Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770316-41556S1

Date of Document: 1998-06-06

فوران بزرگترين منبع انرژي در ايران به مناسبت نودمين سال استخراج نفت در ايران در پنجم خردادماه 1287 هجري شمسي مته حفرچاه در عمق متري 360آخرين ضربت را به صخره روي معدن وارد آورد و نفت با فوران و غرش خود وجود يكي از بزرگترين منابع انرژي دنيا را به جهانيان اعلام كرد پنجم خردادماه امسال 90 سال از فوران نخستين چاه نفت درايران گذشت. هرچند كه از آن روز فاصله گرفته ايم، اما به دليل اهميت بي همانند نفت در زندگي 90 سال اخير مردم ايران، مروري بر چگونگي اين رويداد، خالي از فايده و لطف نيست. بين سالهاي 1885 و 1892 ميلادي دو اختراع بزرگ موجب شد كه قدروقيمت نفت در جهان صنعت و محيط تمدن بشري واضح و آشكار شود. در سال 1885 شخصي به نام دايملر آلماني موتور احتراق داخلي را با سوخت بنزين تكميل و فرد ديگري به نام ديزل آلماني موتوري را اختراع كرد كه سوخت آن نفت سنگين بود. طولي نكشيدكه مهندسين و متخصصين دستگاه هايي اختراع كردند كه مازوت يا نفت سياه را به آساني و سهولت زير ديگ هاي بخارمي سوزاند. در آغاز قرن بيستم تنوع وتوسعه مصرف نفت توام باتنوع اختراعات جديد و پيشرفت فني و علمي در استخراج و تصفيه نفت موجب شد كه قرن درخشان كنوني به نام قرن نفت در دنياي متمدن شهرت يابد. چند سال قبل از اعطاي امتيازبه ويليام دارسي، مسيو دومرگان باستان شناس فرانسوي كه سال هادر شوش مشغول كاوش براي كشف آثار باستاني ايران مقاله اي بود، مفصل راجع به وجود نفت در غرب و جنوب غربي ايران نوشت كه در مجله معادن چاپ پاريس درج شد. يك ايراني ( ارمني ) به نام كتابچي خان كه در آن موقع متصدي اداره گمرك بود مقاله مزبوررا خواند و چون با مسافرت هاي خود به نقاط غرب ايران ازآثار سطحي نفت و آتشكده هامطلع شده بود، مطمئن شد كه منابع مهم نفت در ايران وجود دارد. كتابچي خان سفري به پاريس رفت و در آنجا نظر به سابقه دوستي با سرهانري دروموندولف كه قبلا سمت وزيرمختار انگليس را در ايران داشت ملاقات كرد. در اين ملاقات با اشاره به مقاله دومرگان و مشاهدات شخصي خود درباره وجود نفت در ايران از سر دروموندولف تقاضا نمود وسائل آشنايي او را با سرمايه داران انگليسي فراهم كند و دروموندولف كه خود اطلاعاتي راجع به منابع نفتي در ايران داشت به كتابچي خان وعده اقدام داد. در لندن سر دروموندولف با شخصي به نام ويليام دارسي ملاقات و او را تشويق كرد تا سرمايه خود را براي استخراج نفت در ايران به كار اندازد. نتيجه اين ملاقات به مذاكراتي منتهي شد كه كتابچي خان را براي اطلاعات بيشتر به لندن دعوت كردند. ويليام دارسي با گرفتن اطلاعاتي از كتابچي خان، تصميم گرفت زمين شناس مطلع وكارآزموده اي را انتخاب و به ايران اعزام دارد و بدين ترتيبزمين شناسي به نام برلز با يك نفر معاون به نام دالتن ازطرف دارسي استخدام و به ايران اعزام شدند. اين متخصصين بعداز مطالعه در محل، گزارش رضايت بخشي از وجود نفت در حوالي قصرشيرين و شوشتر و بسيار محتمل در نقاط ديگر به دارسي دادند. در سال 1901 ميلادي ويليام دارسي شخصي به نام ماريوت را به اتفاق كتابچي خان به تهران اعزام داشت تا با دولت ايران مذاكره كند. در آن زمان وزير مختار انگليس در ايران سر آرتورهاردينگ بود. ماريوت توانسته بود سفارشي براي وزير مختار انگليس در ايران بگيرد و وزارت خارجه انگليس نيز به وزير مختار خود در ايران دستور داد كوشش كند امتياز نفت نواحي جنوب را براي يكي از اتباع انگليس تحصيل كند. ويليام دارسي كه خود هيچ وقت به ايران نيامد، موفق شد به كمك نماينده اش و كتابچي خان و نفوذ سفارت انگليس و بالاخره با دادن رشوه كلان در مطابق 1901سال با 1280 هجري شمسي امتيازاكتشاف و بهره برداري از نفت را در سرتاسر ايران از مظفرالدين شاه قاجار بگيرد و كتابچي خان با دريافت حق دلالي توانست براي خود و اولادش زندگي بسيار مرفهي را در اروپا تهيه كند. امتيازنامه دارسي با صحه مظفرالدين شاه و امضاي اتابك اعظم و نصرالله خان مشيرالدوله و نظام الدين غفاري قانوني شد و اين سه نفراخير حدود ده هزار ليره رشوه دريافت كردند. علاوه بر اين دارسي متعهد شد سهامي معادل ده هزار ليره به اتابك اعظم، پنجهزار ليره به مشيرالدوله و پنج هزار ليره به نظام الدين غفاري به عنوان تعارف تسليم نمايد و دارسي نيز به تمام تعهدات خود عمل كرد، اما در خلال جنگ بين الملل اول كه سهام مزبور قيمت خوبي پيدا كرده بود ورثه اتابك و غفاري سهام خود را با قيمت نازل به اتباع انگليسي مقيم تهران فروختند! ( ) 1 ويليام دارسي چند ماه بعدازامضاي قرارداد، تعدادي حفار لهستاني با تجهيزات موردنياز به چاه سرخ واقع درشمال قصرشيرين فرستاد. كار به كندي پيش مي رفت تا بالاخره در سال ميلادي 1903 در عمق 507 متري چاهي به نفت رسيد و مختصري نفت به دست آمد. با توجه به نفت كم و بعد مسافت محل، با خليج فارس (حدود يكهزار كيلومتر ) دارسي از ادامه كار در اين محل منصرف شد و تصميم گرفت فعاليت را در نقاط جنوبي كشور نزديك به خليج فارس ادامه دهد. در عين حال دارسي كه حدود سيصد هزار ليره از سرمايه خود را صرف كرده ولي به نتيجه سريع نرسيده بود حاضر نبود بيش از اين سرمايه شخصي خود را به كار گيرد و به همين علت به دنبال كمك و مساعدت ساير سرمايه گذاران بود. عده اي از سرمايه داران آلماني حاضر شدندتمام مخارجي را كه دارسي متقبل شده بود بپردازندو مبلغي هم به عنوان قيمت امتياز به او بدهند تا او كنار برود و كار را به آنها واگذار نمايد، حتي شركت هاي امريكايي هم پيشنهادات مشابهي داده بودند ولي دارسي مايل نبود اين امتياز به افراد غيرانگليسي داده شود. همزمان با فعاليت هاي دارسي دريادار جان فيشر انگليسي نيز تصميم گرفته بود باتبديل سوخت ناوها و كشتي هاي انگليسي از ذغال سنگ به نفت پنجاه درصد به قدرت تحرك آنها اضافه كند. در اين زمان كه نود درصد نفت دنيا در انحصار روسيه و امريكا براي بود، امپراتوري انگلستان داشتن منبع سوختي مستقل كه بتواندآن را تحت كنترل خود داشته باشدضرورت حياتي داشت. لردفيشركميته اي به رياست پرتي من تشكيل داد و به كميته مزبوردستور فوري صادر كرد تا به هرطريقي كه باشد امتياز دارسي را براي دولت انگليس تحصيل نمايد. باتوجه به چنين برنامه اي پرتي من اولا به سرمايه دار پير ومعروفي به نام لرداستراتكونامراجعه و از او كمك خواست. ثانيا با شركت نفت بريتانيا -برمه تماس گرفت و آنها راتشويق كرد تا با ويليام دارسي همكاري نمايند و سرمايه كافي دراختيار دارسي بگذارند. پرتي من شخصا به ملاقات لرداستراتكونا رفت و تقاضاي كمك كرد و لرد فقط يك سئوال از پرتي من كرد و گفت: آياپيشرفت اين پروژه به نفع نيروي دريايي انگليس؟ است وقتي جواب مثبت شنيد بدون سئوال بيشتر و بدون چون و چرا حاضر به دادن كمك شد. در نتيجه اين مذاكرات واقدامات در سال 1905 شركت جديدي به نام سنديكاي امتيازات در شهر گلاسكوتشكيل شد و سهام بهره برداري اوليه و امتيازنامه را مالك شد. بدين ترتيب شركاي شركت جديد عبارت بودند از لرداستراتكونا، ويليام دارسي و شركت نفت برمه. اولين كاري كه شركت جديد كرداين بود كه عمليات حفاري را در منطقه چاه سرخ متوقف نمودو تمام تجهيزات را به ماماتين (نزديك رامهرمز ) منتقل كرد و عمليات حفاري در اين منطقه باسرپرستي يك مهندس كانادائي به نام رينولدز شروع شد. چاه اول به عمق 661 متر و چاه دوم به عمق 591 متر هيچ كدام به نفت نرسيد. نرسيدن به نفت، نبودن راه و مشكلات محلي هزينه را تا حدي بالا برده بود كه شركت جديد هم دچار نگراني شديد شد. بعد از به نتيجه نرسيدن درحوالي رامهرمز تجهيزات را به محلي به نام ميدان نفتون (مسجدسليمان ) منتقل كردند. در اواسط سال 1908 ميلادي سرمايه شركت سنديكاي امتيازات روبه تحليل مي رفت و چاه هاي مسجد سليمان هم به نفت نرسيده بود. روساي شركت پس از مشاوره تصميم مي گيرند عمليات را متوقف كنند و به قول معروف از خيرنفت در ايران بگذرند. باگذشت هشت سال از شروع قرارداد و صرف سرمايه هنگفت شايد چنين تصميمي عاقلانه بود و اين دستور به سرمهندس رينولدز كه مردي سمج و داراي پشتكاري فوق العاده بود ابلاغ شد. ولي او كه به نتيجه كار اعتماد داشت از اجراي دستور خودداري كرد و كار را علي رغم دستور شركت ادامه داد. سرانجام; نود سال پيش درتاريخ 26 ماه مه 1908 مطابق با پنجم خرداد 1287 هجري شمسي مته حفر چاه در عمق 360 متري آخرين ضربت خود را به صخره اي كه روي معدن معروف مسجدسليمان در دل كوه هاي زاگرس قرار گرفته بود وارد آورد و نفت با فوران و غرش خود، وجود يكي از بزرگترين منابع انرژي دنيا را به جهانيان اعلام نمود و از اين روز، سرنوشت ملت مظلوم ايران با سرنوشت نفت و مسائل سياسي آن گره خورد و انگليسي هابراي كنترل كامل بر نفت تقريبا ايران، كنترل اوضاع سياسي ايران را نيز در دست خودگرفتند. در سال 1913 وينستون ميلادي، چرچيل وزير درياداري انگلستان به منظور توسعه نيروي دريايي و تبديل آن به قدرتمندترين نيروي دريايي زمان خود، برنامه اي به دولت انگلستان ارائه داد. طبق اين برنامه و دوماه قبل از شروع جنگ بين الملل اول يعني در ژوئن 1914 دولت لايحه خريد دو ميليون پاند از سهام شركت نفت ايران و انگليس را تسليم پارلمان كرد. اين لايحه شركت نفت را متعهد مي كرد تا مصرف نفت بيست سال آينده انگلستان را تضمين كند و سود حاصله از سهام خريداري شده را صرف توسعه نيروي دريايي كند و بعد ازاين بود كه نيروي دريايي انگلستان با صرف حدود چهل ميليون پاند تبديل به بزرگترين ناوگان دنيا شد و انگلستان با داشتن اين ناوگان عظيم دريايي توانست در اوايل قرن بيستم نقش تعيين كننده اي را در سياست و اقتصاد دنيا بازي كند. لرد كورزون نماينده پارلمان انگليس در نطقي براي نمايندگان مجلس گفت: ما در جنوب ايران مالك سرمايه هنگفتي به صورت منابع نفت هستيم، اين سرمايه عظيم باعث توسعه نيروي دريايي امپراتوري و قوت و قدرت بخشيدن به آن شده است و اين سرمايه كلان ما را قادر نموده است كه فرمانرواي اين قسمت از جهان شويم (منظورش خاورميانه و هندوستان است ).( ) 2 جالب اينجاست كه در اين برهه از زمان حتي يك قطره نفت درايران مصرف نمي شد و مردم براي گرم كردن خانه هاي خود و پخت وپزاز چوب يا پهن استفاده مي كردندو عملا باعث نابودي جنگل هامي شدند و وسيله روشنايي شمع وپي سوز بود. به هرترتيب از شمسي 1287سال كه اولين چاه در مسجد سليمان به نفت رسيد تا سال 1330 كه با ملي شدن نفت دست انگليسي ها كوتاه شد، امپراتوري انگلستان سرنوشت ملت ما را رقم مي زد. مهندس محمود اسماعيلي - 1 پنجاه سال نفت ايران نوشته مصطفي فاتح - 2 تاريخ خاورميانه نوشته پروفسور منزفيلد