Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771014-43529S4

Date of Document: 1999-01-04

اشتغال زن واثرآن برخانواده اثرات فرهنگي اجتماعي اشتغال زنان ايران (بخش پاياني ) بعد از انقلاب اسلامي در ايران، شاهد حضور زنان در جامعه هستيم. مشاركت و حضور زنان در تصميم گيريهاي سياسي كشور و همچنين در بخش آموزش و نيز در ابعاد هنري و نظامي به طور كامل مشهود است. بعد از انقلاب اسلامي به دليل كاهش حجم سرمايه گذاري، تعدادي از كارخانه ها، به علت كاهش ظرفيت توليد، مجبور به خارج كردن زنان از محيط كار شده اند. بررسي تركيب اشتغال در طي اين دوره، اين مطلب را به خوبي نشان مي دهد. زنان شاغل در بخش كشاورزي براي مثال در 1355 18 %سال نيروي كار اين بخش را تشكيل مي داد كه اين رقم در سال /26 6 افزايش 1365 يافت. در طي سالهاي ياد شده سهم زنان در صنعت و معدن %از 52 %به 21 كاهش يافته است در مقابل در بخش خدمات اجتماعي عمومي اشتغال زنان %از 23 %به 42 افزايش يافته از است نظر وضعيت شغلي در رده كارفرما و مديريتهاي بالا ارقام /0 4%از /11 4%به افزايش يافته است و اين مساله نشانگر بهبود كيفيت اشتغال است. به عبارت ديگر حضور زنان در مديريت اقتصادي جامعه بيشتر شده است. بيكاري يك از بيماريهاي مبتلابه اقتصاد كشور است. وجود دو ميليون بيكار در كشور روشنگر اين مساله است. حضور زنان در صنعت در دوره هاي تحول اقتصادي كاهش مي يابد و اينان بيشتر به سمت فعاليت در صحنه آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، دانشگاه و بخش عمومي كشانده مي شوند. اما علي رغم اين كاهش سطح اشتغال در بخش صنعت، هنوز هم ميزان اشتغال زنان در صنعت بيشتر از ساير بخشهاست. به طوري /14 5كه درصد افراد شاغل در صنعت را زنان را تشكيل مي دهند، و حال آن كه اشتغال در بخش دولتي را كه بعد از انقلاب اسلامي /13 5 %داشته است و اين امر بيانگر اين واقعيت است كه در جريان توسعه، زنان در بخش صنعت جايگاه ويژه دارند يعني با وجود كاهش توليد، عدم سرمايه گذاري و خارج شدن زن از بخش صنعت، حضور زنان در اين بخش همچنان بيش از ساير بخشها حفظ شده است و با شروع جريان صنعتي شدن جايگاه زنان بيشتر خواهد گرديد. * نتيجه اشتغال زنان بيش از همه بر خانواده اثر مي گذارد و روابط زن و شوهر و فرزندان را دگرگون مي سازد و اين امر همواره مورد توجه صاحبنظراني كه اشتغال زن را از ديدگاه جامعه شناسي بررسي نموده اند، قرار داشته است. آنچه مسلم است اين است كه كار زن در خارج از خانه به تسهيل در امر ازدواج منتهي گرديده است. اين امر نه تنها ديدار متقابل زن و مرد را افزايش داده و موقعيت هاي گزينش همسر را متنوعتر و وسيعتر ساخته است، بلكه، به عقيده ژان داريك، كار زن جانشين جهاز وي گرديده است و معياري تازه و بسيار مهم در گزينش همسر فراهم ساخته است. با اين وجود كار بيرون از منزل بعد از ازدواج بر روابط زوجين اثراتي عميق نهاده است. بلاد، از همين ديدگاه و در جهت متبلور ساختن مسائل ناشي از اشتغال زن در خارج از خانه و بويژه در مراحل اوليه آن چنين مي نويسد: وقتي اشتغال روزافزون زنان را به كارهاي خارج از خانه در نظر مي گيريم، توجه ما معمولا متوجه زيانهايي مي شود كه از اين راه به كودكان مي رسد، ولي اثرات ناگوار اين وضع را بر روحيه مردان مورد توجه قرار نمي دهيم. در نهايت چنين به نظر مي رسد كه گويي دست كم در مرحله اي خاص از تكوين جامعه - اثرات اشتغال زن از لحاظ نظريه هاي كاركرد گرايانه پارسوتر به گونه اي ديگر تجلي مي يابد. پدر با داشتن شغل و درآمد، چند دسته از وظايف را برعهده دارد كه از نظر نظام خانواده اش اساسي است. برحسب اهميت زندگي شغلي او در خانواده است كه در نظام جامعه پدر را رهبر اصلي خانواده مي دانيم. اگر زن ازدواج شغل كرده، نان آور را به عهده گيرد خطر رقابت با شوهرش به ميان مي آيد. مساله اي كه براي وحدت و هماهنگي خانواده زيان آور است. بعد ديگر اشتغال زن كه اهميت بسيار نيز دارد، آثار آن بر فرزندان است. از هر پنج خانواده امريكايي كه كودكان دبستاني يا حتي خردسالتر دارند، مادر يكي از آنها، روزها را در خارج از خانه به سر مي برد. غيبت مادر از خانه و خلاناشي از آن نمي تواند از نظر جامعه دور بماند و لذا ايجاد سازمانهاي مكمل از جانب دولت و حتي بخش خصوصي الزام آور مي شود. سوءال مهم اين است كه آيا اين سازمانهاي مكمل مي توانند جانشين مادر ؟ گردند پاسخ بسياري از محققان منفي شايد است بلاد، بهتر از همه، اين دلواپسي را مشخص مي سازد: براي توجه و مواظبت از كودكان هنگامي كه والدين در خارج از خانه به سرمي برند، اقدامات فراواني به عمل آمده است. در بسياري از موارد از وجود مادر بزرگ يا يكي از خويشان استفاده مي شود، ولي اين كار براي اغلب خانواده ها ميسر نيست. زيرا غالبا مادر بزرگ يا خويشان ديگر در دسترس نيستند و در نقاط دور دست زندگي پراكندگي مي كنند اقوام از جمله نتايجي است كه تمدن صنعتي براي ما به بار آورد. بعضي خانواده ها كودكانشان را در اوقات غيبت مادر از خانه و در قبال پرداخت مزد به دست اشخاص بيگانه مي سپارند. بعضي، آنها را در پرورشگاهها جاي مي دهند و برخي هم در خانه مي گذارند كه در اين صورت خودسر به بار مي آيند. %قريب 20 از كودكاني كه مادرانشان كار مي كنند; در ساعات قبل و بعد از مدرسه سرپرستي ندارند. آثار اجتناب ناپذر كار زن بر روابط او با شوهر و مخصوصا فرزندان به وسيله تاثيري كه اشتغال زن بر زندگي خودش مي گذارد، تشديد مي شود. در واقع زنان در عين اينكه مي خواهند در تامين معاش با مردان رقابت كنند، عضوي فعال و كارآمد در خانه هستند و از اين روي ناچارند كار دو نفر را انجام دهند. دكتر مجيد كارشناس