Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771013-43520S1

Date of Document: 1999-01-03

شولاي رمضان برجان و زبان حافظ جستارگشايي: قرآن و از جمله معارف اسلامي، بازتابي گسترده در سروده هاي شاعران پارسي گو از آغاز تاكنون داشته است. شاعران با آوردن عين جمله ها و عبارات قرآني يا چكيده معنا و فهم آن، از قرآن كريم، درمتن گرانمايه شعري بهره ها برده اند. حافظ از جمله شاعراني است كه به آوردن معاني قرآني در فحواي نامي كلامش، است. مطلبي كه از پي مي آمد، اختصاص داردبه ماه رمضان، روزه و مفاهيم وابسته بدان كه شاعر شيرين سخن پارسي، آنهارا در شعر خود گنجانده است. توجه خوانندگان گرامي را به اين جستار جلب مي كنيم. گروه معارف چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي آن شب قدركه اين تازه براتم دادند ماه رمضان و جلوه ها و مظاهر آن، در مقام رخنمودي مبارك، از جايگاه ويژه اي در شعر و انديشه حافظ شيراز برخوردار است. برداشت هنري و چشمداشت حافظ به ماه رمضان از چند منظر مختلف به تصاوير شعري راه يافته است. شاعر با اشراف كامل بر منهيات اين ماه، خود و همه رندان شادخوار را فرا مي خواند كه فرصت ماه شعبان را ارج نهند و از دست نگذارند: ماه شعبان منه از دست قدح كاين خورشيد از نظر تا شب عيد رمضان خواهد شد اگر چه كاروند نظري حافظ با توجه به انديشه جاري در بيت فوق يكسره شفاف و تثبيت شده است، اما اندك تاملي بر نگرش پارادوكسيال شاعر در دو بيت شگفت ناك ذيل، هر حافظ پژوهي را به تعمق بيشتر درلايه هاي پنهان مكتب رندي و تفسير بر همكنش هاي خاص حافظ فرا مي خواند: زان مي عشق كزان پخته شود هر خامي گرچه ماه رمضان است بياور جامي زان باده كه در ميكده عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش با وجودي كه به راحتي مي توان تمام ثقل انديشه گي ابيات فوق الذكر را بر دو محور مي عشق و باده... ميكده عشق مستقركرد و با استناد به گفته سابق شاعر; - كه خورشيد ساغر را تا شب عيد رمضان در خفا دانسته است - هاشوري عرفاني برآنها كشيد، اما دو كلمه گرچه - در بيت اول - و گو - در بيت دوم - همه داوري ها را فرو مي ريزد و اين گمان را فراپيش مي كشد كه مگر نوشيدن باده عشق در ماه رمضان مشكل شرعي و عرفي دارد كه حافظ ما اينگونه با اگر و مگر و احتياط از آن سخن؟ مي گويد روزه روزه ركن ركين رمضان است و در بطن و متن و تن و جان ماه مبارك جاي گرفته است. حافظ به طور كلي 5 بار به تصريح از روزه يادكرده و مقدمش رابه سان ميهمان عزيزي موهبتي دانسته و براي شدنش رفتنش انعامي پرداخته است: روزه هر چند كه مهمان عزيز است اي دل مقدمش موهبتي دان و شدنش انعامي از سوي ديگر عشق كه اصل اصيل انديشه حافظ را تشكيل مي دهد و در برخورد شاعر با ماه رمضان و روزه - حتي حج - نيز همان نقش هميشگي خود را ايفا مي كند و معيار سنجش پديده ها در شعر او قرار پيشتر مي گيرد از خواجه شنيده ايم كه درزير گنبد كبود هيچ صدايي خوشتراز صداي عشق نيست و هر انساني كه هنر عشق ورزيدن نياموخته باشد، به فتواي شاعر جسد متحركي بيش نيست و مي توان بر جنازه وي نماز كرد. حافظ پا را ازاين مرحله نيز فراتر نهاده و يگانه فريادرس انسان را عشق دانسته است. حتي براي كسي كه قرآن را در چارده روايت از حفظ بخواند: عشقت رسد به فرياد ور خود به سان حافظ قرآن زبر بخواني در چارده روايت و چنين است كه به حكم شمس الدين محمد، ثواب روزه و حج قبول فقط براي كسي محفوظ است كه خاك ميكده عشق را به زيارت رفته باشد: ثواب روزه و حج قبول آنكس برد كه خاك ميكده عشق را زيارت كرد نكته مهم و قابل تامل در بررسي جايگاه رمضان در شعر و انديشه حافظ، توجه و تاكيد بر زبان طنزآميز اوست: گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست از مي كنند روزه گشا طالبان يار شاعر از روزه نيز به گونه تمام مظاهر شريعت معمولا به طنز تعبير مي كندو از پايان ماه رمضان و مشاهده هلال عيد فطر اظهار خرسندي و شادي مي نمايد: روزه يكسو شد وعيد آمد و دلها برخاست مي زخمخانه به جوش آمد و مي بايد خواست ساقي بيار باده كه ماه صيام رفت در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد هلال عيد به دور قدح اشارت كرد حافظ چو رفت روزه و گل نيز مي رود ناچار باده نوش كه از دست رفت كار عيد فطر حافظ براي رسيدن عيد رمضان ( فطر ) سخت بي تابي مي كند. عليرغم همه ارادت شاعر به افكار مزديسنايي و مهرآييني، هوش و حواس وي بيش از پيش ازآنكه معطوف عيد نوروز باستاني باشد به عيد فطر است. بدين اعتبار كه از بسامد ده گانه عيد در شعر حافظ، حداقل شش بار سخن از عيد رمضان در ميان است. حافظ منشين بي مي و معشوقه زماني كايام گل و ياسمن وعيد صيام است عيد است و آخر گل و ياران در انتظار ساقي به روي يار ببين ماه و مي بيار شاعر به محض رويت هلال ماه به ميخانه مي رود و دم ساقي را ديده و ضمن شادباش فرارسيدن عيد از وعده و وعيدهايي كه ميان ايشان رفته است، ياد مي كند: ساقيا آمدن عيد مبارك بادت وان مواعيد كه دادي مرواد ازيادت شب قدر از چهار بسامد شب قدر، به جز يكبار كه زبان حافظ به طنزي حيرت انگيز و عاشقانه گراييده است: در شب قدر ار صبوحي كرده ام عيبم مكن سرخوش آمد يار و جامي بركنار طاق بود در ساير موارد از شب قدر با لحني محتشم و چاشني عارفانه ياد كرده است: شب قدر است و طي شد نامه هجر سلام فيه حتي مطلع الفجر براي حافظ نيز-، به سان همه ما - زمان دقيق شب قدر به درستي دانسته نيست. شاعر به استناد گفته يكي از اهالي خلوت و عشق مي فرمايد: آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است يارب اين تاثير دولت از كدامين كوكب است در قرآن از شب قدر 3 آيه از سوره قدر به روشني سخن رفته است: ليلتالقدر خير من الف شهر به عقيده همه مفسران قرآن كريم، شب قدر يكي از شبهاي دهه آخر ماه رمضان است. اما زمان دقيق آن بر هيچكس معلوم نيست. ابوالفتوح رازي مفسر كبير تفسير شيعي روض الجنان، علت پوشيده بودن زمان شب قدر را از اين جهت مي داند كه; خداوند از روي لطف اين شب را پوشيده داشت تا بندگان به جد و جهد عبادت نمايند و بر اعمال اندك و عادي خود بسنده نكنند. به نظر وي حضرت باريتعالي جز اينكه شب قدر را در ميان شبهاي ماه مبارك پوشيده داشت، نماز وسطي را در نمازها و وقت قيام ساعت را در اوقات و نام مهترين خود را در اسماء و ساعت اجابت دعا در ساعات روز آدينه را نيز نه معين نمود بدين حكمت كه مكلفان اجتهاد كنند. (تفسير رازي; ج 12 - ص ) 135 نوشته: دكتر محمد قراگوزلو