Hamshahri corpus document

DOC ID : H-771012-43503S1

Date of Document: 1999-01-02

چرا كودكان نسبت به يكديگر حسادت؟ مي كنند چرا؟ حسادت چه چيز باعث حسادت كودكانمان نسبت به يكديگر ؟ مي گردد بسياري از ما به اين سوءال رسيده ايم، شايد بعضي از ما جوابي هم يافته باشيم ولي آيا براستي تا به حال به نوع رفتار خودمان به عنوان والدين توجه؟ نموده ايم اكثريت ما فكر مي كنيم كه كودكان درك و فهم خيلي كمي دارند، بنابراين بسياري از مسائل پيرامون خود را درك نمي كنند. در صورتي كه برخلاف تصور ما كودكان از درك بسيار بالايي برخوردار بوده و ما را به نوعي سنجش مي كنند. كودكان برخلاف والدين خويش هيچ گونه ترديدي درباره وجود حسادت در خانواده ندارند. آنان خيلي زود از معني حسادت و برخورد با آن آگاهي بدون مي يابند توجه به چگونگي آماده شدن ذهن كودك براي پذيرفتن يك نوزاد، بايد مسلم دانست كه به دنيا آمدن يك برادر يا خواهر تازه در هر كودكي حس حسادت و آزردگي ايجاد مي كند. تولد فرزند دومي، نخستين فصل ايجاد بحران در زندگي فرزند بزرگ است، زيرا بر اثر اين پيشامد مدار زندگي او ناگهان تغيير مي يابد و احتياج به كمك پدر و مادر براي جهت يابي و تعيين روش نوين پيدا بنابراين مي كند بجاي آنكه تنها به ابراز محبت و دلداري وي اكتفا كنيم بايد از چگونگي احساسات حقيقي او آگاهي حاصل نماييم. هنگام اعلام خبر تولد نوزاد به كودك بايد از توضيحات مفصل و توقعات قلابي خودداري كرد. زيرا كودك به زحمت حاضر مي شودمحبت و عشق مادري را با كسي ديگر تقسيم كند. بنابر تجربه كودك، تقسيم يعني به كمتر قناعت كردن، مانند تقسيم يك سيب و يا چند شكلات با كودك ديگري. به تدريج كه دوران بارداري مادر پيشتر مي رود، سوءظن كودك شديدتر مي شود. او مشاهده مي كند با آنكه كودك هنوز به دنيا نيامده، قسمت اعظم وقت مادر را به خود اختصاص داده، به طوري كه مادر كمتر در دسترس اوست و غالبا كسالت دارد و بستري است و يا آنكه احساس خستگي كرده و مشغول استراحت است. معرفي كودك جديد تولد نوزاد را مي توان بدون تشريفات زياد و آب و تاب به كودك اعلام نمود. مثل اينكه: صاحب برادر يا خواهر شدي و يا كودك تازه اي به خانواده ما اضافه شد. اغلب كودكان با شنيدن اين خبر واكنش شديدي نشان مي دهند و يا در ذهن خود سوءالات متعددي داشته و دلهره اي وجودشان را فرا مي گيرد. خوشبختانه ما به عنوان پدر يا مادر مي توانيم بطور موءثر فرزندانمان را در طي اين دوره بحراني كمك نماييم. هيچ چيز نمي تواند اين حقيقت را تغيير دهد كه تولد يك كودك تازه تهديدي براي امنيت پيشين با است اين همه ميزان تاثير اين پيشامد در تغيير اخلاق و رفتار كودك بستگي كامل به كارداني و فهم ما دارد. عده اي از كودكان به محض شنيدن اينكه داراي خواهر يا برادر مي شوند، خوشحال شده و براي خود دورنمايي زيبا مي سازند. در اين رابطه مادران وظيفه دارند حقيقت را بيان كنند. مادر مي تواند با صداقت حقايق را به كودك بزرگترش بگويد مثل گاهي تو را مي خنداند، ولي بعضي وقتها هم مزاحمت مي شود، گاهي گريه را سر داده و همه ما را عصباني مي كند. مامان بايد به او غذا دهد، او را بشويد و مراقبت بيشتري از او كند. شايد بخاطر اينكه مرتب از او مراقبت مي كنم احساس كني ديگر تو را دوست ندارم و.. در همين ضمن به كودك خاطرنشان كنيم كه هميشه او را دوست داريم اما اگر احساس تنهايي كرد مي تواند فورا به نزد ما بيايد و با ما صحبت كند و ما نيز بايستي در آن هنگام محبت بيشتري را متوجه او كنيم. به اين طريق مي توان كودك را آماده نمود. برخي ازوالدين در بكار بردن چنين سخناني ترديد دارند و مي ترسند كه فكرهاي بدي به ذهن كودك رسوخ كند. اين صحبتها در حقيقت انعكاسي از احساسات آنان است و باعث مي شود يك نوع مصونيت در مقابل حس تقصيركاري بوجود آيد و ارتباط آنها با ما تقويت شود. مسلم است بسياري از كودكان از تولد نوزاد احساس خشم و آزردگي مي كنند، بنابراين بهتر است كودك ناراحتي خودش را به صداي بلند اعلام دارد نه آنكه در نهاد خود مخفي سازد و در اين راه به خودش و ما آسيب برساند. ابراز احساسات هنگامي كه كودكان حس حسادت خويش را فرو مي نشانند و علني نمي سازند، آثار اين حسادت به صورتهاي ديگري در اخلاق و رفتار آنان آشكار مي شود. چنانكه مثلا: هنگامي كه كودكي در دل نسبت به برادرش احساس رنجش و آزردگي مي كند ولي از ابراز حس خود ممنوع است، ممكن است خواب ببيند كه كودك را مورد اذيت قرار داده است و به محض بيدار شدن بر بالين برادرش رفته تا يقين حاصل كند كه كودك سالم است. معمولا بعد از ديدن كودك سالم شادمان مي شود و پدر و مادر اين احساس آرامش و خرسندي او را با محبت فراوان وي اشتباه مي گيرند. كابوس در كودكان عبارت از تصوير ترسها و رنجشهايي است كه جرئت ندارند آن را به زبان آورند. بنابراين بايد همواره كوشيد كه كودكان به جاي گرفتار كابوس شدن، حسادت و خشم خويش را حتي المقدور بر زبان آورند. برخي از كودكان حسادت خويش را به جاي آنكه بر زبان آورند بصورت سرفه، جوش پوستي و... ابراز مي كنند. بعضي ديگر رختخوابشان را خيس كرده و بدين طريق حسادت خود را بيان مي دارند. برخي ديگر حسادت خود را با شيطنت كردن و اعمال تخريبي ابراز مي دارند به عوض آنكه احساس خود را بگويند هرچه دم دستشان باشد را مي شكنند. دسته اي ديگر ناخنشان را مي جوند و يا موهايشان را مي كشند و بدين طريق پرده اي بر روي حسادتشان نسبت به برادر يا خواهر جديد خود مي كشند. همه اين كودكان بهتر است احساساتشان را به زبان رانند، نه آنكه با اعمال ديگري نشان دهند. كليد قفل دل كودكان همواره در دست پدران و مادران است و با اندكي مراقبت و روانشناسي والدين از اين لحاظ مي توانند به فرزندان خويش كمك موءثر نمايند. صورتهاي مختلف حسادت پدران و مادران براي آنكه راه راست را در تعليم و تربيت فرزندان خويش، در پيش گيرند، بايد يقين بدانند كه حس حسادت در فرزندانشان وجود دارد، گواينكه آثار اين حس به چشم حسادت نمي خورد صورتهاي مختلفي دارد و ممكن است بصورت رقابت، همچشمي شديد، خودداري از شركت در هرگونه مسابقه، نامجوئي، كسب شهرت، افتادگي، گوشه گيري، سخاوتمندي مفرط، حرص و آز و... ابراز نمايد. مسئله رقابت و حسادت لاينحل خيلي بيش از آنچه به ظاهر نشان مي دهد به زندگي كودك زيان مي رساند و گاهي از اوقات در قالبريزي شخصيت و دگرگون ساختن خوي او اثر قطعي دارد. ريشه هاي حسادت ريشه حسادت ميل كودك به تحصيل محبت انحصاري مادر است. اين ميل آنقدر نيرومند است كه وجود هيچ گونه رقيبي را تحمل نمي كند. هنگامي كه برادران و خواهران پا به عرصه وجود مي گذارند، كودك براي انحصار دادن محبت پدر و مادر به خودش، با آنها به رقابت و همچشمي مي پردازد. اين مسابقه برحسب روش پدر و مادر نسبت به حسادت، ممكن است آشكار يا مخفي شود. برخي ازوالدين چنان از رقابت فرزندان خشمگين مي شوند كه هرگونه اثر علني آن را منع و به خاطر آن كودك را تنبيه مي كنند. عده اي ديگر از والدين براي از ميان بردن هرگونه انگيزه حسادت و رقابت، مي كوشند فرزندان را متقاعد كنند كه يكسان مورد مهر و علاقه آنها مي باشند و بنابراين هيچ علتي براي حسادت وجود ندارد. آنان هرگونه جايزه، لباس، تشويق و.. را با نهايت عدالت و دقت بطور يكسان بين فرزندان خويش تقسيم مي كنند، اما هيچ يك از اين تدابير در خاموش كردن آتش حسادت اثر ندارد. همچنين تنبيه يا تشويق يكسان نمي تواند از ميل كودك براي انحصار محبت پدر ومادر بكاهد. از آنجاكه اين ميل قابل ارضاء كامل نيست، حسادت را نمي توان كاملا از دل كودك ريشه كن ساخت. با اينهمه فرو نشاندن آتش حسادت كودك و يا شعله ور ساختن آن تا اندازه زياد بستگي به روش و دانش ما دارد. شرايطي كه موجب تقويت حسادت مي شود تحت شرايط عادي، سن و جنس ممكن است موجب بوجود آمدن حس حسادت بين فرزندان يك خانواده شود. برادر ارشد مورد حسادت است براي آنكه از امتيازات بيشتر و استقلال زيادتر بهره مند است. كودك خردسال مورد شك است براي آنكه بيشتر تحت حمايت پدر و مادر است. خواهر به برادرش حسادت مي ورزد براي آنكه پسر است و آزادي بيشتري دارد. برادر به خواهرش رشك مي برد براي آنكه در ظاهر بيشتر مورد توجه مخصوص پدر و مادر است. اين حسادت عادي هنگامي رو به خطر مي گذارد كه پدر و مادر ندانسته براي سن و يا اختلاف جنس اهميت خاصي قائل گردند. كودكاني كه به خاطر هوش - زيبايي - استعداد و يا آدابداني اجتماعي بيشتر نزد والدين مورد توجه هستند نيز آتش حسادت را در دل برادر و خواهر آنها مي افروزد. بديهي است توجه بيشتر به يك فرزند، در دل ديگر فرزندان توليد حسادت مي كند، مخصوصا اگر مدام تشويق شود. البته با اين توضيحات نبايد چنين پنداشت كه با همه فرزندان چه بزرگ و چه كوچك بايد يكسان رفتار نمود. برعكس بايد براي هر سني امتيازات و مسئوليتهاي آن سن را قائل شد. غالبا كودك خردسال تر به امتيازات كودك بزرگتر حسادت اما مي ورزد ما براي كمك به كودك در تسلط بر حسادتش نبايد بااستدلال درباره حقانيت اين امتيازات بحث كنيم، بلكه بايد بكوشيم عواطف كودك را دريابيم. مي توان به كودك گفت: مي دانم ميل داري بيش از اين بيدار بماني ولي ساعت خواب شما فرا رسيده است. مبارزه با حسادت كودكان حسادت خود را ناشيانه اظهار مي كنند. كودكان گستاخ تر حتي ممكن است عليه تازه وارد دست به خشونت بزنند بدين معني كه نوزاد را به شيوه هاي مختلف به ستوه مي آورند. مثلا او را در آغوش مي گيرند بطوري كه اطمينان ما جلب شود و بعد تا حدامكان او را فشار مي دهند و آزار مي رسانند. ما در مقام مادر و پدر نمي توانيم به كودك چنين اجازه اي بدهيم تا كودك جديد را بيازارد، ولي در ضمن بايستي از تنبيهات شديد و زيانبخش اعم از جسماني و يا زباني جدا جلوگيري نمود. زيرا چه به نوزاد و چه به كودك بزرگتر هر دو زيان مي رساند و هر دو كودك نياز به مراقبت و مداخله ما دارند. امنيت عاطفي كودك بزرگتر نبايد مورد بي توجهي قرار گيرد. براي بسياري از ما اتفاق افتاده كه كودك بزرگ خود را در حال آزار رساندن به نوزاد غافلگير نموده ايم و ما بيدرنگ از اقدام او جلوگيري كرده ايم. بسياري از والدين اين كار را با شدت و عصبانيت انجام مي دهند، در صورتيكه مي توان براي آرام نمودن كودك و خالي كردن خشم، با او صحبت كرده و يك عروسك به دستش داد و از او خواست كه نشان بدهد با نوزاد چه مي خواست بكند. به اين طريق ديگر خشم و حسادت كودك بر روي عروسك منتقل مي شود. بعضي از مادران به محض اينكه مي بينند نوزاد مورد آزار كودك بزرگترشان قرار گرفته، چنان به او نهيب مي زنند كه كودك بزرگتر را شوكه نموده و حسادتش عميق تر مي گردد. مادران اغلب مي گويند: مي خواهي او را؟ بكشي / داشتي او را ناقص؟ /مي كردي نزديك بود خفش؟ /كني چند بار گفتم او را از تختش بيرون /نياور، به اودست نزن و... با اين برخورد، ما نيز مي توانيم بفهميم و بينديشيم كه چه بر سر فرزند بزرگ خود؟ آورده ايم!! با كودكان بزرگتر مي توان راحتتر برخورد نمود و با صحبت آنان را رام كرد. مادري كه با محبت تمام به فرزندش مي گويد: مي دانم گاهي نوزاد تمام وقت مرا مي گيرد و تو را خشمگين مي سازد، اما نمي توانم بگذارم كه تو به او آسيب برساني، مي تواني هر موقع كه احساس دلتنگي، / /خشم ناراحتي و.. كردي، نزد من بيايي. من هم سعي مي كنم وقت بيشتري را به تو اختصاص دهم. با اين رفتار، باب يك ارتباط صحيح را با كودك خردسال خويش گشوده و مي توانيم اطمينان او را جلب كنيم. محبت بهتر است براي هر يك از فرزندان محبت ويژه او را در دل بپرورانيم و چگونگي مناسباتمان را با او و روابطمان با ساير فرزندان مقايسه نكنيم. هر چند وقت يكبار وقتي را اختصاص بدهيم كه با يكي از آنان باشيم و فقط در آن موقع تمام هوش و حواس ما با او باشد نه با ديگر افراد خانواده و يا خريد براي منزل و... اين خود كمكي است كه بتوان حسادت كودكان را كمتر كرده و محبت مورد نياز آنان را تامين نمود. منبع: روابط والدين و فرزندان. ترجمه: مريم جمالي