Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771012-43504S7

Date of Document: 1999-01-02

توضيحات رضا سليمان حشمت روز چهارشنبه 25 آذر ماه در صفحه 11 گزارشي درباره نشست علمي بررسي انديشه هاي نيچه به چاپ رسيد. رضا سليمان حشمت يكي از سخنرانان اين نشست، با ارسال نامه اي به گروه علمي فرهنگي همشهري، اعلام داشته كه مطالب آورده شده، اساسا با فلسفه نيچه و تفكر وي منطبق و سازگار نيست. با ذكر بيان اين نكته كه اين گزارش به صورت خلاصه ارائه شده وبا كمي دقت مي توان دريافت كه تفاوت معني داري بين همين جملات خلاصه شده با اصل سخنان آقاي سليمان حشمت مشاهده نمي شود، متن نامه ايشان را در پي مي آوريم: گزارشگر به نقل از اين جانب آورده اند: به نظر نيچه، فرهنگها وقتي نابود مي شوند كه هر كس مي خواهد همه چيز براي خودش باشد و او، مخالف اين است، زيرا فيلسوف فرهنگ است و فرهنگ و هنر، براي او اصل است، به عقيده او، سياست بايد تابع فرهنگ باشد، نه فرهنگ تابع سياست همچنين، در جاي ديگر چنين آمده و معتقد است، خداي بدون دين، مي تواند باشد و با خداي دين بياميزد. حال آن كه مطالب معروض اجمالا چنين بوده است: مقصود نيچه از نيست انگاري آن است كه در مغرب زمين دين و خدا از روابط و مناسبات اجتماعي و زندگي افراد، به طور اصولي وبنيادي بيرون شده است. دين در حدود عقل تنها به منزله نابودي دين است. برخي به جهات مصالح اخلاقي، به خداي بدون دين قائل شده اند ( Deisme) و برخي بهبود وضع اخلاق و سياست را در نفي خدا بدون جسته اند خدا، همه چيز در اصل مباح است (اباحيت محض ) و نيچه به درستي پيش بيني نموده بود كه در آينده، ديگر نه صرفا بر سر مصالح ومنافع، بلكه براي سروري عالم جنگهاي بزرگ واقع خواهد شد. زيرا اخلاق و سياست جديد، مبتني بر قدرت و آراي ماكيا ولي است ( Machtpolilik) و اين، به منزله نابودي فرهنگهاست و او مخالف اين او است به همين دليل، با ناسيوناليسم آلمان و نژادپرستي ژرمني مخالف بود، و يكي از دلايل اختلاف او با واگنر، همين بوده است. براي نيچه، فرهنگ اصل است و سياست بايد تابع فرهنگ باشد و نه بالعكس. ابرمرد او، انساني فرهنگي است; شبيه حضرت مسيح و يا خودش.