Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770312-41532S2

Date of Document: 1998-06-02

منزلت مطبوعات در جامعه مدني اشاره مطبوعات و جايگاه آن درجامعه مدني، عنوان سخنراني دكتر محمد مهدي فرقاني عضو هيات علمي گروه علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي است كه در نخستين سالگرد حماسه دوم خرداد 1376 در جمع اساتيد و دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي ايراد شده نظر است، به اهميت موضوع و تقارن آن با سالگرد دوم خرداد وفراگير شدن مقوله جامعه مدني به ويژه از طريق مطبوعات كشور، متن اين گفتار از نظرشما خوانندگان گرامي مي گذرد: سرويس مقالات اگر بپذيريم كه گفتمان جامعه مدني به طور جدي در آستانه انتخابات رياست 2خرداد 1376 جمهوري مطرح شد و به صورت گفتمان اجتماعي مسلط درآمد، بايد بپذيريم كه اين انتخابات نقطه عطف اين گفتمان جديد بود ومي بينيم كه در يك سال گذشته بحث و گفت وگو در اين خصوص ثمره هايي را به بار داده كه اميدواريم باپاسداشت اين دستاوردها بتوانيم زمينه هاي تعميم، تعميق و گسترش آنها را فراهم كنيم. نكته اي كه پيشاپيش ذكر آن ضروري به نظر مي رسد اين است كه خوشبختانه درشرايط كنوني در نقطه بسيار خوبي به لحاظ وضعيت مطبوعات در جامعه خودمان هم از نظر كميت و تنوع كه يكي از شاخص هاي جامعه مدني است و هم از نظر محتوا و كيفيت قرارداريم كه در طول تاريخ مطبوعات كشورمان بي سابقه است. مطبوعات ما در طول يك سال گذشته واردبحث در زمينه ها و عرصه هايي شده اند كه در گذشته آن عرصه ها رانمي شناختند، اما بايد متوجه باشيم كه شرايط هميشه شكننده است واستعداد بازگشت به وضع سابق را دارد. به جز آنچه در تاريخ 150 ساله اخير كشور خودمان و در زمينه وضعيت و عملكرد مطبوعات شاهد بوده ايم، در كشورهاي ديگر نيز نمونه هايي رامي توان سراغ گرفت كه سوءاستفاده يا ندانم كاري از بهره برداري ازآزادي مطبوعات، مصيبت هايي را به بار آورده است كه در اينجا اشاره به دو نمونه خارجي در اين زمينه بي مناسبت نيست. - 1 آنچه در مكزيك در دهه اخير اتفاق افتاد بحث بر سر اين بود كه آزادي مطبوعات در اين كشور با افسار گسيختگي مطبوعات به هم آميخت و مرزهاي اين دو مقوله مخدوش شد و نهايتا منجر به شكست حركتي گرديد كه درجهت اصلاح اجتماعي صورت گرفته بود و باعث سرنگوني حكومت اصلاح طلب وقت شد. البته در اين سوءاستفاده نيروهاي واپس گراي اجتماعي هم نقش داشتند. - 2 نمونه قديمي تر آن به شيلي زمان آلنده مربوط مي شود كه مطبوعات راستگراي اين كشور با سردادن شعار آزادي مطبوعات، موجبات سرنگوني خونين سالوادورآلنده و استقرار ديكتاتوري پينوشه را در اين كشور فراهم كردند. با توجه به موارد فوق ما بايدضمن اين كه در جهت تعميق و گسترش و كيفيت بخشيدن به آزاديها تلاش كنيم، در عين حال بايد مراقب بعضي عملكردها كه مي تواند اين حركت را كند يا متوقف كند و يا ما را به شرايط سابق برگرداند، باشيم. اين مراقبت مي طلبد تا ارتباط و نسبت جامعه مدني و مطبوعات را مورد بررسي قرار دهيم. بحث در مورد جامعه مدني را آغاز مي كنم چون فكر مي كنم سال ها طول مي كشد گفتمان جديد آثار عيني خودرا در عرصه اجتماع بروز دهد و به استقرار كامل نهادهاي مدني منجر شود. دروهله اول مسئله مهم همان شكل گيري گفتمان جامعه مدني وايجاد بسترهاو زمينه هاي فرهنگي مناسب است تا نهادهاي مدني بر اين بستر شكل بگيرند و تقويت و نهادينه بشوند. در واقع ما هم اكنون آزادي مطبوعات را داريم و در دوران خوبي به سر مي بريم. اما مشكل اين است كه آزادي مطبوعات و شرايط مطلوب فعاليتهاي مطبوعاتي فعلي هنوز نهادينه بنابر نشده است اين هر اتفاق كوچكي مي تواند آن را تهديد و پايه هاي آن را سست نمايد. پس بايد در جهت نهادينه كردن آن تلاش كرد. اين نهادينه كردن نيز مدتها طول مي كشد. حتي بسياري از نيروهاي خوش نيت وخوش فكر هم گاهي ممكن است سد راه اين حركت بشوند. پيش از اينكه به ارائه تعريف ازجامعه مدني برسم، بايد بدانيم كه جامعه مدني به چه معناست. جامعه مدني در واقع چرخه ديگري ازگفتمان دمكراسي يا توسعه سياسي است يعني همه اينها كم و بيش به يك معنا به كار جامعه مي رود مدني يعني جامعه اي كه به لحاظ سياسي توسعه يافته جامعه اي كه است مشاركت پذيري، توزيع تكثر قدرت، و تنوع را به عنوان يك اصل پذيرفته و به آن عمل مي كند. جامعه مدني جامعه اي است كه مبناي مناسباتش بر مفاهمه، گفتگو و بحث و تبادل نظر باشد و راه حل هرگونه اختلاف و تضاد اجتماعي را در قالب گفتگو و مباحثه جستجومي كند نه در قالب تحميل، اعمال زور و يا خشونت. در كنار جامعه مدني، توسعه جامعه سياسي، دمكراتيك، يك اصطلاح ديگري هم داريم كه به خصوص دانشجويان ارتباطات، كم و بيش بايد با آن آشنا باشند. اين اصطلاح همان فضاي عمومي يا گستره همگاني است كه يورگن هابر ماس فيلسوف آلماني يكي از مبدعان و واضعان آن است. اين گستره همگاني يا فضاي عمومي هم چهره ديگري از گفتمان جامعه مدني است. در تعريف جامعه مدني گفته مي شود جامعه مدني جامعه اي است كه در آن تشكيلات، سازمانها و نهادهاي نيرومندي بين مردم و دولت شكل مي گيرد و در نتيجه از برخورد مستقيم و رودرروي مردم با حكومت جلوگيري مي كند اين نهادها و سازمانها براي تحقق چنين منظوري بايد چند ويژگي داشته باشند; اول اينكه اين سازمانهابايد غيردولتي باشند تا بتوانندنقششان را در مقابل دولت و در كنارمردم به درستي انجام بدهند. وقتي مي گويم در مقابل دولت، نبايد اين تلقي بوجود بيايد كه اين نهادها درمخالفت با دولت عمل مي كنند، بلكه برعكس، در جوامع مدني امروز نهادهاي مدني در بسياري مواقع به عنوان يك حامي و كمك در كنار دولتها عمل مي كنند يعني بسياري از نقشهايي را كه دولتها بايد انجام بدهند عملا نهادهاي مدني به عهده مي گيرند و دولت اجازه و امكان پيدا مي كندكوچك بشود و از گسترده شدن بي رويه جلوگيري بشود هزينه و نيروي انساني كمتر تلف بشود و در واقع، دولت بيشتر نقش نظارتي داشته با شد تانقش دخالتي و اجازه بدهد جامعه استعدادهايش را شكوفا نيروهايش بكند، را بشناسد و نيروهاي بالقوه را بالفعل بكند و از آنها براساس شايستگي هايشان بيشترين استفاده بنمايد. ادامه دارد