Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770313-41543S9

Date of Document: 1998-06-03

يادداشت نياز به چشم انداز مشترك در مديريت و راهبري توسعه كشور دكتر علينقي مشايخي يك چشم انداز روشن و مشترك براي مديريت و راهبري موثر و كارآمد جامعه ضروري است. چشم انداز يا دورنما (Vision) وضعيتي را تصوير مي كند كه جامعه به طرف آن و براي دستيابي به آن به حركت درمي آيد. چنين دورنمايي بايدروشن و مشخص باشد و به روشني بيان و تصوير شود به طوري كه افراد درك و برداشت مشتركي از آن پيدا كنند. اين دورنما بايستي با مشاركت گسترده جامعه ايجاد شود و يا دورنمايي باشد كه مورد قبول و علاقه اكثريت جامعه باشد، و بالاخره اين دورنما بايد پيشبرنده باشد و جامعه را به سمت پيشرفت و تعالي حركت دهد. وقتي دورنماي روشن و مشخصي مورد قبول و علاقه جامعه واقع شد، اكثريت نيروها و تلاشهاي مختلف جامعه براي تحقق آن دورنما همدل، و هم جهت مي شوند. همسويي نيروها و تلاشها موجب توليد انرژي عظيم فكري و فيزيكي براي حركت مي شود. اين انرژي عظيم فكري و فيزيكي راه هاي مناسب حركت را براي توسعه و پيشرفت پيدا مي كند، موانع راه را شناسايي و برطرف مي كند و با سرعت جامعه را به سوي تحقق دورنماي مطلوبش به حركت درمي آورد. يك مثال مناسب در اين زمينه وضعيت سال قبل از پيروزي انقلاب اسلامي است كه نيروهاي عظيمي در جهت دورنماي مشترك سرنگوني رژيم سلطنتي همسو شدند. اگر دورنماي مطلوب جامعه به قدر كافي روشن نباشد، يا افرادو اجزاء جامعه درك روشني ازدورنما پيدا نكرده باشند، يادورنماي تبيين شده مورد قبول آنها نباشد، در آن صورت هدايت و رهبري جامعه به سمت يك آينده روشن، با مشكل مواجه خواهد شد. جهت نيروها و تلاشهاي افراد و اجزاء آن جامعه متفرق و غيرهمسو خواهد بود. هر بخشي از نيروهاي فعال جامعه ممكن است دورنماي مطلوبي متفاوت از بخشهاي ديگر در ذهن داشته باشد و به طرف آن حركت كند. بخشهايي از نيروهاي جامعه نيز بدون داشتن هيچ چشم انداز روشني بر حسب تصادف به هر جهتي ممكن است به حركت درآيند. جهت گيري نيروها در جهات مختلف موجب خنثي كردن اثر يكديگر و عدم حركت آن به پيش، و يا حتي حركت جامعه به قهقرا مي شود. به علت اثرات شگرف وجود چشم انداز مشترك، در دانش مديريت امروز، ايجاد چشم اندازمشترك يكي از ضروريات مديريت و رهبري كارآمدمجموعه هاي انساني شده است. مجموعه هايي كه فاقد چشم انداز مشترك روشني باشند دچار تشتت و سردرگمي و اتلاف نيروها هستند. يكي از وظايف مهم مديران ارشد يك مجموعه، ايجاد چشم انداز مشترك و روشن در آن مجموعه است تا امكان رهبري كارآمد و موثر مجموعه فراهم شود. به نظر مي رسد كه در جامعه مادورنماي روشن، مشترك و مورد قبول نيروهاي موثر هنوز ترسيم و تبيين نشده است. سه شعاراصلي انقلاب، يعني استقلال، آزادي، و جمهوري اسلامي و نيزمواد قانون اساسي، اصول راهنماي تدوين چشم انداز را ارائه داده اند. ولي اين اصول راهنما هنوز تبديل به يك دورنماي روشن، مشترك و موردعمل نشده است. اگر چه ممكن است كه گروه يا گروههايي دورنماي مطلوبي براي خود تبيين يا در نظر گرفته باشند، ولي از گفتار و رفتار و جهت گيريهاي افراد و گروههاي موثر در جامعه به نظر مي رسد دورنماي مورد نظر آنها با يكديگر متفاوت است. به عنوان مثال، در دورنماي مورد نظر براي برخي، جمهوريت جامعه محدود و منحصر به افرادي از جامعه با برداشت خاصي از اسلام مي شود، براي گروههاي ديگري، همه افراد جامعه از جمهوريت برخوردارند و در آن مشاركت دارند. براي برخي، جمهوريت نظام در دورنماي مطلوب جايگاهي ندارد، براي برخي ديگر جمهوريت اساس مقبوليت و مشروعيت نظام را تشكيل در مي دهد دورنماي مطلوب برخي، آزادي خاص موافقان و مريدان حاكميت است، و در نظر عده اي آزادي به همه تعلق دارد. و زماني آزادي معنا پيدا مي كند كه مخالفان حاكميت بتوانند در ابراز عقيده و نظر خود آزاد باشند. در دورنماي مورد نظر برخي، استقلال به مفهوم عدم مذاكره با دشمن است و در دورنماي برخي ديگر گفتگو حتي با دشمن كارساز است و به استقلال خدشه اي وارد نمي سازد. در دورنماي موردنظر برخي، انحصار و امتيازي به كسي تعلق نمي گيرد و در دورنماي ديگري خودي ها و محرمان قدرت ازامتياز و انحصارات برخوردارند تا بيشتر قوت در يابند يك دورنما، حضور و تصدي دولت در فعاليتهاي اقتصادي مذموم است، ودر دورنماي ديگر اين امر ضروري و مفيد است. در دورنمايي، گروهي از خواص بايد تكليف جامعه و كشور را روشن كنند، و در دورنماي ديگر تكليف كشور بايد با مشاركت نظام يافته و واقعي همه تعيين شود. در دورنمايي، حفظ و برقراري ظواهر اسلامي نظير پوشش اسلامي، حتي با زور و تحميل ضروريست، در دورنماي ديگري تحميل اجباري اين ظواهر روا نيست. به طور خلاصه به نظر مي رسد كه دورنماهاي مورد نظر يا مورد عمل گروهها و افراد مختلف، حتي در دايره گروهها و افراد ذي نفوذ وبا قدرت، در ابعاد سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي متفاوت و گوناگون است. اين تفرق ديدگاهها و دورنماها، به خصوص در حوزه افراد و گروههاي قدرتمند، موجب اتلاف زياد نيروها و انرژي هاي موجود در جامعه مي شود. البته نه مي توان و نه لازم و مفيد است كه همه ديدگاهها و آرمانها را مشترك و يكسان نمود. اختلاف ديدگاه و اختلاف در دورنماي مطلوب همواره وجود خواهد داشت. چه بسا اين اختلافات وقتي در تعامل سازنده با يكديگر قرار گيرند، موجبرشد و تكامل جامعه مي شوند. ولي مهم آن است كه دورنماي غالبو مورد توجه و عمل مديران و رهبران جامعه و نيز اكثريت افرادجامعه كه آنرا دورنماي مشترك مي ناميم، بايستي روشن و واضح باشد تا سازوكارها و نيروهاي موثر در اداره و حركت جامعه همسو و هم جهت شوند. وجود اختلاف ديدگاه مي تواند در طول زمان موجب تغيير يا اصلاح يا تبيين بيشتر دورنماي مشترك شود. ولي وجوداختلاف، ضرورت وجود دورنماي غالب و مشترك را نفي نمي كند. وجود يك دورنماي روشن و مورد قبول اكثريت يا دورنماي براي مشترك، مديريت و رهبري كارآمد جامعه به سمت توسعه و پيشرفت اجتنابناپذير است. يكي از مسائل مهم مديريت توسعه فرهنگي، اجتماعي، سياسي، و اقتصادي ايران روشن كردن چشم انداز و دورنمايي است كه با عمق و آگاهي مورد قبول مديران و اكثريت جامعه قرار گيرد، در آنها براي تحققش تعهد ايجاد شود، و راهنماي تنظيم برنامه ها و عمل آنها قرار گيرد. اين دورنما بايد در هريك از ابعاد سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي وضعيت مطلوب و آرماني جامعه را تصوير كند و همه سياستها، برنامه ها و اقدامات و موضع گيريها را در جهت تحقق آن تصوير هدايت گر شود. راه ايجاد چنين چشم اندازي، گفتگوي سازنده و مشفقانه در خانواده جمهوري اسلامي ايران است. اين خانواده به گستردگي همه كساني است كه قانون اساسي را پذيرفته اند يا حاضرند در چهارچوبقانون اساسي عمل كنند و بحث نمايند. ايجاد هرگونه محدوديتي براين گستردگي راه بي فرجام محدود كردن و حذف كردن بخشي ازپيكره جامعه را مي گشايد. راه بي فرجامي كه ساز و كارهاي فعال درآن، نهايتا منجر به حذف كليه اجزاء پيكر جامعه خواهد شد وجزيي را باقي نخواهد گذاشت. اگر افراد يا گروههايي فكر كنندبدون طرح چشم اندازهاي مطلوب خود براي جامعه مي توانند آنچه رادر نظر دارند پياده كنند، سخت در اشتباهند و وقت خود وفرصتهاي پيشرفت جامعه را به هدر مي دهند. بايد با صراحت وصداقت آنچه در نظر است مطرح شود و در معرض بحث و پذيرش جامعه قرار گيرد، و تبديل به يك چشم انداز روشن، مشترك وهمگاني شود. بدون ايجاد چنين فرآيندي، نه تنها توفيقي در توسعه و پيشرفت حاصل نخواهد شد، بلكه جو بي اعتمادي و تفرق و تشتت در جامعه حاكم خواهد شد. خلاصه، ايجاد يك چشم انداز مشترك روشن، و همگاني در جامعه، از مهمترين وظايف مديريت و رهبري توسعه و پيشرفت كشور است.