدزايي و جذب گردشگران بيشتر پي مي بريم و راهكارهاي مناسب را نيز براي بيرون آمدن از تنگناهاي موجود پيدا خواهيم كرد. وي مي افزايد: شايد نخستين گام براي رسيدن به نقطه مطلوب در اين مورد، شناسايي عوامل بازدارنده باشد. به عبارتي عوامل بازدارنده در چارچوب شاخص هاي توسعه فرهنگي كه تعريف مي كنيم نمود عيني پيدا بنابر مي كنند اين، بايد بررسي كنيم كه در اين مسير، موزه ها چه نقشي مي توانند ايفا كنند و نگاه ما به موزه داري تخصصي چيست و متناسب تحولات جهاني، چه تغييراتي در ديدگاه خود بوجود آورده ايم. با تعيين اين پيش فرض ها است كه مي توانيم حركتهاي زيربنايي در اين زمينه انجام دهيم. سهيلا جهانتاب، معلم دوره ابتدايي نيز با تاكيد براينكه ديدار از موزه ها بايد در متن برنامه هاي درسي نظام آموزش و پرورش قرار گيرد، مي گويد: امروز كه شيوه هاي تدريس در مدارس ما از نظر خشك و بي روح بودن، به طور كامل زير سئوال رفته و آموزش در طبيعت و در كنار نمودهاي عيني آثار بشر در طول تاريخ، مورد توجه قرار گرفته است، ما بايد به نقش موزه ها در آموزش، نظر جدي بيفكنيم. حتي بايد در كتابهاي درسي به طور مشخص، به معرفي موزه ها و چاپ تصاوير مهمي از آثار موجود در آنها بپردازيم. چه اشكال دارد معلم، درس تاريخ را در موزه ها در كنار آثار زنده از گذشتگان، دنبال كند و تاريخ و هنر و نوع زندگي و فرهنگ گذشتگان را در متن آثار تاريخي بجا مانده از آن دوران، مورد بررسي قرار دهد. بي ترديد آموزه هايي كه از اين راه، به دل و جان دانش آموز مي نشيند به سختي كم رنگ به مي شود اين ترتيب، آن زمينه ها و بستر مناسبي كه براي ايجاد تحول فرهنگي در سطح جامعه به دنبالش هستيم، بوجود مي آيد. ادامه دارد