Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770313-41548S7

Date of Document: 1998-06-03

نيت قابل تقدير است اما! ... اين بود كه از طول و عرض كلام بكاهيد و بر عملش اضافه كنيد و دوم اينكه در هر كاري، رعايت سلسله مراتب را فراموش نكنيد - هم پدرم و هم ما كه به وجودچنان پدر و پدربزرگي افتخار كرده و مي كنيم، از كم گفتن و گزيده گفتن، ضرر كه نديديم هيچ، كلي سنگين هم شديم! اما خدا مي داند به عنوان يك شهروند و لااقل درشهر ما، رعايت اين دومي، نه تنها ما را مفتخر نكردبلكه تا دلتان بخواهد تاسف خورديم از اينكه قانون زيبايي كه ارثيه آبا و اجداديمان بود، چگونه به يمن وجود برخي از مسئولين محترم پايمال شد. - تيرماه امسال بود كه خيابانهاي اصلي و فرعي شهر اروميه را در هم كوبيدند و خاكريزي كردند تا لوله گازبكارند! ( ببخشيد )البته نيت قابل تقدير بود و جاي سپاس فراوان داشت اما وقتي اين نيت را به فعل درآوردند، بر همه ثابت شد كه براي مسئول امر عمل به وظيفه، فقط در ازاي ناديده گرفتن حقوق شهروندان وبي احترامي به حقوق آنها ميسر است و بس. كاش بوديدو مي ديديد كه شهروندان كلافه از گرد و خاك و چاله وچاه، چه آهي مي كشيدند و چه تاسفي مي خوردند كه چرا بازهم مافوقي، ارشدي، رييسي به شهرمان سري نمي زند تا اين مسئول محترم، مثل يكي دو سال پيش كه پروژه سنگين احداث زيرگذر خيابانهاي امام و پنجراه را در مدت محيرالعقولي به اتمام رساند و انگشت حيرت را بر دهان پير و جوان خشكاند، اين بار هم برخيزد و غبار غم را از چهره شهر بزدايد. در هر حال اين عمليات صعبالتصور! قريب به سه ماه طول كشيد و در اين مدت چهره زيباي شهر ما تا چه حدزشت و نزار شد، بماند اما از آنجا كه در شهر ما هرسر بالايي يك سر بالايي ديگر هم دارد، بعد از اتمام اين پروژه عظيم! بدون در نظر گرفتن نياز واقعي مردم و شايد با تقليد از مركز استان مجاور، به فكر پروژه عظيم ديگري افتادند كه در واقع اين بار هم نيت، قابل تقدير اما نتيجه، وضع آشفته و گيج كننده (و البته عصباني كننده ) ترافيك در خيابان اصلي شهر ( خيابان امام ) بود، خيابان از طرف ميدان انقلاب به طرف ميدان ولايت، صاحب خط ويژه اتوبوس شد و با اجراي اين طرح مطالعه نشده، گردش خون شهر به طرف قلب شهريك طرفه شد بدون تامين نياز اين مسير به اتوبوس بيشتر از يك طرف و عدم رعايت فرهنگ استفاده صحيح از اتوبوس (و حتي تاكسي و ميني بوس ) از طرف هر ديگر، زمان كه اتوبوس به ايستگاه مي رسد، خيل مردم عصباني و آماده هجوم به درهاي اتوبوس را مي بينيم كه هريك مي خواهد با زيرپا گذاشتن حق ديگري، حق خودش را از حقوق شهروندي! بگيرد. روي ديگر اين نامعادله ترافيكي، وقت گرانبهايي است كه به اين طريق و با تاسف بسيار به هدر مي رود و بازمتاسفانه طبق عادتي مالوف، نه تنها توضيح قانع كننده اي از هيچ مسئول صدرنشيني شنيده بلكه نمي شود، اصولا، چنين حقي، جزو حقوق شهروندي! به حساب نمي آيد، در نتيجه هر شهروند يا بايد با كرايه كردن يك تاكسي تلفني و پرداخت مبلغي 40 برابر يك بليت اتوبوس، همين خيابان را دور زده و لقمه را آنگونه كه نبايد! در دهان بگذارد و يا اينكه تمام اين مسيررا پياده گز (ببخشيد ) طي كند، اما در هر حال بعد از ساعت 8 شب كه ديگر اتوبوس كار نمي كند حالا كسي مريض احوال باشد، نباشد استطاعت كرايه تاكسي تلفني را داشته باشد يا نداشته باشد، اعصابش آرام باشد يانباشد، عجله داشته باشد يا نداشته باشد و در هر باشد يا نباشد ديگري، بايد يكي از دو راه فوق الذكر را انتخاب كند و لاغير. اروميه - شهلا فرزان دبير دبيرستان