Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770313-41541S1

Date of Document: 1998-06-03

چگونه با غم از دست دادن عزيزان كنار؟ بيائيم به اعتقاد پژوهشگران تجربه غم و اندوه در چهار مرحله رخ مرحله مي دهد اول وارد شدن ضربه روحي و ناباوري است و در پي آن مرحله دوم درد شديد از دست دادن را احساس مي كنيم، مرحله سوم شامل حالت خشم و احساس گناه است و در مرحله نهايي حالت روحي فرد رو به بهبود نهاده و تعادل روحي خود را به دست مي آورد شوك روحي، ناباوري، عصبانيت نااميدي، و آرامش عكس العمل هايي هستند كه معمولا بعد از مرگ يكي از عزيزان يا حتي قطع يك رابطه دوستي ( احساسي ) بروزمي كنند. شدت غمگيني و مدت آن مي تواند بسته به ماهيت رابطه و نحوه از ميان رفتن آن، به عنوان مثال، مرگ، طلاق، خاتمه دوستي و يا حالات بسيار متفاوت ديگر باشد. مرگ كودك مي تواندبراي خانواده اش غم سنگيني باشد اما در عوض، مرگ فرد سالخورده اي كه زندگي شاد طولاني، و سلامتي را سپري كرده است، احتمالا براي اقوام جوانتر و فاميل دور سبك خواهد بود، در حالي كه ممكن است اين مسئله براي همسر همان فرد تكان دهنده و بسيار سخت باشد. به اعتقاد پژوهشگران تجربه غم و اندوه در چهار مرحله رخ مرحله مي دهد اول وارد شدن ضربه روحي و ناباوري است و در پي آن (مرحله دوم ) درد شديد از دست دادن را احساس مي كنيم، مرحله سوم شامل حالت خشم واحساس گناه است و در مرحله نهايي حالت روحي فرد روبه بهبود نهاده و تعادل روحي خود را به دست مي آورد. ممكن است نتوان بين مراحل بعدي به طور كامل تمايز قايل شد، همچنين افراد مختلف دراين موارد احساسات متفاوتي دارند. اگر چه، درك روند معمول غمگيني مي تواند ما را در فهم احساسات شديد و در بعضي موارد متضاد كه به هنگام سوگواري در خود مي يابيم، ياري دهد. همچنين به اين ترتيب مي توانيم از دوستان و نزديكان خود، در چنين مواردي حمايت كرده و آنها را ياري دهيم. حقيقت ندارد! هنگامي كه جدايي ناگهاني مثلا است، فردي از دنيا مي رود و ياحتي يكي از طرفين (زن ياشوهر ) اظهار تمايل به جدايي مي كند، عكس العمل فوري ما چيزي جز شوكه شدن و حالت ناباوري نمي باشد. البته اين مرحله كاملا كوتاه (موقت ) بوده و به طور معمول براي چند روز يا حداكثر يك هفته ادامه مي يابد. معمولا علائم جسماني نظير حالت تهوع، سردرد و بالا رفتن ضربان قلب و تنگي نفس نيز به همراه اين حالت شوكه شدن (ضربه روحي ) شدت بروزمي كند اين علائم جسماني مربوط به غيرمنتظره بودن واقعه برخي مي شود افراد نيز احساس كرختي و بي حسي را به همراه اين حالت تجربه كرده اند، مراسم تدفين به افراد سوگوار كمك مي نمايد كه اين ضايعه را پذيرفته و به مرحله بعد بروند. عصبانيت حاصل از دست دادن فرد! به دنبال رفع ضربه روحي وپذيرفتن آنچه اتفاق افتاده است، درد و رنج روحي و معمولاجسمي شديدي به فرد عارض مي شود. بسياري روانشناسان بر اين باورند كه اين مرحله يك بخش بسيار ضروري و موثر در تجربه غم و اندوه است. تا زماني كه رنج و ناراحتي خود را نشان ندهيم، حقيقت از دست دادن كسي را باور نمي كنيم. بسياري از بازماندگان گريه هاي شديد، بي تابي، بي اشتهايي بي خوابي، و كاهش وزن راتجربه مي كنند. فرد مصيبت زده ( سوگوار ) نياز به حمايت شديد روحي، رواني در اين دوران دارد. از آن جايي كه مردم نمي توانند در اين احساسات شديد فرد سهيم باشند، شخص سوگوار معمولا از حمايت روحي لازم براي طي هر چه سريعتر اين دوران برخوردار نمي شود و اين وضع مي تواند از چند هفته تا چند ماه ادامه فقط يابد نبايد فرد سوگوار را خيلي تنها گذاشت. احساس بي كسي در مرحله سوم، عصبانيت واحساس گناه دو احساس اصلي هستند كه به سراغمان مي آيد. در بعضي موارد اين خشم متوجه فرد مرده و يا كسي مي شود كه ما را ترك كرده است. بعضي اوقات هم ناراحتي خود رابه سر ديگران، به خصوص افرادخانواده و يا دوستان يا كساني كه به نحوي با قطع اين رابطه مرتبط بوده اند، خالي مي كنيم. كساني كه اعتقادات مذهبي دارند، ممكن است ناراحتي خود را متوجه خدا نمايند كه اجازه داده است چنين اتفاقي بيفتد. خشم و عصبانيت احساسي است كه سراغ بسياري افراد در حالات مختلف مي آيد. ممكن است از احساس خشم نسبت به فرد متوفي احساس گناه بنمائيم. معمولا احساس سردرگمي و شرمساري مي نماييم، افسرده شده، از جمع دوري كنيم، به خصوص در صورتي كه نتوانيم اين احساسات خود راآزادانه بيان نموده و تصديق نمائيم. در حالي كه نزديكانمان مي توانند خود نقش مهمي را در بيان آزادانه احساساتمان داشته باشند، بايد اين نكته را مدنظر داشته باشند كه ممكن است در معرض خشم ما قرار بگيرند. در اين مرحله، فرد سوگوار ممكن است كساني را كه بيش از همه به آنان نياز دارد از خود دور كند. برخي افراد دچار حالت غمگيني دايمي ( مزمن ) شده و بايد تحت درمان تخصصي قرار بگيرند تا از اين مرحله بيرون آمده و به مرحله بعد كه بازيابي تعادل روحي و رواني است پيش بروند. بهبود و بازيابي (تعادل روحي ) هر چقدر غم و اندوهمان سنگين باشد، باز هم زماني فرا مي رسدكه اميد به زندگي در ما بيدارمي شود. انرژي روحي كه در روابط گذشته خود ذخيره كرده ايم بايداز نو در قالب دوستي ها و روابط جديد پي ريزي شود. ممكن است بسيار آسيب پذير شده و به سرعت ناراحت شويم و برقراري ارتباط مجدد برايمان دشوار باشد. ممكن است پذيرفتن اين حالت روحي براي خانواده و دوستان سخت باشد. آنان نيز ازدست دادن را تجربه كرده اند. فرد بازمانده بايد متوجه باشد كه برقراري رابطه جديد مي تواند به عدم وفاداري نسبت به فرد مرده تعبير شود و ممكن است به درگيري ميان ساير بازماندگان منجر شود. بايد اين احساس راآشكار نموده و درمورد آن صحبت كرد. به مرور زمان، فرد سوگوارمي تواند با لذت به گذشته نگاه كند و بخشهاي شاد وجالب روابط گذشته خويش را به ياد آورد. ممكن است حتي در زماني كه روابط جديد احساس شادي و آرامش به ما مي دهند، باز هم دچار احساس ازدست دادن باشيم، زيرا هر كس به نوبه خود بي همتا است و با مرگ فرد مورد علاقه و يا ترك، نمي توانيم جايگزيني براي او بيابيم، اما احساس شادماني و رضايت از اوقات خوشي را كه با يكديگر سپري كرده ايم، در نهايت غالب خواهند بود. منبع: Healthline ترجمه از: پريسا - بهجت محمدي