Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771012-43504S6

Date of Document: 1999-01-02

مشاركت يك بعدي نيست... ديدگاه جناب آقاي مظفر وزير محترم آموزش و پرورش در گردهمايي كارشناسان و مسئولان مدارس غيرانتفاعي گفت: مشاركت يك بعدي نيست و تنها اين نيست كه از مردم پول بگيريم. وي افزود: مردم را بايد در امور آموزشي، برنامه ريزي و امور اجرايي، مشاركت داد. در حال حاضر بعد اول مشاركت يعني پرداخت به رغم پول، موانع قانوني و بخشنامه هاي صادره از سوي وزارتخانه، تقريبا در همه مدارس، اجرا مي شود و مديران، با استفاده از گريزگاههاي قانوني و با ابتكارات جالبي، اين بعد از مشاركت را تحقق مي بخشند. اما آقاي مظفر روشن نكرده كه ابعاد ديگر مشاركت مردم، يعني مشاركت آنها در امور آموزشي برنامه ريزي و اجرايي چگونه تحقق؟ مي يابد ايشان، به عنوان عالي ترين مقام اجرايي اين وزارتخانه، چه راهكارهاي عملي، براي مشاركت همه جانبه شهروندان پيشنهاد مي كند. در شرايطي كه معلمان، به عنوان ستون اصلي آموزش و پرورش، در اين امور مشاركتي ندارند و تضميم سازيها و تصميم گيريها و تدوين برنامه ها، همگي در مراكز اداري و به صورت متمركز، انجام مي شود، چگونه مي توان از مشاركت عمومي شهروندان در امور آموزش، برنامه ريزي و اجرايي سخن گفت. پيشنهاد رئيس جمهور محترم براي ايجاد سازمان دانش آموزي و مشاركت گسترده دانش آموزان، چه سرانجامي پيدا؟ كرد و اصولا چرا، تشكيل اين نهاد جامعه مدني گرفتار پيچ و خم هاي اداري شده؟ است در يك سال و نيم گذشته مسئولين اجرايي آموزش و پرورش، كدام موانع را از پيش پاي معلمان و دانش آموزان و اوليا براي مشاركت گسترده در اداره امور؟ برداشته اند آقاي مظفر مي گويد: من از مردم مي خواهم به مشاركت در امور مختلف آموزش و پرورش ايمان داشته باشند؟ ! مقوله مشاركت در شمار قراردادهاي اجتماعي است و مسئولين بايد زمينه هاي لازم را براي حضور فعال مردم فراهم كنند! به راستي در آموزش و پرورش كدام نهاد مشاركتي در مدت تصدي ايشان شكل گرفته و يا قرار است تشكيل شود، كه مردم به مشاركت در امور مختلف ايمان بياورند! ممكن است گفته شود كه نهادهاي مشاركتي بايد به صورت خودجوش و از پائين، شكل بگيرند و علت عدم دخالت وزارتخانه بيم از دولتي شدن اين نهادهاست. اگر مسئولين آموزش و پرورش چنين استدلالي دارند، پس چرا، اداره كل آموزش و پرورش شهر تهران، و شماري از مسئولين وزارتخانه، حركت خودجوش و اصيل جمعي از معلمان شهر تهران را به مجراي تنگ و باريك اداري هدايت كردند و آن را به صورت زيرمجموعه روابط عمومي در؟ آوردند و كار را به جايي كشاندند كه از حضور معلمان و نمايندگان آنها در جلسات جلوگيري شده و در نهايت باعث پراكندگي معلمان شدند! و اين تشكل در همان ابتداي كار متوقف شد. مسئولين بايد در جريان گفت و گوي منطقي با معلمان، به شفاف سازي امور در اين وزارتخانه بپردازند و مطمئن باشند كه بدون حضور و مشاركت فعال معلمان هيچ يك از گره هاي كور اين وزارتخانه، باز نخواهد شد. وزير محترم، معاونين و مديران كل آموزش و پرورش، به عنوان كارگزاران دولت آقاي خاتمي موظف به پاسخگويي هستند. آموزش و پرورش گنجينه اي غني از ايمان، خرد و دانش را در اختيار دارد و كليد استفاده از اين گنجينه، جلب اعتماد معلمان، گفتگو پيرامون همه مسايل در فضايي باز و صميمي و صريح و مشاركت واقعي معلمان در اداره امور است. كلمه مشاركت را نبايد به عنوان يك شعار در كنار ساير شعارها مطرح كرد، اعتقاد به مشاركت نياز به قبول لوازم مشاركت دارد و شرط اول مشاركت، ايجاد فضاي سالم گفتگو از طريق مسئولين و شرط دوم آن تشكيل سازمان صنفي - تخصصي معلمان است. مشاركت افراد پراكنده و بي سازمان در اداره امور، بيشتر به شوخي شبيه است. شيرزاد عبدالهي - دبير دبيرستان